اطلاعیه:
  • سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.
  • در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد
  • اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل  yekroman1@gmail.com  ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

دانلود رمان اگر عشق فریاد کند نوشته بی ریا ۶۳ کاربر نودهشتیا

موضوع : pdf,اندروید,ایپد,جاوا,دانلود انواع رمان برای موبایل

دانلود رمان اگر عشق فریاد کند نوشته بی ریا ۶۳ کاربر نودهشتیا

agar-eshgh-faryad-konad

دانلود رمان اگر عشق فریاد کند نوشته بی ریا ۶۳ کاربر نودهشتیا

خلاصه:در مورد عشقی هست که میشه گفت به نوعی ممنوع حساب میشه . اما چنان در دل دو طرف جوانه می زنه که ممنوعیتش را فراموش می کنند و برای رسیدن به هم هر کاری می کنند . اما مشکلاتی بر سر راه دارند که بر می گردد به زندگی گذشته ی دختر . که باعث میشه از هم دور بمانند و ….. پایان خوش
 

قسمتی از داستان:
“وقتی درکناراوازباغ پدربزرگ خارج شدم بی آنکه سردی وسوز هوا راحس کنم تمام تنم ازحضور او گرم بود.
…..آنقدرگرم که حس کردم صورتم کاملاًسرخ شده….درسکوت راه می رفتیم. نگاه او بود که به سویم برگشت وحتماً سرخی چهره ام بود که براش عجیب بودایستاد و من نیز مقابلش ایستادم.
دستش راروی پیشانی وگونه ام گذاشت : توتب داری؟
شرمگین وخجل ازتماس دستش، سرم راپایین انداختم : نه………حالم خوبه. فقط یه کم گرمم شده.
بیشتر تعجب کرد: تو این هوا؟ معلومه خوب نیستی .
گفتم : باورکنیدحالم خوبه . هیچ مشکلی هم ندارم .
وبه راه افتادم .دوباره درکنارم جای گرفت گفت: همیشه تو روزهایی که برف اومده وهوا اینقدرسرده اینطورگرمت میشه؟ حرفش لبخندی برلبانم نشاند. گفت:خیلی عجیبه…..یاببینم نکنه عصبانی هستی؟ اینبارخندیدم: نه…..واسه چی عصبانی باشم؟ شانه بالا انداخت : نمیدونم ……..ازاینکه بامن اومدی بیرون .
با لبخند و یک حس خوب گفتم : مگه اجبارم کردین؟”

با لبخند و یک حس خوب گفتم : مگه اجبارم کردین؟” در اره

قسمت دانلود

 

 

 

 

 

 

0 تا کنون ثبت شده است

14 − 4 =

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز
Free WordPress Themes