معرفی داستان: دانلود داستان کوتاه شب کریسمس _ راجب زوج جوانی است که به تازگی ازدواج کردند، یک شب که از قضا شب کریسمس، شب عیدانه‌ی آن‌ها است، این زوج برای شادی و یک شب به یاد ماندنی دوستان خود را به خانه دعوت می‌کنند تا که بهترین شب کریسمس را داشته باشند ولی قصه ورق خود را برعکس می‌کند و اتفاق هولناک و وحشتناکی سر دوستانشان می‌آید.   دانلود داستان کوتاه شب کریسمس   مقدمه:  چه داری که من مجذوبت می‌شوم! مانند آیینه پاکی، همانند دریا زلال، گاهی وقتا به عمق دلم می‌روم و می‌پرسم چه؟ چرا؟ زمین هم آنقدرها هم فکر می‌کنی گرد نیست چرا که ظالم زیاد است. تمام حجم خیالم از توست مرا ببین نگاهت می‌کنم دوباره و دوباره... من می‌ترسم از همه‌چیز پس ...

  • داستان کوتاه شب کریسمس
  • زهرا عبدی
  • فاخته
  • تعداد صفحات : 26
  • معمایی / جنایی / هیجانی
  • بازدید: 125
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه تحت نظر _  روشا دختری است که سال‌هاست تنها زندگی می‌کند و آشپز است؛ یکی از روزها مردی به سراغش می‌آید و خود را پسرخاله‌ی او معرفی می‌کند امّا، او فردی متقلب است... .   دانلود داستان کوتاه تحت نظر   قسمتی از داستان: نگاهم رو به آشپزهایِ در حال کار انداختم. هوف! امروز واقعاً روز خسته کننده‌ای بود. چیزی نزدیک پونصدتا مشتری داشتیم و این واقعاً برای منی که یه سرآشپز با هشت‌تا دست‌یار بودم سخت بود. همه غذای دریایی و انواع پاستا سفارش داده بودن و من مجبور بودم حتی خودم هم به‌جای نظارت، آشپزی کنم. از چهره‌های همه‌شون خستگی می‌بارید. صدام رو کمی بلند کردم: - همگی خسته نباشید. این هشت‌تا سفارش آخر رو که تموم کنیم می‌تونیم بریم چیزی بخوریم. صداشون یکنواخت و رسا ...

  • داستان کوتاه تحت نظر
  • ماه راد
  • صبا عباسی
  • تعداد صفحات : 83
  • اجتماعی
  • بازدید: 130
ادامه و دانلود

معرفی داستان: دانلود داستان کوتاه گارد لنف و نایره _ تمرکز کرد، به برترین خاطرات تمام عمرش نگاهی انداخت. قدرت و نیروی‌های مختلف را در ذره‌ذره خونش حس می‌کرد! حال؛ آماده بود تا با هر کسی مبارزه کند! حتی گر دشمن یکی از عزیزانش باشد!   دانلود داستان کوتاه گارد لنف و نایره   قسمتی از داستان: باز مثل همیشه دایانا را راضی کردند اولین نفر وارد شود. همیشه همین بود، او زیادی ساده بود و حال را می‌دید نه بعده‌ها را! دستش را به در زد و آرام هولش داد. آب ‌دهانش را قورت داد و نگاهی به آفرین انداخت. آفرین با تکان دادن سرش به او اطمینان داد و او هم با لبخند، بدون فکر کردن وارد آن خانه‌ی ‌خراب و متروکه شد! بعد اینکه کامل ...

  • داستان کوتاه گارد لنف و نایره
  • آبی
  • فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : 66
  • فانتزی معمایی
  • بازدید: 336
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه جنگل پر رمز و راز _ مهدی یک جنگل‌بان است. پس از مدتی دوستان او تصمیم می‌گیرند برای چند روزی همراه او در کنار طبیعت باشند. مهدی که برای مدتی میزبان دوستانش می‌باشد به ناگه متوجه‌ی رخدادهای عجیبی در محل زندگی‌اش می‌شود که موجب پیش‌آمدی ناگوار‌ است.   دانلود داستان کوتاه جنگل پر رمز و راز   قسمتی از داستان: ساعت نه‌و‌نیم شب بود و من خونه تنها بودم. منتظر محمد، علی (پسرعمه)، فاطمه (دختر عمو)، تینا، مهدیه (دختردایی)، نیما (پسردایی) علی، فرزاد (پسر خاله) و فهیمه خواهرم بودم. از شهرستان به محل زندگی من میومدن. چون خونه من نزدیک جنگل بود و تقریبا میشه گفت چسبیده به جنگل بود خواستن مدتی داخل طبیعت بمونن. داشتم تلویزیون نگاه می‌کردم با خودم ...

  • داستان کوتاه جنگل پر رمز و راز
  • مهدی تورانی
  • ستاره سیاه
  • تعداد صفحات : 37
  • تریلر _ علمی _ تخیلی
  • بازدید: 592
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه گذرگاه تاریک _ سهیل پسری شیطان، شوخ‌طبع و هجده ساله است که در یکی از روستاهای گیلان با مادربزرگش زندگی می‌کند. او که پسر کنجکاو و ماجراجویی‌ست در فعالیت‌های انقلابی شرکت می‌کند. در یک شب خطری، میان یکی از عملیات‌ها، حادثه‌ای رخ می‌دهد که همه چیز را دستخوش تغییرات قرار می‌دهد.   دانلود داستان کوتاه گذرگاه تاریک   قسمتی از داستان: شنبه اولین روز هفته با صدای جیغ مادرم که می‌گفت پاشو دیگه دیر شد، از خواب پریدم. وسط تشک نشستم؛ اطرافم رو نگاه‌ کردم. وقتی نگاهم به ساعت افتاد، مثل جرقه از جا پریدم. اون‌قدر دیرم شده بود که نمی‌دونستم از کدوم طرف برم. لباس‌هام رو پوشیدم و دویدم توی حیاط. وقتی به در خونه رسیدم، گل‌ بی‌بی داد زد: - ...

  • داستان کوتاه گذرگاه تاریک
  • نگین شهسواری
  • آمیتیس
  • تعداد صفحات : 101
  • اجتماعی
  • بازدید: 329
ادامه و دانلود

معرفی داستان: دانلود داستان کوتاه تمشک کاپیتان _ کاپیتان میلر و همسرش، سرباز رایان، زندگیِ پر مشقت اما شیرینی داشتند. ارتش مانع از آن می‌شد که اکثر وقت خود را با یکدیگر بگذرانند و همین مسئله، موجب رخ دادنِ اتفاقی ناگوار‌ شد.     دانلود داستان کوتاه تمشک کاپیتان     مقدمه گروهبان رایان! چرا زندگیم با یه افولِ لعنتی، دنبال تو افتاد؟ خودم رو نابود کردم که نذارم توی دماغو با اون‌نگاه شیرین و خنگِ پشت اون‌عینک ته استکانیت، به همه چیز‌ پشت کنی و بری. تو اهلِ عقب نشینی نبودی! همیشه تا آخرین لحظه می‌ایستادی و می‌جنگیدی؛ ولی این‌دفعه، عجیب دلت می‌خواست من رو از تنها تمشکِ زندگیم‌ جدا کنی. ***   قسمتی از داستان: صفحه را ورق زد و ادامه داد: - می‌دونست اگر گازش بزنه، یقیناً مزه‌ی گوشت آدمیزاد ...

  • داستان کوتاه تمشک کاپیتان
  • متین سرمد
  • مائده شمس
  • تعداد صفحات : 47
  • درام / عاشقانه
  • بازدید: 438
ادامه و دانلود

معرفی داستان: دانلود داستان کوتاه از جنس حقیقت _  تا حالا شده، کاملاً ناگهانی زندگی‌تون از این ‌رو به اون ‌رو بشه؟ ممکنه یه‌دفعه به خودت بیای و ببینی، تمام سختی‌ها و مشکلات از بین رفتن؟ میشه تو دنیای واقعی بدون زحمت به موفقیت رسید؟ این اتفاق برای پسر کوچولوی داستان ما پیش اومده. یهو به خودش اومده و دیده تمام درد و رنج‌ها تموم شدن اما واقعاً این اتفاق افتاده یا اینکه...؟     دانلود داستان کوتاه از جنس حقیقت   قسمتی از داستان: با عصبانیت در رو بهم کوبید. کیف پاره‌ و رنگ و رو رفته‌ش رو به گوشه‌ای پرتاب کرد و با حرص اشک‌هاش رو پاک کرد اما چشم‌هاش مثل بارون دوباره می‌باریدند و صورتش رو خیس می‌کردند. شهناز خانم، مادر مهربون و پیرش ...

  • داستان کوتاه از جنس حقیقت
  • Luna.f
  • ستاره سیاه
  • تعداد صفحات : 41
  • عاشقانه / درام
  • بازدید: 669
ادامه و دانلود

معرفی داستان: دانلود داستان کوتاه آجودانیه _ کلافِ زندگیِ کارن، درهم پیچیده. او سال‌هاست درون یک زندانِ پوشالی گیر افتاده و هیچ نمی‌فهمد دور و اطرافش چه گذشته. در همان حینی که از همه چیز غافل و بی‌خبر است، زنی تصمیم می‌گیرد با او معامله کند؛ معامله‌ای که کارن را از همه‌چیز آگاه خواهد ساخت.   دانلود داستان کوتاه آجودانیه   قسمتی از داستان: تنگِ تنگِ تنگ! تاریک و نمور و کثیف! این‌ ویژگی‌های سلولیه که چهارسال توش زندگی کردم. تنهای تنها! هر روز که می‌گذره از روز قبل تنها‌تر می‌شم. به پنجره‌ی بسته‌ی روی در سلولم خیره بودم؛ در باز شد: - بیا بیرون بازجوی پروندت کارت داره. قاسمی بود! اسمش رو نمی‌دونستم. هیچ‌وقت بهم نگفت. دانلود داستان کوتاه منم بهش می‌گفتم قاسمی. آخه توی همه‌ی فیلم‌ها اسم سربازه قاسمیه! به سختی ...

  • داستان کوتاه آجودانیه
  • RadiCal°m3 و NASI AGHAZADEH
  • مائده شمس
  • تعداد صفحات : 75
  • عاشقانه / تراژدی / جنایی / معمایی
  • بازدید: 289
ادامه و دانلود

معرفی داستان: دانلود داستان کوتاه رقصنده‌ی ضمیر _ دختری از جنس پری ولی در دنیای انسان‌ها، همه چیز از فراری آغاز می‌شود که ورودش به یک خانه را در پی دارد. آشنایی‌اش با آدم‌های عجیب و جسمی به تکاپو افتاده که قصد پرده کشیدن از حقایق دارد. در رقصنده ضمیر همراه می‌شویم با دختری که در پس بیدار شدن از یک خواب عمیق خودش را در دنیایی دیگر می‌یابد، دنیایی که در بهت‌آورترین حالت ممکن حقیقتی محض است. همراه می‌شویم در مسیری پر پیچ‌وتاب و می‌خوانیم از تلاش‌هایی که به یافتن خویش خاتمه می‌یابد.   دانلود داستان کوتاه رقصنده‌ی ضمیر   قسمتی از داستان: دانلود داستان کوتاه رقصنده‌ی ضمیر با شوقی وصف نشدنی کتاب را از دست پدر که با محبت و عشق مرا می‌نگریست، گرفتم و با ...

  • داستان کوتاه رقصنده‌ی ضمیر
  • مریم سعادتمند
  • صبا عباسی
  • تعداد صفحات : 93
  • رئالیسم جادویی
  • بازدید: 331
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه سیرک سیار _ آنا دختری است که به‌عنوان یک شعبده‌باز در سیرک سیاری فعالیت می‌کند. فعالیتی که خیلی‌ها آن را به‌عنوان دلقک‌بازی می‌بینند؛ اما این حرف‌ها باعث نمی‌شود که او دست از شعبده‌بازی بردارد؛ اما در پی ناپدید شدن خواهرش از سیرک، متوجه حقایقی می‌شود. ناپدید شدن و فراری که از اعتقاد به توانایی خودشان برای انتخاب سرنوشت و هدف سرچشمه می‌گیرد. آنا به حقیقتی تلخ از زندگی و خانواده‌اش پی می‌برد، حقیقتی که تمام تصورات او را از نزدیک‌ترین و مهربان‌ترین اطرافیانش تخریب می‌کند. حقیقتی که نشان می‌دهد، کسی که باعث برهم خوردن زندگی‌اش شد، کسی جز او نبود...     دانلود داستان کوتاه سیرک سیار   قسمتی از داستان: با عجله گوشه‌‌ای از دامنم را گرفتم و کلاه نوک‌تیز را ...

  • داستان کوتاه سیرک سیار
  • محدثه صادقی
  • ستاره سیاه
  • تعداد صفحات : 80
  • فانتزی / درام / معمایی
  • بازدید: 305
ادامه و دانلود

داستان کوتاه چیست ؟

قرن اخیر، قرن غلبه جهانی داستان کوتاه بر دیگر انواع ادبی است. انسان دیگر آن ذوق و فراغت را ندارد که رمانهای بلند چند جلدی بخواند؛ از این رو با مطالعه داستان کوتاه گویی خود را تسکین می دهد.

زندگی را و خود را و در آیینه داستان کوتاه می جوید.

داستان کوتاه را می توان از نظر شخصیتها، نوع بیان داستان و کوتاهی و بلندی آن مورد برسی قرار داد.

در “رمان” اغلب مجموعه زندگی شخصیتی تجسم می یابد و اشخاص یا شخص مهم داستان در طول زمانی که داستان آن را در بر می گیرد پرورده می شود، ولی در داستان کوتاه چنین فرصتی وجود ندارد.

در داستان کوتاه شخصیت قبلاً تکوین یافته است و پیش چشم خواننده ی منتظر، در گیرودار کاری است که به اوج و لحظه حساس و بحرانی خود رسیده یا در جریان کاری است که قبلاً وقوع یافته اما به نتیجه نرسیده است.

نویسنده در داستان کوتاه، برشی می زند به زندگی قهرمان داستان و نقطه ای از آن را که باید به مرحله حساسی برسد انتخاب می کند.

در حالی که در رمان قسمتی یا تمام دوره زندگی قهرمانان در پیش چشم خواننده است و چشم انداز وسیع تر و گسترده تری از زندگی شخصیتها را نشان می دهد.

داستان کوتاه مثل دریچه یا دریچه هایی است که به روی زندگی شخصیت یا شخصیتهایی، برای مدت کوتاهی باز می شود و به خواننده فقط امکان می دهد که از این دریچه ها به اتفاقاتی که در حال وقوع است نگاه کند.

شخصیت در داستان کوتاه فقط خود را نشان می دهد و کمتر گسترش و تحول می یابد.

ادگار آلن پو” نویسنده آمریکایی می گوید:

“داستان کوتاه قطعه ای تخیلی است که حادثه واحدی را، خواه مادی باشد و خواه معنوی، مورد بحث قرار دهد.
این قطعه تخیلی بدیع باید بدرخشد، خواننده را به هیجان بیارود، یا در او اثر گذارد باید از نقطه ظهور تا پایان داستان در خط صاف و همواری حرکت کند.”

“داستان کوتاه” باید کوتاه باشد، اما این کوتاهی حد مشخص ندارد. “ادگار آلن پو” در این مورد نیز گفته است:

“داستان کوتاه” روایتی است که بتوان آن را در یک نشست (بین نیم ساعت تا دو ساعت) خواند. همه جزئیات آن باید پیرامون یک موضوع باشد و یک اثر را القاء کند، یک اثر واحد را.

در داستان کوتاه تعداد شخصیتها محدود است. فضای کافی برای تجزیه و تحلیل های مفصل و پرداختن به امور جزئی در تکامل شخصیتها وجود ندارد و معمولاً نمی توان در آن تحول و تکامل دقیق اوضاع و احوال اجتماعی بررسی کرد. حادثه اصلی به نحوی انتخاب می شود که هر چه بیشتر شخصیت قهرمان را تبیین کند و حوادث فرعی باید همه در جهت کمک به این وضع باشند. البته بسیاری از داستاهای کوتاه خوب هم هست که در آن این قوانین رعایت نشده است.

داستان کوتاه ممکن است خیلی کوتاه باشد و مثلا حدود 500 کلمه بیشتر نداشته باشد.