اطلاعیه:

سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد;اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل   yekroman1@gmail.com ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

دانلود رمان دخیای شیطون نوشته ساحل طهماسبی کاربر یک رمان

موضوع : pdf,اندروید,ایپد,جاوا,دانلود انواع رمان برای موبایل

دانلود رمان دخیای شیطون نوشته ساحل طهماسبی کاربر یک رمان

photo_2016-09-04_11-44-49

دانلود رمان دخیای شیطون نوشته ساحل طهماسبی کاربر یک رمان

رمان: دخیای شیطون

نویسنده: ساحل طهماسبی نویسنده کافه تک رمان

خلاصه: دنیای دخترا چطوریه..?
عشقشون چه رنگیه.. ?
رمان من یه رمان درباره ی دخیای شیطونه…
۷تا دختر شیطون وشر…
حالا این ۷تا دختر چطور عاشق میشن.. ?


اون ۷تا پسر خوش شانس چه کسایی هستن.. ?
مغرورن.. ?
بااحساسن.. ?
مهربونن..?
ازهمه مهم تر عاشقن.. ?
این دخترای شیطونمون بدجوری دل می برن ولی ایا دل این پسرا هم می

تونن ببرن.. ?
ماجراهاشون بانمکه.. ?
غمگینه.. ?
کلکلیه.. ?
شایدم همش باهمه…

.
حالا می تونین دنیای دخترا رو بفهمین وبا عشق این ۷دختر همراه بشین

کی دیگه زدروپیشونیش…
لبخندي به عصبانیت نیتی زدم….
نیتی-اههههه خودردمیگیره!
خواست بلندشه که تلافی کارهوري دراره که هوري ازاون نگاهاي مخصوصش که ادمو تخریب میکنه بهش انداخت.
نیتی هم خیلی مظلوم البته بایه لبخندخیلی مسخره سرجاش نشست ومازدیم زیرخنده…
صداي خانوم دادجو بلندشد-اگه چیزه خنده داري هس بگین ماهم بخندیم…
سرمونوانداختیم پایین.
دودقیقه بعدازسرگرفتیم. یهودیدم یه چیزي محکم خوردتوسرم…
باتعجب برگشتم دیدم نگین جامدادي کیمی روپرت کرده طرفم.
-کرمته?
-اره…حوصله ام سررفته. بحث بندازین وسط!
نازي خودشوانداخت جلو-خاستگار جدیدهوري!
طهورا-نازي خفه شو!
باکنجکاوي برگشتم سمت هوري-عه? اره? اسمش چیه?
هوري یه نگاه باغضب انداخت نازي وجوابمو داد-سمیر.
ایدا-والله خداشانس بده!
بقیه ي زنگ وهوري ازسمیرگفت واخرشم گفت امین )پسر داییش(گفته نه!
همین که زنگ خورد مث فشنگ پریدم و به سمت نیتی یورش بردم- خدافظ عشقم باهاش روبوسی کردم ورفتم سمت
ایداوکیمی وازاونام خداحافظی کردم و پریدم بیرون ورفتم سمت حیاط ازخانوم زابلی وخانوم کبودي خداحافظی کردم ور ازي ومنو هوري ونگین بایه سرویس میریم که پدرمن باشه.
صداي نگین از فکردرم اوردکه صدامیزد.
اینا کی

قسمت دانلود

0 تا کنون ثبت شده است

19 + 9 =

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز