اطلاعیه:

سایت یک رمان تمام رمان های خود را از سایت های معتبر گرفته و در سایت قرار داده است و اگر نویسنده ای نا راضی باشد اثر آن را پاک خواهدکرد.در سایت یک رمان رمان های چاپی قرار نخواهد گرفت و اگر رمانی چاپ شده است و در سایت موجود است اطلاع دهید پاک خواهد شد;اگر رمانی دارید و قصد ساخت ان را دارید به ایمیل   yekroman1@gmail.com ارسال نماید تا به فرمت ها مختلف ساخته شود

دانلود رمان سرانجام یک شرط جاوا، اندروید،pdf

موضوع : pdf,اندروید,ایپد,جاوا,دانلود انواع رمان برای موبایل

دانلود رمان سرانجام یک شرط جاوا، اندروید،pdf

photo_2016-08-31_15-19-29

دانلود رمان سرانجام یک شرط جاوا، اندروید،pdf

خلاصه ی رمان》گاهی وقتاماادماتوزندگیمون یه اشتباهی میکنیم که

ممکنه دیگه نتونیم جبرانش کنیم..ویاجبرانش برامون تاوانه سنگینی

رودرپیش میگیره..گاهی وقتاندونسته پاتویه رابطه ای میذاریم که درست

یاغلط بودنشونمیدونیم..این رابطه میتونه بزرگترین اشتباهه زندگیمون

باشه..اشتباهی که میتونه به شیرینه عسل شیرین باشه..ویااشتباهی

که به تلخیه زهرباشه وتلخترین تلخی روبه دنبال داشته باشه…
دختری بادنیایی بچگونه وشاد…بایه خونواده ی متعصب که درنازونعمت

بزرگش کردن..دختری که میدونست پاشوکج بذاره معلوم نیست چه

مجزاتی روبراش تعیین کنن..دختری که بایه اشتباه ازسرعشق زندگیش


هوای دونفره حکایته بیشتره آدمایه دروبره ماست..آدمایی که خواسته

وناخواسته دونسته وندونسته پاشون به زندگیه هم بازمیشه..
همیشه همه ی رابطه هاتلخ تموم نمیشن…گاهی وقتامیتونه شیرین باشه وادامه پیداکنه… این دانستان شبیه یه فنجون قهوه میمونه..فنجونوبه لبات نزدیک میکنی..اگرقهوه دوست داشته باشی ازبوش لذت میبری..ولی اگردوست نداشته باشی ممکنه ازبوش بدت بیادوصورتتوجمع کنیوازخودت دورش کنی.. این رمان یه داستان متفاوت ازیه دوستیه..یه عشقه یه طرفه..گاهی وقتاماآدمابرای اینکه ثابت کنیم اونی که فکرمیکنن نیستیم..رویه همه چیمون خط میکشیم تاخودمونوثابت کنیم…
جدالی بینه عشقوهوس…عقایدوسنتها…علاقه و وفاداری…انتقاموازخودگذشتن…
پایان خوش
ژانر》عاشقانه..اجتماعی…
اززبانه سوم شخص
اینم جلدرمان دسته F.sh.76فاطمه شیرشاهی عزیزهم دردددنکنههه؛))

فصل اول_مامان خواهش میکنم توروخدا!سه روزدیگه بیشتروقت ندارم خواهش میکنم بذاربرم!
_من عمرااگه بذارم توبری اونسره دنیامگه همین بوشهره خودمون چشه؟بشین مثله بقیه ی دختراهمینجادرستوبخون بعدشم حالاگیریم که من اجازه دادم (که عمرا بدم)فکرمیکنی بابات میذاره توبری شیراز؟؟
_آره مطمعنم اگه به بابا باشه صددرهزاراجازه میده!اماالان شماجوری پرش کردی که من جلوش لب نمی تونم بازکنم که میگه پاشوبرو من اجازه بده نیستم!!بعدشم آخه مادره من جوری داری میگی

قسمت دانلود

 

 

 

0 تا کنون ثبت شده است

14 − 6 =

تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "یک رمان" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. گرافیک و طراحی : پارس تمز