دانلود رمان چشمانی که در خواب دیدم

 

دانلود رمان چشمانی که در خواب دیدم

 

 

خلاصه رمان:

دانلود رمان چشمانی که در خواب دیدم داستان ما در مورد دختری به نام نیکو هست؛که هر شب با چشم هایی درخواب ملاقات داره!… این دختر همه کابوساش و حفظه،اما خوابای خوبشو نصفه میبینه شاید کسی بیاد تو زندگیش که باعث بشه این کابوس ها و خواب های بی انتها تموم بشه شاید این خوابایی که می بینه یک نشانه باشه برای آیندش؛آیا ارزش داره که خواب هاشو جدی بگیره؟یا اینکه سرسری ازش عبور کنه؟

 

پیشنهاد می شود

دانلود رمان دنیا پس از دنیا

با ترس و بی اعتماد قدم برداشت،نمیدونست هدفش چیه و کجاست ! فقط میدونست باید بره دنبالش

… تنها چراغی که روبروش بود و کمکش میکرد چشمای به رنگ شب،که تو اون تاریکی برق میزد

و این باعث میشد نتونه مستقیم بهش نگاه کنه یه قدم دیگه باهاش فاصله داشت،فقط یه قدم دیگه برای لمسش نیاز داشت …

سخنی از نویسنده:

قبل از هر چیزی لازم دونستم صحبتی با شما عزیزان داشته باشم . خیلی ممنون که این رمان

رو برای خوندن انتخاب کردید. نیمی از داستان برا اساس واقعیت نوشته شده . بنا به درخواست

بسیاری از عزیزان که به بنده لطف دارن این بار قرار شد رمانی عاشقانه و احساسی بنویسم .

امیدوارم داستان خوبی بشه تا شما عزیزان راضی باشید از اینکه وقتتون رو در اختیار ما قرار دادید.

 

قسمتی از رمان:

با جیغ از خواب پرید. در باز شد و اول بابا و بعد مامان و بعد نیلو سراسیمه وارد اتاق شدن

.مامان نشست کنارم و دستش رو گزاشت رو پیشونیم: بازم که بدنت داغ کرده….

بابا: دخترم نمیخوای بگی چه خوابی میبینی که انقدر آشفته میشی و تب میکنی؟!

به علامت نه سرم رو تکون دادم. هنوز تو شوک بودم. مامان با دلخوری از کنارم بلند شد

و دست بابا رو گرفت و با هم رفتن بیرون.نیلو در رو بست و آروم نشست پیشم .نفسم رو

با کلافگی انداختم بیرون و پریدم رو تخت : این رویاییه که گرفت خواب رو ازم ، دوباره همون چشمای سیاه لعنتی …!

نیلو: حتما بازم نتونستی بفهمی چیه و کیه؟!

– نتونستم

 

 

پیشنهاد می شود

رمان عصر یخبندان| FATEME078 کاربر انجمن یک رمان

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان : چشمانی که در خواب دیدم

نویسنده

نویسنده : زهرا شفیعی

موضوع

ژانر: اجتماعی و عاشقانه

طراح

طراح : هکرقلب

تعداد صفحات

تعداد صفحات : 94 PDF