معرفی داستان: دانلود داستان کوتاه شهر فرنگ _ این داستان روایتگر مردی بی‌خانمان است که درگیر باری تظاهر می‌شود. حال در میان گیر و گرفت روزگار، چرخ گردون تا می‌تواند او را به گردش درمی‌آورد تا با یک سرگیجه‌ی عظیم، زمین بخورد. این بین، مواجهه با کلاهبرداری مرموزی از یک جواهری فروشی، داستان را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد‌   دانلود داستان کوتاه شهر فرنگ   قسمتی از داستان: یکی در لای انگشتان دست راستش چهار سیگار روشن را همزمان دود می‌کند و دیگری از شدت مطالعه سر به دیار جنون نهاده و با خود حرف می‌زند... به‌راستی مرز میان جنون و عقول کدام‌ است؟! بگذریم. گاهی عادات و رسوم اجتماعی و حتی حرکاتی که ناشی از هیجانات درونی به آدمی دست می‌دهد مثلاً بعد از تماشای مسابقه ...

  • داستان کوتاه شهر فرنگ
  • حمید درکی
  • ستاره سیاه
  • تعداد صفحات : 15
  • اجتماعی / عاشقانه
  • بازدید: 95
ادامه و دانلود

معرفی: دانلود مجموعه داستان‌ های مینیمال سری سوم _ استان‌های مینیمال مجموعه‌ای از داستان‌های تک‌برگی‌ست که به کوشش چندین نویسنده‌ی خوش‌قلم گرد آمده است. این داستان‌ها در ژانرهای مختلف اعم از اجتماعی، عاشقانه، درام و… نگارش شده‌اند و موضوعات مختلف را به زیبایی در قالب یک داستان تک‌‌برگی خلق کرده‌اند.   دانلود مجموعه داستان‌ های مینیمال سری سوم   قسمتی از داستان‌ها: هودی سفیدم را بیش از هر لباسی دوست داشتم. نمی دانم چرا؛ اما دلبسته اش بودم. آن روز هم مثل همیشه به هوای خلوت کردن با خودم و قدم زدن به پارکی که حوالی خانه بود آمده بودم. قدم میزدم میان سبزه‌های خشک و پژمرده که حاصل بی توجه‌ای رهگذران بودن؛ اما بازهم مقاومت می‌کردند. گاهی با خودم می‌اندیشم که: (جاده، بهترین تسکین است... اگر ماشین ...

  • مجموعه داستان‌ های مینیمال سری سوم
  • کارگروهی
  • رها امینی
  • تعداد صفحات : 141
  • عاشقانه / درام / اجتماعی
  • بازدید: 211
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه قلمرو بیگانه _ الکس درام معلمی در شهر دارلینگتون است. او آخر هفته به همراه همکاران و خانواده‌‌ی خود به مزرعه‌ای که در پنجاه‌ کیلومتری شهر خود داشت رفتند. پدرش در مزرعه زندگی می‌کرد برای همین بچه‌های او تصمیم گرفتند تا چند روزی پیش پدربزرگ خود بمانند. روزی پدربزرگ‌ آن‌ها زخمی شد و برای یافتن دارویی که پدربزرگ به آن‌ها گفته بود راهی جنگل شدند؛ اما ماشین آن‌ها خراب شد و مجبور شدند تا به قلعه‌ای که در نزدیکی‌شان بود بروند تا کمک بیاورند که فهمیدند قلعه‌ای که آمده‌اند قلعه ارواح است. چاره دیگه‌ای نداشتند فقط... .   دانلود داستان کوتاه قلمرو بیگانه   قسمتی از داستان: الکس درام معلم فیزیک هست. اون در شهر دارلینگتون زندگی می‌کنه. الکس یک مزرعه ...

  • داستان کوتاه قلمرو بیگانه
  • مهدی تورانی
  • فائزه اکبری
  • تعداد صفحات : 111
  • درام / ترسناک
  • بازدید: 259
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان کوتاه انتظار _ انتظار روایتگر اشتباهی دامنگیر است که بر آینده‌ی دختر جوان سایه‌ای وهم‌آور و تاریک می‌گستراند، خطایی که حال و روزش را سیاه می‌سازد. سهوی که مرگ را تبدیل به آرزو می‌کند؛ اما میان این وحشت‌ها و سرنوشت نفرت برانگیز می‌توان راه نجات یافت؟   دانلود رمان کوتاه انتظار   قسمتی از رمان: تا جاگیری ماه در دل آسمان شب خیره‌ی محوطه شدم و لحظات رنج‌آور گذشته را در ذهن مرور کردم اما هیچ راه فراری نبود جز سوختن و ساختن! به ناچار برخاستم. رامین داخل اتاق برابر آینه ایستاده بود و موهای لخت سیاهش را شانه‌ می‌زد، وسواسش بر ظاهر سبب می‌شد بیشتر اوقات روزش را صرف رسیدگی به تیپش کند؛ عادتی که او فاقد آن بود. در عین آراستگی ...

  • انتظار
  • یهدا رضایی"یگانه"
  • زری مصلح
  • تعداد صفحات : 107
  • عاشقانه / اجتماعی
  • بازدید: 406
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه اژه ای _ "اژه‌ای" نام دیگر پرنده‌ی زیبا و خوش‌صدا یعنی بلبل است و این داستان روایتی از زندگی یک پسر جوونه که به خوانندگی علاقه داره و صدای بسیار زیبایی هم داره و ماجرا از اون‌جا شروع میشه که آلبرت به سالن موسیقی میره و توی زندگیش صفحه‌ای جدید باز میشه و سرنوشت بدترین‌ها و بهترین‌ها رو براش رقم می‌زنه.   دانلود داستان کوتاه اژه ای   قسمتی از داستان: با صدای زنگ ساعت از خواب ناز پریدم. با عجله بلند شدم و به آشپزخونه رفتم، یکم آب به صورتم زدم از کمدم تیشرت سفید و شلوار کتان مشکی‌ رو برداشتم و پوشیدم. موهای کوتاهم رو به سمت چپ حالت دادم و گیتارم رو برداشتم و روی دوشم انداختم، کفش‌های ...

  • داستان کوتاه اژه ای
  • الهام سواری
  • فاخته
  • تعداد صفحات : 52
  • عاشقانه / رئال - فانتزی / طنز
  • بازدید: 278
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه تلخ شاید کمی شیرین _ پروانه دختری کوچک و پاک است که درگیر مشکلات بزرگی می‌شود؛ به دنبال عشق در خانواده‌اش می‌گردد! اما دستان بی‌رحم زمونه او را زخمی کرده و شادی را از زندگی‌اش گرفته.   دانلود داستان کوتاه تلخ شاید کمی شیرین   قسمتی از داستان: کفش‌هامون رو پوشیدیم و به راه افتادیم. روز خیلی سردی بود، از آن‌جا که کاپشن نداشتیم لرزیدیم و رفتیم. توی راه شهریار (پسری که دوستش داشتم) رو دیدیم. - سلام خانوم خانوما چرا قیافه‌ات گرفته‌ست. سرم رو انداختم پایین و جوابش رو ندادم، قلبم داشت تندتند میزد از این می‌ترسیدم که پگاه شهریار رو به بابا بگه و بابا منو قطعاً می‌کشه. شهریار هم که بیخیال بشو نبود، قدم‌هام رو بلندتر برداشتم و پشت کردم بهش، پشت ...

  • تلخ شاید کمی شیرین
  • الهام سواری
  • فاخته
  • تعداد صفحات : 57
  • عاشقانه / اجتماعی
  • بازدید: 287
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه باتلاق افیونی _ دیوید سال‌هاست در آپارتمان خود در ورده‌ای دست و پا می‌زند و سخت در آغوش اعتیاد فرو رفته است. هیچکس توان نجات او را ندارد؛ حتی همسایه‌ی جدیدش، لوکا! ​   دانلود داستان کوتاه باتلاق افیونی   قسمتی از داستان: موزیک راک، تندتر و بلندتر از همیشه در فضای عاری از انسان خانه می‌پیچد و دیوید؛ بسته‌ی فویلِ مخصوص و نازکش را تمام کرده بود. لعنتی می‌فرستد و با دستان سبزه و درشتش، بینی عمودی خود را می‌فشارد. لباس سفید رنگ بدون آستینی تن می‌زند و شلوار آبی‌نفتی‌ ورزشی‌اش را که در تن زار می‌زد و چندجایش سوخته بود را بالاتر می‌کشد. کیف پول چرم قهوه‌ای که تناقض آشکاری با لباس‌های دیگرش داشت را برمی‌دارد و خانه را به ...

  • داستان کوتاه باتلاق افیونی
  • ماه راد
  • آرزو توکلی
  • تعداد صفحات : 47
  • عاشقانه / اجتماعی
  • بازدید: 329
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود مجموعه داستان کوتاه تکه ای از زندگی _ چندین اتفاق، چندین نگاه و چندین سرگذشت! هر داستان شرح حال یک گوشه از زندگی کسی است، شرح حال بخشی از زندگی کسانی که غرق در روزمرگی‌ها، در گوشه‌ای از این جهان نفس می‌کشند. داستان، داستان تفاوت‌هاست! تفاوت‌هایی که در عین سادگی در هر بخش از این مجموعه داستان به چشم می‌خورد.   دانلود مجموعه داستان کوتاه تکه ای از زندگی   قسمتی از داستان: لیلا دختری بیست ساله قد کوتاهی بود که همیشه باید کفش‌های چند سانتی می‌پوشید. از صدای تق‌تق کفش‌هایش همه می‌فهمیدند که لیلا درحال آمدن است. چشمان ریز سبز رنگی داشت که مژه‌های پر و بلند مشکی‌اش، جلوه‌ی زیبایی به آن‌ها داده بودند. دماغ استخوانی و کشیده‌اش بالای لب‌های درشت کوچک ...

  • مجموعه داستان کوتاه تکه ای از زندگی
  • آتوسا رازانی
  • آرزو توکلی
  • تعداد صفحات : 195
  • عاشقانه / اجتماعی
  • بازدید: 313
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه اینجا کسی ما را نمی‌ بیند _ احمد ساعی مردی متأهل و سی ساله‌ای که در شهر مشهد میان خانواده‌ای مذهبی چشم به جهان گشود. فردی خوش اخلاق و مردم‌ دارانه‌ که هنوز پا به سن سی سالگی نگذاشته عجل به سراغش می‌آید؛ و بعد از آن معلوم می‌شود که آیا ظاهر او با باطنش یکی بوده یا نه؟! به راستی که چه چیز در آنجا انتظارش را می‌کشد؟! او از این دنیا چه چیزهایی برای آخرت خود ذخیره کرده بود؟! این داستان نه تنها روایت زندگی او، بلکه روایات تمام مؤمنین و گنه‌کاران و جایگاه آنان نزد خداوند متعال و در آخرت است.   دانلود داستان کوتاه اینجا کسی ما را نمی‌ بیند   قسمتی از داستان: میت را آرام ...

  • داستان کوتاه اینجا کسی ما را نمی‌ بیند
  • محدثه رستگار
  • زری مصلح
  • تعداد صفحات : 74
  • عاشقانه / اجتماعی / ترسناک
  • بازدید: 355
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه بی وثوق _  جیک بعد از خطایی که خواهرش مرتکب شده، هنوز درک نکرده، این‌که واقعاً خواهرش قصد عهدشکنی رو داشته یا نه؟! با حرف‌های گذشته و حقیقت‌های بیدار شده، همه‌چیز عوض می‌شه. جیک مونده و بی‌وثوقی که امونی به دیگران برای ثابت شدن خود نمی‌ده؛ چرا که خواهرش عهدی رو شکست که خونشون به بی‌وثوقی او منجر شد.   دانلود داستان کوتاه بی وثوق   این داستان کوتاه مرتبط به رمان راهی برای دست یافتن هست و توصیه میشه قبل از خوندن این داستان حتما رمان راهی برای دست یافتن خوانده بشه. دانلود رمان راهی برای دست یافتن     قسمتی از داستان: لنگون‌لنگون از پله‌های سنگی که وسطش فرشِ قرمز پهن بود، بالا رفتم. نفهمیدم چطور تونستم سر از جایی در بیارم که ...

  • داستان کوتاه بی‌وثوق
  • ستاره سیاه
  • ستاره سیاه
  • تعداد صفحات : 64
  • درام / اجتماعی
  • بازدید: 347
ادامه و دانلود

داستان کوتاه چیست ؟

قرن اخیر، قرن غلبه جهانی داستان کوتاه بر دیگر انواع ادبی است. انسان دیگر آن ذوق و فراغت را ندارد که رمانهای بلند چند جلدی بخواند؛ از این رو با مطالعه داستان کوتاه گویی خود را تسکین می دهد.

زندگی را و خود را و در آیینه داستان کوتاه می جوید.

داستان کوتاه را می توان از نظر شخصیتها، نوع بیان داستان و کوتاهی و بلندی آن مورد برسی قرار داد.

در “رمان” اغلب مجموعه زندگی شخصیتی تجسم می یابد و اشخاص یا شخص مهم داستان در طول زمانی که داستان آن را در بر می گیرد پرورده می شود، ولی در داستان کوتاه چنین فرصتی وجود ندارد.

در داستان کوتاه شخصیت قبلاً تکوین یافته است و پیش چشم خواننده ی منتظر، در گیرودار کاری است که به اوج و لحظه حساس و بحرانی خود رسیده یا در جریان کاری است که قبلاً وقوع یافته اما به نتیجه نرسیده است.

نویسنده در داستان کوتاه، برشی می زند به زندگی قهرمان داستان و نقطه ای از آن را که باید به مرحله حساسی برسد انتخاب می کند.

در حالی که در رمان قسمتی یا تمام دوره زندگی قهرمانان در پیش چشم خواننده است و چشم انداز وسیع تر و گسترده تری از زندگی شخصیتها را نشان می دهد.

داستان کوتاه مثل دریچه یا دریچه هایی است که به روی زندگی شخصیت یا شخصیتهایی، برای مدت کوتاهی باز می شود و به خواننده فقط امکان می دهد که از این دریچه ها به اتفاقاتی که در حال وقوع است نگاه کند.

شخصیت در داستان کوتاه فقط خود را نشان می دهد و کمتر گسترش و تحول می یابد.

ادگار آلن پو” نویسنده آمریکایی می گوید:

“داستان کوتاه قطعه ای تخیلی است که حادثه واحدی را، خواه مادی باشد و خواه معنوی، مورد بحث قرار دهد.
این قطعه تخیلی بدیع باید بدرخشد، خواننده را به هیجان بیارود، یا در او اثر گذارد باید از نقطه ظهور تا پایان داستان در خط صاف و همواری حرکت کند.”

“داستان کوتاه” باید کوتاه باشد، اما این کوتاهی حد مشخص ندارد. “ادگار آلن پو” در این مورد نیز گفته است:

“داستان کوتاه” روایتی است که بتوان آن را در یک نشست (بین نیم ساعت تا دو ساعت) خواند. همه جزئیات آن باید پیرامون یک موضوع باشد و یک اثر را القاء کند، یک اثر واحد را.

در داستان کوتاه تعداد شخصیتها محدود است. فضای کافی برای تجزیه و تحلیل های مفصل و پرداختن به امور جزئی در تکامل شخصیتها وجود ندارد و معمولاً نمی توان در آن تحول و تکامل دقیق اوضاع و احوال اجتماعی بررسی کرد. حادثه اصلی به نحوی انتخاب می شود که هر چه بیشتر شخصیت قهرمان را تبیین کند و حوادث فرعی باید همه در جهت کمک به این وضع باشند. البته بسیاری از داستاهای کوتاه خوب هم هست که در آن این قوانین رعایت نشده است.

داستان کوتاه ممکن است خیلی کوتاه باشد و مثلا حدود 500 کلمه بیشتر نداشته باشد.