خلاصه رمان : دانلود رمان خانم تبعید شده شروعش را با تو آغاز کردم اما پایانش را بی تو به اخر رساندم.خودم را نباختم،خودم را گم نکردم؛اما تو با همه ی زرنگی وجودت،هم مرا و هم خودت را باختی.تا به حال به شاخه ای گیلاس فکر کردی که همه ی گیلاس ها کنار هم خودنمایی می کنند اما یک گیلاس تنها درست ابتدای شاخه تک مانده و منتظر چیده شدن و خودنمایی مانده؟ زندگی ام را تغییر میدهم و تو را کنار میگذارم. دیگران تو را ترس نامیدند اما من دیگر اسمت را هم نمی اورم چون تو تمام شده هستی سوگند: اصلا هرچی میخوای درست کن فقط یکم زودتر(با لبخند حرصی)که با وعده ی شاممون یکی نشه به نظرم الان بهم تیکه انداخت ولی ...
