دانلود رمان هردو باختیم

 

دانلود رمان هردو باختیم از A.sahar اختصاصی یک رمان

 

خلاصه :

دانلود رمان هردو باختیم ترنم به علت بیماری پدرش مجبور می شه اختیارات شرکت مهندسی پدرش رو به دست بگیره و خودش اونجا رو اداره کنه. برای جذب نیروی جدید اقدام …. تنها کارایی اوردید همینا هستن؟ پسره با سر خوشی لبخندی زد: بله. نگاه دیگه به نقشه های ابتدایی پسر انداختم: یعنی بهترین کارتون همینا بود؟

رمان های دیگر ما:

 

بله.. پدرم یه نمونش رو به دوستش نشون داده بود..

اونم واقعا از نقشه ها خوشش اومد ولی من دلم می خواست

مستقل باشم برای همین خودم دنبال کار گشتم.
خیلی سعی کردم جلوی پوز خند خودمو بگیرم.. به هر بدبختی بود

خندمو کنترل کردم و با جدیت رو به پسر گفتم: باشه ممنون از این که اومدید..

حالا اگه لازم شد باهاتون تماس می گیریم.
از جاش بلند شد و با یه لبخند پت و پهن گفت: همکاری با شما باعث افتخارمه..
” بایدم باعث افتخارت باشه… اخه اینا چیه کشیدی؟
لبخندی زدم و گفتم: البته اگه همکاری در کار باشه!
لبخند پسر جمع شد.. حال کردم.خوب زدم تو پوزش.
قبل از این که کاملا خارج بشه گوشی رو برداشتم و از الهام خواستم بیاد دفترم.
الهام- این پسره چرا انقدر پکر اومد بیرون؟
از حرص دندونامو روی هم فشار دادم و گفتم: حداقل اون قبلیا ادعا

هم داشتن توهم نداشتن که از همین الان خودشونو همکار بدونن.
الهام زد زیر خنده و گفت: خدایی همچین ادعایی داشت.
– نه دقیقا برگشته می گه ( با لحن پسره ) همکاری با شما باعث افتخارمه!
الهام از ادا در اوردن من خندش گرفت. خودمم نتونستم نزنم زیر خنده.
– حالا با من چی کار داشتی؟
– بابا خسته شدم.. چند نفر دیگه موندن؟
– سه نفر. ترنم جان تقصیر خودته. من بهت گفتم همشون تو یه روز نیان

تو اصرار داشتی همشون یه جا بیان بهتره.
– من رو کمک بابام حساب کرده بودم.
– بیچاره بابات با اون حالش چطوری پاشه بیاد این جا؟

 

قسمت دانلود

لینک دانلود پاک شده است

 

رمان های پیشنهادی انجمن:

رمان عروس شیطان | مهدیه احمدی

رمان جنگجویان گورج (و اتحاد با شیاطین) | nazy.8 

 رمان جنگل خیال | jasmine

این مطلب را به اشتراک بگذارید