دانلود رمان انتقام آبی ⭐️

خوشم نیومدبد نبودمعمولی بودخوب بودفوق العاده بود (اولین امتیاز را شما بدهید)
Loading...

می لرزیدم و اشک جلوی دیدم رو گرفته بود و از این موضوع خوشحال بودم چون بدن پراز خون بابام و در حالی که جایی توی بدنش سالم نمونده بود رو نبینم.خدایا چقدر سخته جلوی چشمات ببینی که پدرت رو تیر بارون کنن ولی از پشت در اتاقتحتی نتونی صدات و در بیاری اون قدر دستای سرد و بی حسم رو بین دندونام فشرده بودم که طعم خون رو احساس می کردم چون نمی خواستم حتی صدای نفس هام رو هم بشنون.

با صدای زنگ تلفنِ اون مرد سیاه پوش به خودم اومدم
مرد:بله قربان!؟…نه‌‌‌‌…خیر کُد همراهش نبود…بله..‌.اما قربان تقریبا چهارده سال از اون ماجرا

میگذره و معلوم نیس اون با کُد چی کار کرده تا یادش نره …بله این عوضی رو الان کشتیم …چشم الان بر می گردیم
و بعد تلفن رو از کنار گوشش برداشت و به اون دوتا مردی که کت و شلوار مشکی داشتن گفت:
-باید بریم
یکی از مردا گفت دانلود رمان
-با این چیکار کنیم؟!این که رمز دستش نبود!

دانلود رمان انتقام آبی

 

دانلود رمان انتقام آبی

-آره ولی باید خونش رو بگردیم و بعدشم این رو بسوزونیم
قلبم اومد تو دهنم دیگه نمی تونستم صدای هق هقم رو خفه کنم …عقب عقب رفتم که خوردم

به میز آرایش پشت سرم که صدای وحشتناکی بلند شد
با ترس به اطرافم نگاه کردم بدنم بی حس شده بود و حالم اینقدر بد بود که تا وقتی که در اتاق

باز شد نتونستم کوچیک ترین حرکتی بکنم.
در با صدای بدی باز شد و اون سه تا حیوون که بابام رو درست زمانی که ازش پرسیدن کُد

کجاست؟ و اونم گفت نمی دونم، کشتنش…وارد اتاق شدن، اون وسطی که با تلفن حرف

 

پیشنهاد می شود

رمان یک دو پنجِ حیات | فرزانه رجبی کاربر انجمن یک رمان

دانلود رمان یتیم خانه مرگ اختصاصی یک رمان

منتشر شده توسط :REZA_M در 997 روز پیش

بازدید :3172 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 2 )


  1. مهر بانو گفت:

    دوست عزیز شما باید جلد اول و می خوندی
    بسیار عالی مرسی از نویسنده عزیز