خلاصه رمان : دانلود رمان آن دیگری دخترک در زیر باران، قدم میزد و فکر می کرد و اشک می ریخت، این درد عظیم در قلبش، توانش را بریده بود. باران هم انگار قصد جان دخترک را کرده بود که با شدت قطرات خود را به زمین و بدن دخترک می کوبید. دخترک طاقتش به سر آمد و با زانو به زمین افتاد و اشک می ریخت، سر بلند کرد و فریاد زد: _خدا قسمتی از رمان : _الو؟ _سلام پسرم سکوت کردم که ادامه داد: پسرم پدرت ادامه ی حرفش شد با گریه و بغضی که به وجود امد ، رمان عاشقانه  پدرم؟ چه اتفاقی واسه ی پرویز خان بزرگ افتاده؟ گفتم: چی شده مادر؟ پدر؟ چه اتفاقی واسه ی پدر افتاده؟ با گریه گفت: فوت کرد ...

  • نام رمان : آن دیگری
  • نویسنده : یاسمین ظ
  • طراح : حسنا(هکرقلب)
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 222
  • ژانر : عاشقانه
  • بازدید: 4895
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان زندگی بغض آلود جلد دوم بغض همیشگی مسخ صحنه ی مقابل زمزمه وار اسم خدارو صدا زدم، رسام با نگرانی و حال پریشون به سمتش خیز برداشت.قدمی برداشتم، رسام پیر زن رو توی آغوشش جا داد بغض کرده با صدای گرفته فریاد زد. مامان بزرگم قرص هات کجاست ؟پیرزن به دست به آشپز خونه اشاره زد. رسام سر بلند کرد ملتسم خیره ام شد، بدون هیچ حرفی با پا های لرزون به سمت آشپزخونه رفتم هر جا میرم باید  رمان عاشقانه یه دردسر درست بشه چقدر بد شانسم من آخه. چرخی توی آشپزخونه زدم گذشته از وسایل مدرن و شیکی که چشمم رو گرفته بود با حواس پرتی بالاخره قرص مخصوص زیر زبونی قلب رو روی اپن پیدا کردم. دانلود رمان ...

  • نام رمان:زندگی بغض آلود
  • نویسنده:زهرا نبی لو
  • طراح:Lady Green
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:180
  • موضوع: عاشقانه
  • بازدید: 5023
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان شاه شدم گدا شدی عاشقانه ای تلخ و شیرین… پر از درد و رنج و خوشی… پسری از جنس غرور و پول… دختری از جنس فروتنی و فقر… روایتم, روایت پسری است كه برای برهم زدن نامزدی با کسی که از او متنفر است هرکاری می کند تا قلب متلاطمش را آرام کند… پسری که نمی خواهد عشق زندگی اش را ازدست بدهد و می دهد… پسری که غرورش را از دست می‌دهد… پسری که می‌شکند زیر فشار غم از دست دادن عشقش و ازدواجی اجباری… پسری که خود را از صحنه روزگار خط می زند تا… روپوش رو بیرون آوردم و روی چوب لباسی انداختم. نفس عمیقی کشیدم و کیفم رو برداشتم و از اتاق بیرون زدم. راهمو کج ...

  • نام رمان: شاه شدم گدا شدی
  • نویسنده:عرفانه میرزانیا
  • طراح:
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:500
  • موضوع: عاشقانه
  • بازدید: 6587
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان سلطنت اغواگران در میان جنگل‌های آلنور، گروهی موجود فریبنده و زیبا، در کمین نشسته‌اند. آن‌ها، سال‌هاست در اعماق جنگل فرو رفته و بیش از هجده سال است که انسان‌های ساکن شهر فیروینر، از آزارشان در امان هستند. آن موجودات زیبارو، مدت‌هاست که به دنبال گمشده‌شان، میان انسان‌ها می‌چرخند تا لحظه‌ای که یافتن آن گمشده، به یک امر حیاتی برای بقای اغواگرها تبدیل می‌شود و آن‌ها، دوباره کشتار را آغاز می‌کنند. این رمان تخیلی  اختصاصی سایت یک رمان می باشد پیشگفتار(قسمتی از متن رمان): نمی‌توانستم از تصور چیزی که ممکن بود بشنوم، نفس بکشم و هوایخفه‌ی چادر پیشگو، مزید بر علت بود تا نفس در سینه‌ام حبس شود. آنجل که پشت سرم ایستاده بود را روی شانه‌ام حس کردم. او خم شد ...

  • نام رمان : سلطنت اغواگران
  • نویسنده : ASIL کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار: ROSHABANOO
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 268
  • ژانر : تخیلی
  • بازدید: 9665
ادامه و دانلود

دانلود مجموعه دلنوشته واله ...     مقدمه :  من آن پرنده ی تیزبال بودم؛ که در آسمانِ این دنیای به دنبال ستاره ی خویش می گشتم... غافل از اینکه ستارگان با چشمکی مرا خام می کردند؛ تا بال از من بشکنند و مرا در حصار تنهایی خویش رها سازند... و این من، منی تنهاست... که هنوز شکسته شدن بالش را باور ندارد و هنوز برای پرواز تقلا می کند... برای شکستن این حصار تنهایی... برای رهایی از این حبس ابد دل... و هر بار که به زمین می افتد، تازه به یاد می آورد؛ اسیر بازی ستارگان چشمک زنی شده که روزی او را تنها نهادند..

  • نام مجموعه : واله...
  • نویسنده: الهه خواجه علی (Mademoiselle) کاربر انجمن یک رمان
  • طراح : PARISA_R
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 28
  • موضوع : عاشقانه
  • بازدید: 2998
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان حریق سبز زنگ آخر، زنگ آرایش دخترا برای دلبری از پسرها بود. وقتی که از دوستی‌هایشان حرف می‌زدند، حالم از این حرف‌ها به هم می خورد.چند تا از آنها از هدیه هایی که گرفته بودند، می گفتند و اینکه چقدر مهربان و دست و دلباز هستند. مینا می‌گفت:« هدیه برام مهم نیست، پسر باید خوش تیپ و خوش هیکل باشه». ناهید به حرف او خندید و گفت:« نه اینکه پویا خیلی هم خوش تیپه». مینا چشم غره‌ای به او رفت و با غیظ گفت:« تا دلت بخواد. هم هیکلش سیکس پکه و هم قدش بلنده  بعد با ناراحتی رو برگرداند. ناهید با تمسخر گفت:« والا ما به سیکس‌پک یه چیز دیگه می‌گیم». یکی از آخر کلاس گفت:« بابا اینا ...

  • حریق سبز
  • نرگس شرهانی
  • فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : 150
  • عاشقانه
  • بازدید: 8514
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان خنده خدا  این داستان، زندگی یک دختر و یک پسر را برایمان، بازگو می‌کند. دختر و پسری که صد و هشتاد درجه با هم دیگر، تفاوت دارند. یکی مذهبی و دیگری به قول بعضی‌ها، قرتی است. اما در این داستان اتفاقاتی می‌افتد که تمام تفاوت‌های آنان را از بین می‌برد. حالا باید ببینیم چه اتفاقی باعثش می‌شود... این رمان اجتماعی یسایت یک رمان است قسمتی از رمان : باصدای تیراندازی، از خواب پریدم که یک‌دفعه، گرومب . . .  با ترس از جام بلند شدم تا ببینم کی این وقت صبح، تیراندازی می‌کنه. تو دلم، برای عمش داشتم صلوات می‌فرستادم که یک‌دفعه، چشمم به گوشیم خورد. _مانی دعا کن دستم به . . .  با شنیدن صدای خنده های کسی، ترسیده نگاهی به دور ...

  • نام رمان : خنده خدا
  • نویسنده : mahdieh83 کاربر انجمن یک رمان
  • طراح : Lady Green
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 88
  • ژانر : عاشقانه- طنز- مذهبی
  • بازدید: 31819
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان پسرتهرونی،دخترکرمونی تازه از دانشگاه رسیده بودم خونه که صدای ناله و شیونه مامانمو شنیدم و صدای بابام که سعی در آرومکردنش داشت...با خودم فکر کردم نکنه برای آقاجون مامان جون اتفاقی افتاده ؟ یا فرزانه جون چیزیششده ؟...نه سریع فاصلمو از حیاط تا در ورودی چوبیمونو دویدم و درو باز کردم .... مامانم روی زمین نشسته بود و بابامم یه لیوان آب دستش بود که تالش برای به خورد دادن مامان میکرد مامان با گریه و صدای نسبتا بلند میگفت : حاال این مرتیکه رو از کجا پیدا کنیم ؟ بد بخت شدیم بابا : ما که به پلیس دادیم و ازش شکایت رمان اجتماعی کردیم پیداش میکنن کفشامو در آوردم و جلو تر رفتم و به بابا مامان نزدیک شدم من : ...

  • نام رمان: پسرتهرونی،دخترکرمونی
  • نویسنده:خانم طا
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:250
  • موضوع: عاشقانه،کل کلی
  • بازدید: 7762
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان انتقام آبی می لرزیدم و اشک جلوی دیدم رو گرفته بود و از این موضوع خوشحال بودم چون بدن پراز خون بابام و در حالی که جایی توی بدنش سالم نمونده بود رو نبینم.خدایا چقدر سخته جلوی چشمات ببینی که پدرت رو تیر بارون کنن ولی از پشت در اتاقتحتی نتونی صدات و در بیاری اون قدر دستای سرد و بی حسم رو بین دندونام فشرده بودم که طعم خون رو احساس می کردم چون نمی خواستم حتی صدای نفس هام رو هم بشنون. با صدای زنگ تلفنِ اون مرد سیاه پوش به خودم اومدم مرد:بله قربان!؟…نه‌‌‌‌…خیر کُد همراهش نبود…بله..‌.اما قربان تقریبا چهارده سال از اون ماجرا میگذره و معلوم نیس اون با کُد چی کار کرده تا یادش نره رمان ...

  • نام رمان:زیبای انتقام آبی
  • نویسنده:مرجان فریدی
  • طراح:Lady Green
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:390
  • موضوع:عاشقانه و خانوادگی
  • بازدید: 6065
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان افسونگری از جنس غم تا اسم اميرحسين اومد تمام تنم يخ كرد!هيچوقت دل خوشي ازش نداشتم.آدم عصبي بود و براي اينكه حرفشو به كرسي بنشونه زمين و زمانو بهم ميريخت. يادمه بچه كه بوديم يه دفعه داشتيم باهم تو حياط خونه عمه بازي ميكرديم؛ پسر همسايشونم با ما بود كه اسمش مرتضي بود.مرتضي از سر بچگي با من مهربون بود و زود با من صميمي شد.يادمه وقتي يه پروانه گرفت و با كلي ذوق و شوق اومد بهم نشونش داد اميرحسين با يه آجر چنان تو سرش زد كه بنده خدا سرش شكست و با كلي داد و فرياد بردنش بيمارستان.از همون موقع بود كه از اميرحسين بدم اومد و يه ترسي ازش تو دلم نشست. بعد از ...

  • نام رمان:ن افسونگری از جنس غم
  • نویسنده:| رعنا خزاعی
  • طراح:حسنا(هکرقلب)
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:110
  • موضوع:اجتماعی ، عاشقانه
  • بازدید: 5677
ادامه و دانلود