دانلود دلنوشته اشک‌هایم       خلاصه: دانلود دلنوشته اشک‌هایم  رفتی به پشت سرت نگاه نکردی نگاه نکردی ببینی چقدر اشک ریختم اشک ریختم برای تو که عشق بودی  اما رفتی به پشت سر نگاه نکردی منم این عاشقی رو برای همیشه فراموش کردم اما بدون، زندگی بدون تو یعنی... مرگ! در کنار رد پایت راه می‌روم

  • دلنوشته:اشک‌هایم
  • نویسنده:مهکامه
  • طراح:نگار1373
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:24
  • ویراستار: نسترن بانو
  • بازدید: 2256
ادامه و دانلود

دانلود رمان خانم مدیر عامل پسری که به همراه اکیپی از همکارانش از خارج بر میگرده و قراره برای تعیین سمت جدید در شرکت با همکارانش به رقابت بپردازه فکر کردی همه اینا نمایشه؟! نه جونم .. . تمامش واقعیته حقیقت محضه حالا بهت ثابت میکنم کی راست میگه! حالا مشخص میشه که کی بهتره؟این رقابته یا جنگ؟ این غروره یا چاپلوسی؟دانلود رمان خانم مدیر عامل بهتره بدونی که من میبرم تو هنوز تیتیش مامانی و لوسی! -چیکار میکنی؟ ... هنوز درگیر اونی مزدک؟ مزدک : بابا دارم این لامصبو میتکونمش ... ناسلامتی سوغات عمه خوشگله ست. -اَه ... توأم با اون عمه ت! مزدک : خفه بمیر ... عمه به این نایسی ... مدونا جلوش لنگ میندازه. زدم زیر خنده و گفتم : -آره ... ...

  • نام رمان:خانمِ مدیر عامل
  • نویسنده:س.سپهر
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:217
  • موضوع:عاشقانه، طنز، کل کلی
  • بازدید: 11710
ادامه و دانلود

دانلود رمان عروسک سرامیکی برای باقی ماندن بودن را انتخاب کرد بودنی که نهایتش رفتن بود.  خورد شدن، شکستن را از یاد نبرد  و آنچنان گره خورد با بند بند زندگیشان  که آنها نیز از یاد نبرند ، روزی افسونش شدند و از دست دادند افسونهایش را .صدای آرام آهنگ اسباب بازی در میان سقف آبی آسمانی و دیوار های سبز چمنی میپیچید، بین ماه و ستاره ها چرخ می زدو با صدای نرم و لطیفی روی گوش های کوچک بند انگشتی بچه مینشست . لالایی بخون ستاره ...آروم بشم دوباره ... دختری با دامن کوتاه دست هایش را بالای سرش نگه داشته بود و روی صفحه بیضی رنگ می چرخید و دوباره برمیگشت سر جای اولش و به اندازه ی چند ...

  • نام رمان:عروسک سرامیکی
  • نویسنده:نازی نجمی و زهرا بهار
  • طراح:Aisa Hami
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:93
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 4106
ادامه و دانلود

دانلود دلنوشته دست دل     خلاصه: دانلود دلنوشته دست دل هر روزی، هر ساعتی هوای دل هر کسی یک جوره، یک روز بارونی یک روز هم آفتابی. هر آن ممکنه بخوای حال خودت رو با نوشتن توصیف کنی، گاهی با شعر گاهی با متن ساده، ولی این سادگی عمق وجودته، از یک منبع عشق و احساسات! تو نه عاشقی؛ نه شکست خورده، ولی دله دیگه گاهی هوایی میشه!

  • دلنوشته:دست دل
  • نویسنده:غزل یوسف نیا
  • طراح:Lady Green
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:17
  • نام ویراستار: .Reihane.
  • بازدید: 1434
ادامه و دانلود

دانلود رمان مرده زاد همه از حیات برخاستند من از نیستی امده ام ... اغاز من خیلی بعدتر از پایان بود ... ماه بود و اتش ... ضجه های زنی خاموش بود وقتی من امدم ... ماه بود و اتش ... سرد سرد بود وقتی من امدم ...با پایانش اغازی نو برایم رقم زد .... ماه بود و اتش ... از اغوش مرگ امدم ... از درون مرگ ... این داستان کاملا تخیلی و زاییده ذهن  نویسنده است  دوباره همونجا بودم.. همه جا تاریک بود.. تاریک تاریک.. سوز بدی می اومد..دانلود رمان مرده زاد دستام رو به هم قلاب کردم تا بلکه از از شدت سرما کم بشه ولی نشد.. پاهام داشت یخ می زد.. دندونام تیک تیک به هم می خوردن.. یهو ...

  • نام رمان:مرده زاد
  • نویسنده:مامیچکا
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:554
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 4329
ادامه و دانلود

دانلود دلنوشته یک تیکه از قلبم       خلاصه: دانلود دلنوشته یک تیکه از قلبم یک تیکه از قلبم شاید کوچک باشد اما برای تو که بدون فهمیدنِ عواقبش، شروع به رنگ زدنِ آن کردی می‌تواند صدها حرف داشته باشدقلبم سرزمینی بود که هیچ چیز در آن رشد نمی‌کرد اما بعد از اینکه گفتی: اینجا خانه و فقط مال من است گل‌هایی به رنگ عشق در آن، هر لحظه بلندتر شد و نتوانستم جلوی آن‌ها را بگیرم...

  • دلنوشته:یک تیکه از قلبم
  • نویسنده:Yegane
  • طراح:Lady Green
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:11
  • ویراستار: نسترن بانو
  • بازدید: 1670
ادامه و دانلود

دانلود رمان جادوگر نادان _ جهان در حال نابودی‌ست! حمله شیاطین به انسان‌ها! چگونه باید جلوی‌شان را گرفت؟ فقط یک نفر می‌تواند، کسی که معروف است به جادوگر نادان...خسته شدم. مردم از بیکاری، تازه پول‌هام هم تموم شده... یه پرونده بهم بده! انمادو: تویا خودت می‌دونی که الان پرونده به زور گیر میاد؛ من خودم چند روزه دستم خالیه. الان دیگه شیاطین کم پیداشون می‌شه! البته خبر اومده چند روز دیگه قرار یه اتفاق‌هایی بیوفته. من: اوه، اوه. چه خبره؟ می‌دونی چند روز‌، از سه روز شروع می‌شه و تا بیست یا سی روز ادامه داره! انمادو: به هر حال من نمی‌تونم کاری بکنم. با قیافه‌ای درهم از اون‌جا بیرون زدم. وای داره بارون می‌باره چه‌قدر خوب! فکر کنم باید از توکیو ...

  • نام رمان : جادوگر نادان
  • نویسنده : سیدمظفر حسینی کاربر انجمن یک رمان
  • طراح : حسنا(هکرقلب)
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 145
  • ژانر: ترسناک، تخیلی
  • بازدید: 10931
ادامه و دانلود

دانلود دلنوشته برای دایه باژیلان       خلاصه: دانلود دلنوشته برای دایه باژیلان دایه باژیلان عزیزم... سلام! دلم بسیار برایت تنگ شده... کی به روستا باز می‌گردی؟! تمام پرنده‌ها و گاو و گوسفندها منتظر تواند...! بوی تو که در این خانه نباشد دل همه‌ی ما می‌گیرد... دایه نگران نباشی هان! همه چیز مرتب است، فقط در نبود تو... به جای خون ” غم“ در رگ‌های جانم می‌خروشد

  • دلنوشته:برای دایه باژیلان
  • نویسنده:شمیم فرهادی
  • طراح:Hani.Nt
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:30
  • ویراستار: نسترن بانو
  • بازدید: 2557
ادامه و دانلود

دانلود رمان وقتی که نبودی _ سارن، دختری که به همسرش علاقه دارد. همسری از تبار بی‌رحمی. زندگیِ تلخ مزه سارن که با گذشت زمان و اتفاقات ریز و درشت، زیر زبان علی مزه می‌کند. با فاش شدن حقایقی پنهان، عشق نابود می‌شود یا همچنان پایدار می‌ماند؟سکوت‌هایم بوی مرگ می‌دهند، بوی تعفن،بوی دل کندن! از همان سکوت‌هایی که می‌شنوی و دم نمی‌زنی، از  همان‌هایی که همه غصه‌ها را در دلت جمع می‌کنی، از آن‌هایی که به‌تدریج چشمه اشکت را خشک می‌کند. سکوت‌هایم بوی خون می‌دهند! از همان‌هایی که دهانت را می‌بندی تا غرورت نشانه نرود، از همان‌هایی که فشارهای زندگی به قلبت فشار می‌آورند، کسی چه می‌داند؟ شاید نتیجه تمام سکوت‌هایم فریادی شود که عرش آسمان را بلرزاند! دانلود رمان وقتی که نبودی          چه خوش‌بینانه فکر می‌کردم ...

  • نام رمان : وقتی که نبودی
  • نویسنده : Moaz17 کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار: ..TaraɲΘm..
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 470
  • ژانر: عاشقانه، تراژدی
  • بازدید: 8076
ادامه و دانلود

دانلود رمان افسونگر جهنمی  به آسمان شهر خیره می‌شوم؛ این‌جا شهر شوم است! شهری که مردمی ابله، صفت گرگ‌ها را دارند. مردمی که قبول کردند شیطان‌پرست باشند و من، فرشته رانده شده این شهرم... ابلیسی دیگر! دختری از قلب جهنم که فقط ویران کردن را یاد گرفته است. من دختر شیطانم، افسونگری برای جدایی قلب‌ها. من آسیبی نمی‌بینم، نه با خواندن آیه و دعای پوچ دعانویسان، نه با آب مقدس کلیساها یا به صلیب کشیدن قلب و روحم! دانلود رمان افسونگر جهنمی  من جاودانه‌ای از نسل پلیدی و تاریکی هستم!. چی می‌خوای؟ صدای خنده کریه‌ش گوشم رو آزار داد، اما توجهی نکردم. دورم چرخید و روبه‌روم قرار گرفت و گفت: وقتشه بانو. پوزخندی کنار ل**ب‌هایم جا خوش کرد، که لئون با چندشی گفت: -با اون ...

  • نام رمان:
  • نویسنده:دیکتاتور16
  • طراح:نگار1373
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:
  • موضوع: تخیلی، عاشقانه، اجتماعی، ترسناک
  • بازدید: 13986
ادامه و دانلود