دانلودرمان ماکه شانس نداریم نوشته خانوم طلا

دانلودرمان ماکه شانس نداریم نوشته خانوم طلا

 

دانلودرمان ماکه شانس نداریم نوشته خانوم طلا

 

خلاصه:

دانلودرمان ماکه شانس نداریم نوشته خانوم طلا  دختری به اسم لعیا که به تازگی برای کار به یک فروشگاه شیک و معروفی رفته اوایل ورودش بوده که…. پایان خوش
موضوع : نسبتا طنزوکل کلی

پیشنهاد می شود

دانلود رمان ناجی

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه (جلد دوم)

دانلود رمان ثانیه ها

از روی تخت پایین اومدم و به سمت حمام رفتم.دوش آب سرد بهترین گزینه تو اینجور مواقع بود

نمیدونم چرا بعد سالها باز همون کابوسها اومده بود سراغم

فکر میکردم همون چند سال پیش تموم شد و دیگه از دستشون راحت شدم ولی گویا اینطور نبود

شادی:چرا غم داره چشات

یه دنیا حرف داره نگات

وقتی حالت بده میزنه به سرم

که همه ی غماتو بخرم

برو دارمت….

_چخبرته خونه رو گذاشتی رو سرت؟

شادی با همون لبخندای هیچ وقت پاک نشدنیش و انرژی تموم نشدنی درحالیکه پیشبند بسته بود و قاشقی دستش بود برگشت سمت من و گفت: به به آوا خانم بیا ببین چه صبحونه ای آماده کردم

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان:

نویسنده

نویسنده:

موضوع

موضوع:

طراح

طراح:

تعداد صفحات

تعداد صفحات:

منبع

منبع:

رمان هایی که پیشنهاد میشود



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 1 )


  1. Nilram گفت:

    خیلیییییی خوشم اومد اما..کاش یکم ماجرای عشقشونو بازتر میکرد
    خب شاید توقع من زیاده ولی به نظرم اونطوری جلوه بهتری پیدا میکرد
    رمان ارزش خوندنو داره?