خلاصه: دانلود رمان تهدید آمیز _ تاریکی، تاریکی محض، حمله اجنه به انسان‌ها، انسان‌های تسخیر شده، موجودات عجیب، چه اتفاقی درحال وقوع است؟ هیچ‌کس نمی‌داند، آنهایی که می‌دانند مخفی شده‌اند، ولی چند نفر گام برمی‌دارند، به سوی تاریکی، به سوی موجوداتی تهدید آمیز!   این رمان اختصاصی سایت یک رمان است. قسمتی از رمان : وقتی ببینیشون دیگه زندگی مثل سابق نمی‌شه، مثل یه ویروس توی مغزت، مریضت می‌کنن!  همه جا می‌بینیشون؛ نمی‌تونی خودت رو قانع کنی نیستن، خوب نمی‌شی، نفس می‌کشی زندگی نمی‌کنی؛ همه‌ی نفس‌هات قدمایین به سوی مرگ، مرگ تدریجی منتظرته، دوس داری زودتر تمومش کنی اما نمی‌شه اونا همه جا هستن، پشت سرت، کنارت، روی تخت خوابت، همیشه منتظرتن، اون اینجاس! به در نگاه کن، در رو باز کن، درکمد رو باز ...

  • تهدید آمیز
  • گرگینه های خاموش
  • I.yasy
  • تعداد صفحات : 127
  • معمایی، ترسناک
  • بازدید: 8024
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان فاصله ی جانبی دست تقدیر است دیگر؛ ادم ها از هرکس که متنفر باشند، مدام می بینندشان. نفس برای جلوگیری از رویارویی مهرداد و مهراز سخت در تلاش است. در هر راهی را می بندد تا مهرداد وارد زندگی جدید ان ها نشود. اما مهرداد است و لجبازی هایش... غد بازی هایی که او را تا مرز دروغ و مرگ می برد. حال مهرداد با شرایط جدیدش چگونه می تواند خانواده اش را راضی کند؟ آیا کسی او را می پذیرد؟ توضیحات: این رمان جدید مستقل از جلد اول خود می باشد اما می توان ان را در ادامه ی جلد اول خود، خواند. این رمان اختصاصی سایت یک رمان است. سطح رمان عاشقانه  : پیشرفته یعنی چی مهرداد اونجاست و می خواد ...

  • نام رمان:فاصله ی جانبی «جلد دوم به سادگیم بخند»
  • نویسنده: F.k کاربر انجمن یک رمان
  • اجتماعی ، طنز و عاشقانه
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:476
  • موضوع:اجتماعی ، طنز و عاشقانه
  • بازدید: 25803
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان انچه که من کشیدم دستانم را باز و بسته میکردم و به استخوان هایی که زیر پوست نازک دستهایم قائم شده بودند دقت میکردم دستی سفید و سرد و استخوانی ... در اتاق را باز کردم مردی میانسال با رپوش سفید نشسته و با خودکار خود بازی می کند (کودک درونش فعاله مسخره هم خودتی)تا کمر دولا شدم _استاد بزرگوار من حال شما؟ سرشو بالا اورد _چطوری قراضه؟ سعی کردم این لبخند گشاد روی لبانم را تنگ و تنگ تر نکنم ولی به طور طبیعی در عرض یک صدم ثانیه کلا محو شد _استاد میشه بشینم؟ لبخندی ملیح زد _خیر وایمیستی تا اطلاع ثانوی مگس میپرونی( و با فریاد)افتاد؟ با تعجب به زمین نگاه کردم _چی استاد؟ انگشتانشو به هم قفل کرد _حرف ...

  • نام رمان: انچه که من کشیدم
  • نویسنده:مریم معینی
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:100
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 4272
ادامه و دانلود

خلاصه:  دانلود رمان حکم ورودت را صادر می کنم _ روایتگر داستان زندگی پسری دبیرستانی به اسم دانیال که تنها دارایی‌اش تنهاییست. در طول زندگی اتفاقاتی برای دانیال از جانب خودش می‌افته و این باعث آزار و اذیت و درگیری‌های ذهنی برای او میشه، از جمله صادر کردن حکم ورود موجوداتی از ذهنش به دنیای واقعی... این رمان جدید اختصاصی سایت یک رمان است. قسمتی از رمان : روی تخت دراز کشیده بودم و به سقف زل زده بودم. صدای ریچل رابین توی اتاق می‌پیچید، با این آهنگ آرامش عجیبی بهم دست می‌داد. بلند شدم و نشستم روی تخت، دستم‌و بردم سمت میز تا موبایلم‌و بردارم و اهنگ رو عوض کنم که یه جمله‌ی تنفر آمیز روی صحفه‌ی گوشی نمایان شد"Low Bottery". سعی کردم تا به زور ...

  • نام رمان : حکم ورودت را صادر می کنم
  • نویسنده : Daniall کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار: نسترن بانو
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 122
  • ژانر: درام/عاشقانه/ترسناک
  • بازدید: 9301
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان آخرش قشنگه شنیدی عشق چکار میکنه؟؟؟فکر نکنم عمیق دیده باشی ، خبر دادن فصل عشق یه جوری عاشقت میکنن که حسابی تو دلت رد عشق بمونه ، میگن عشق جادوگره وحسابی جادو میکنه اون هم با کلی قشنگی ، میگن اونقدر اخرش قشنگه که هیچ مجنونی بی لیلی نمیمونه وفرهاد از غمش کوه نمیکنه ، همیشه تو مغزمون فرو کردن که اخر قصه های عاشقنه با غصه تموم میشه ، ولی ایندفعه اخرش قشنگه . . . ...به نام خالق من خالق همین دردی که تو دل وقلب هامونه... هدیه ایی ناقابل به مناسبت بیست وهفتمین سالگرد حضور فرشته مهربونم تو زندگیم آرزو جان تولدت مبارک گلم این داستان رو واسه این نوشتم واست که امسال آخر عاقبت قشنگی عشق رو انشالله ...

  • نام رمان:آخرش قشنگه
  • نویسنده:v.rahimi1
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:264
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 6204
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان مغز مریض  این داستان درباره دختر فوق العاده افسرده‌ و ناراحتیه. از لحاظ روحی وضعیتش افتضاحه اما حال جسمیش خوبه! یکی رو می‌خواد که بهش محبت کنه. با پسری دوست می‌شه و بعد از یه مدت اتفاقاتی می‌افته ... این رمان اختصاصی سایت یک رمان است. قسمتی از رمان : رسیدم خونه و در حیاط رو با کلیدام باز کردم. رفتم داخل، یه حوضچه قدیمی کنار باغچه سمت چپ حیاط خونه‌مون بود که حالا به لطف غرغرای مامان، بابا سرامیک کردش و مدرن‌ترش کرده بود. شیر آب هم‌زمان با ریختن قطره‌های بارون توی حوضچه‌ای که حالا پر آب بود چکه می‌کرد. چکه چکه آب ریخته می‌شد. بی توجه بهش از کنار گل محمدی گذر کردم و رسیدم به جاکفشی؛ کفشام ...

  • نام رمان : مَغزِمَریض
  • نویسنده : mahsaaa کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار: I.yasi
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 110
  • ژانر ر: تراژدی و اجتماعی و عاشقانه
  • بازدید: 6786
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان نبض تند عشق اوف خسته شدم از نوشتن نگاهی به ساعت میندازم ساعت ۱۰ شد اینقدر غرق تو گذشته شدم متوجه گذر زمان نشدم اخرین خط رو هم نوشتم و دفتر رو بستم عادت هر شبم بود خیلی وقت بود شروع کرده بودم به نوشتن گذشته..اخ یادم رفت به میثم زنگ بزنم بببینم کالاها رسیده یا نه؟ ای بابا اسم این میثم احمق کجاست؟؟.. اهان پیدات کردم ....یک بوق ..دو بوق ..سه بوق..میخواستم قطع کنم ک صدای خواب الودش تو گوشی پیچید : + الوتو دیگه کی هستی نره خر اخه ابن وقت شب وقت زنگ زدنه ؟؟ چشام چهار تا شد این میثم بود ؟ تا حالا این روی شاسکولیش رو ندیده بودم تازشم هنوز ساعت ۱۰ شبه همچین دیر ...

  • نام رمان:نبض تند عشق
  • نویسنده:یگانه ظهوری راد
  • طراح:حنا.دخت
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:100
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 4941
ادامه و دانلود

دانلود مجموعه دلنوشته تنهای شب     مقدمه: دانلود مجموعه دلنوشته تنهای شب _ مي خواهم از تو بگويم ... بي آن که در جستجوي قافيه باشم... و بي آن که حتي در جستجوي واژه ها باشم در اين شب ها که گويند عزيزترين شب هاي خداست .... مي خواهم از تو بگويم ای پناه واژه هایم از تو که عاشقانه دوستت دارم و مي دانم که دوستم داري با ساده ترين کلمات همراه با همين اشکي که دارد مي غلتد و فرو می افتد مي خواهم بگويم دوستت دارم

  • نام مجموعه : تنهای شب
  • نویسنده : Shayea(شایع) کاربر انجمن یک رمان
  • طراح : ریحانه.ب
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:
  • موضوع : عاشقانه
  • بازدید: 2729
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان شکاف این روز ها هم خوشحالم هم غمگین..! نمیفهمم.خودم هم حالم را نمیفهمم...گاهی قند در دلم آب میشود و روحم به آسمان پر میکشد.. گاهی دلم تنها یک اتاق میخواهد تاریک و سوت و کور !!!!که بنشینم گوشه و کنارش و ثانیه به ثانیه ام را هم آغوش غم شوم نمیدانم تنها چیزی که میدانم این است که این روز ها دلم بچه میشود دمی میخندد دمی میگرید و پا به زمین میکوبد دمی بهانه های کودکانه میگیرد دل کوچک من ❤ آرام باش! خودم هوایت را دارم دانای کل دخترک خودش رو در بغل تیمور خان می اندازد دست تیمور خان حمایتگرانه دور بدن دردمند دخترک حلقه میشود دخترک کمی آرام میگیرد ...خیلی وقت بود که محبت پدرانه را حس نکرده بود با یادآوری بلایی که ...

  • نام رمان: شکاف
  • نویسنده:رقیه محمدی
  • طراح:braveays
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:160
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 6887
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان فرزند خاموش  داستان درباره دختری به نام مارال هست؛ که با اجاره کردن یه خونه با ترسناک‌ترین لحظات زندگیش رو به رو می‌شه و حقایق وحشتناکی‌ رو کشف می‌کنه. اون به این نتیجه می‌رسه که هیچ چیز، هیچ‌وقت درست نمی‌شه...!  مقدمه: در خونه رو باز کرد؛ هوا سرد بود. شومینه رو روشن کرد و کنارش نشست. صدای تق‌تقی از طبقه بالا شنید؛ ترسید و سعی کرد خودش رو مشغول کنه؛ صدای آوازی به گوشش رسید، کسی زیر ل**ب نجوای زیبایی رو زمزمه می‌کرد. آب دهنش رو قورت داد، موهای تنش سیخ شد، صدا نزدیک‌تر شد؛ کسی داشت از پله‌ها پایین می‌اومد، جرات نداشت پشت سرش رو نگاه کنه. کسی دستش رو روی شونه‌ش گذاشت؛ اون شخص گفت: -سلام مارال... با شنیدن صدا تعجب کرد ...

  • نام رمان:فرزند خاموش
  • نویسنده:Fatemeh.M
  • طراح:نگار1373
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:265
  • موضوع:درام، ترسناک
  • بازدید: 12756
ادامه و دانلود