معرفی‌نامه: دانلود فن فیکشن اسارات باران _ پسری دلیر و شجاع از رئیسان قبیله‌ای آفریقایی، که خود را صاحب جنگل‌های بزرگ آفریقا می‌داند اما همانکه شبی به قبیله‌ی آن‌ها حمله شود، او می‌ماند با چه کنم‌هایش. نجات جان مردمان قبیله‌اش مشکلی لاعلاج خواهد شد اما او با وجود مشکلات خانواده‌اش بیکار نمی‌شیند.   دانلود فن فیکشن اسارات باران   قسمتی از داستان: تمام زنان و مردان اسیر شدند و کودکان از گریه‌ی زیاد بی‌جان شدند. زنان باردار، در جا کشته شدند. تمامی کلبه‌ها آتش گرفت. درختان خاکستر شدند. آن‌قدر همه چیز طبیعی و واضح بود که توماس برای لحظه‌ای تصور کرد در واقعیت، این اتفاق افتاده است اما وقتی از خواب بیدار شد، فهمید تمام آن اتفاقات، تنها کابوسی شوم بوده است. با کشیدن نفسی عمیق، سعی کرد نفس نفس ...

  • فن فیکشن اسارات باران
  • نسترن بانو
  • ستاره سیاه
  • 75
  • تخیلی / تراژدی / تاریخی
  • بازدید: 384
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه چهل روز تا گرگ و میش _ داستان از عشق می‌گوید. از عشق گرگ و میشی که سر راه هم قرار می‌گیرند و گرگ برای فریب میش پیش قدم می‌شود. احساسات میش را درگیر می‌کند، اما نمی‌داند که دلش به دام خوبی‌های این یار می‌بازد و ورق برمی‌گردد.     دانلود داستان کوتاه چهل روز تا گرگ و میش   قسمتی از داستان: اول گرگی بود در لباس میش. گولم زد! گفت که میشی تنهاست. قبول کردم که پیشش بمانم. اما بعد که ماندگار شدم، لباس میش را در آورد و خوده واقعیش را به من نشان داد. اولین اشک را آن موقع ریختم؛ از آغاز اسارتم، اما لبخند زدم. به خودم گفتم: - این نشانه‌ی عشق اوست. و پیشش ماندم، شاید که درون او به جای گرگ میشی نهفته باشد. *** گرگ: با هم‌نوعان خود نمی‌ساختم پس ...

  • داستان کوتاه چهل روز تا گرگ و میش
  • M.Fakher
  • هادی ملاحی
  • 37
  • عاشقانه / فانتزی
  • بازدید: 232
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه زندگی دیوانه‌ها _  هر کس را به یک دلیل خاص در تیمارستان بستری می‌کنند. همه‌ی افراد تیمارستان براون (بهترین تیمارستان نیویورک)، گویی با هم قهر‌اند ولی به دلایلی گروه پنج نفره‌ای به وجود می‌آید که تا آخر عمرشان هوای یکدیگر را دارند.   دانلود داستان کوتاه زندگی دیوانه‌ها   قسمتی از داستان: هر دو سکوت می‌کنند. پس از مدتی، پنی سر صحبت را باز می‌کند و حسی به او می‌گوید رابرت می‌تواند سنگ صبور خوبی برای او باشد. -تا پنج سالگی با رز -مادرم- زندگی می‌کردم. تا اینکه سرطان خون باعث مرگش شد. من تنهای تنها شدم، ولی بعد از یک سال مردی 23ساله من‌ رو به فرزندخوندگی قبول کرد. همیشه چهره جذابش، باعث می‌شد به سمتش کشیده بشم. خودم‌و براش لوس می‌کردم ...

  • زندگی دیوانه‌ها
  • Faezeh_As
  • ستاره سیاه
  • 42
  • عاشقانه
  • بازدید: 292
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه بانوی شبنم و کوه _  هر حادثه‌ای در خود رازهای بی‌شماری دارد که گاه در طول زمان فاش می‌شود و... حوادثی نیز هستند که تنها راوی آن خداوند است و تا پایان برای ما پنهان می‌ماند. اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو خوانی و نه من هست از پس پرده گفت‌وگوی من و تو چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من     دانلود داستان کوتاه بانوی شبنم و کوه   قسمتی از داستان: بانو، چشمان قهوه‌ای خود را به بالا دوخت. زير نور كشنده‌ی خورشيد، پيكر بلندبالاى سيد بر روى اسب سپيد، امواج گرما و فضا را مى‌شكافت و نزدیک مى‌شد. موهاى بلند و مواجش در دست نوازشگر باد گرم، گرد چهره مهربان مى‌نشست ...

  • بانوی شبنم و کوه
  • دخترعلی
  • ریحانه فنایی
  • 18
  • اجتماعی
  • بازدید: 359
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه سال‌های آزادی _ تنها تفاهمی که با هم داشتیم حافظیه‌رفتن بود. همان مکانی که عشقی جرقه خورد و شعله‌اش سراسر زندگی‌مان را به آتش کشید. سال‌ها طول کشید تا من و او، ما شدیم؛ اما چه سود که ما شدنمان، پایان ماجرا بود... .​   دانلود داستان کوتاه سال‌های آزادی   فسمتی از داستان:   گرگ‌ومیش صبح بود و من در امتداد همان جاده‌ی سرسبز و مملو از گل‌های رز قدم می‌زدم. کمی نگذشت که همان چهره‌ی آشنا، باز آرام و بدون هیچ حرفی از کنارم رد شد. این‌بار ناگهان صدایش زدم؛ اما همین که برگشت نفسم تنگ شد و ناگهان همه‌جا رو به تاریکی رفت. با سرفه‌های پی‌درپی از جایم پریدم. باز هم همان خواب همیشگی. هرچند که دیگر به آن عادت ...

  • سال‌های آزادی
  • امیر ادبی و شمیم فرهادی
  • ستاره سیاه
  • 213
  • عاشقانه / درام / تاریخی /اجتماعی
  • بازدید: 732
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه یک قدم تا بدبختی _  یه دختر که زندگی عالی داره، ثروت زیاد داره، تو ناز و نعمت بزرگ شده ولی یه اتفاق... یه اتفاق ساده باعث می‌شه زندگی دختر از این رو به اون رو بشه... یه اتفاق باعث می‌شه زندگی دختر نابود بشه... پایان نسبتاً خوش ولی گنگ!   دانلود داستان کوتاه یک قدم تا بدبختی     قسمتی از داستان: همه چی از اون روز نفرین شده شروع شد. من به خاطر پول و فامیل و دوستانی که بدِ من رو می‌خواستن بدبخت شدم. بارها با خودم فکر می‌کنم مگه من چی کار کردم؟دانلود داستان کوتاه اجتماعی یک قدم تا بدبختی  چرا باید زندگیم این طوری بشه؟ چرا اونا بدِ من رو می‌خواستن؟ اونا فامیل من بودن اما از هزار تا غریبه ...

  • داستان کوتاه یک قدم تا بدبختی
  • شاینا توکلی
  • آیسا حامی
  • 63
  • اجتماعی
  • بازدید: 907
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه باران صدایم می‌زند _ وقتی که یک‌نفر می‌رود، وقتی که «بود» می‌شود و خاطراتش می‌ماند، همه چیز یخ می‌بندد و سرما به قلب نفوذ می‌کند. حال او رفته‌است و من ماندم و سوال‌های بزرگ و دلیل مبهم رفتنش. می‌گویند قبل رفتن گفته: «باران صدایم می‌زند!» می‌خواهم از باران بپرسم چگونه صدایش زدی که این‌گونه رفتن را ترجیح داد.       دانلود داستان کوتاه باران صدایم می‌زند   قسمتی از داستان: پاهای سست و فرتوتم دیگر برای من نیستند، من نیستم که ساق لرزانشان را جلو می‌برم و به سمت کلبه‌ی ییلاقی هدایت می‌کنم. من مات مانده‌ام... . دانلود داستان کوتاه عاشقانه باران صدایم می‌زند چشم‌هایم به در چوبی بلوطی و نم‌دار کلبه خشک می‌شوند؛ ولی جرئتی برای در زدن ندارم. صداها در گوشم اکو می‌شوند و ...

  • داستان کوتاه باران صدایم می‌زند
  • فاطمه پناهی
  • ستاره سیاه
  • 74
  • عاشقانه / تراژدی
  • بازدید: 1660
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه دیگری جان _ نیمه‌ی وجود، جانِ دیگر. نامه‌هایی به برادری زاده‌ی روح و جان... دیگری جانی که تمامِ راوی قصه را می‌شناسد؛ حتی بهتر از خود او. مرور خاطراتی از گذشته و دیگری جانی که همیشه نیمه‌ی پر لیوان را نشان داده و کام شیرین کرده. روایتی از محبتی خالصانه و وابستگی عمیق، به برادری که همیشه هم‌جان است.     دانلود داستان کوتاه دیگری جان     قسمتی از داستان: دیگری جان، جای پایت آنقدر محکم شد، که دیگر وجودت الزامی بود برای اولین نفر بودن برای همه چیز، میدانی همه چیز! آنها خیال میکردند اجازه را آنها صادر کرده‌اند اما نمی‌دانستند، با تو میز گرد گرفته‌ام و تصمیم نهایی را با تو، اولین نفر بودی که فهمیدی از تاریکی میترسم و اولین نفر ...

  • دیگری جان
  • ف فرخی
  • رها امینی
  • 16
  • عاشقانه
  • بازدید: 433
ادامه و دانلود

داستان کوتاه چیست ؟

قرن اخیر، قرن غلبه جهانی داستان کوتاه بر دیگر انواع ادبی است. انسان دیگر آن ذوق و فراغت را ندارد که رمانهای بلند چند جلدی بخواند؛ از این رو با مطالعه داستان کوتاه گویی خود را تسکین می دهد.

زندگی را و خود را و در آیینه داستان کوتاه می جوید.

داستان کوتاه را می توان از نظر شخصیتها، نوع بیان داستان و کوتاهی و بلندی آن مورد برسی قرار داد.

در “رمان” اغلب مجموعه زندگی شخصیتی تجسم می یابد و اشخاص یا شخص مهم داستان در طول زمانی که داستان آن را در بر می گیرد پرورده می شود، ولی در داستان کوتاه چنین فرصتی وجود ندارد.

در داستان کوتاه شخصیت قبلاً تکوین یافته است و پیش چشم خواننده ی منتظر، در گیرودار کاری است که به اوج و لحظه حساس و بحرانی خود رسیده یا در جریان کاری است که قبلاً وقوع یافته اما به نتیجه نرسیده است.

نویسنده در داستان کوتاه، برشی می زند به زندگی قهرمان داستان و نقطه ای از آن را که باید به مرحله حساسی برسد انتخاب می کند.

در حالی که در رمان قسمتی یا تمام دوره زندگی قهرمانان در پیش چشم خواننده است و چشم انداز وسیع تر و گسترده تری از زندگی شخصیتها را نشان می دهد.

داستان کوتاه مثل دریچه یا دریچه هایی است که به روی زندگی شخصیت یا شخصیتهایی، برای مدت کوتاهی باز می شود و به خواننده فقط امکان می دهد که از این دریچه ها به اتفاقاتی که در حال وقوع است نگاه کند.

شخصیت در داستان کوتاه فقط خود را نشان می دهد و کمتر گسترش و تحول می یابد.

ادگار آلن پو” نویسنده آمریکایی می گوید:

“داستان کوتاه قطعه ای تخیلی است که حادثه واحدی را، خواه مادی باشد و خواه معنوی، مورد بحث قرار دهد.
این قطعه تخیلی بدیع باید بدرخشد، خواننده را به هیجان بیارود، یا در او اثر گذارد باید از نقطه ظهور تا پایان داستان در خط صاف و همواری حرکت کند.”

“داستان کوتاه” باید کوتاه باشد، اما این کوتاهی حد مشخص ندارد. “ادگار آلن پو” در این مورد نیز گفته است:

“داستان کوتاه” روایتی است که بتوان آن را در یک نشست (بین نیم ساعت تا دو ساعت) خواند. همه جزئیات آن باید پیرامون یک موضوع باشد و یک اثر را القاء کند، یک اثر واحد را.

در داستان کوتاه تعداد شخصیتها محدود است. فضای کافی برای تجزیه و تحلیل های مفصل و پرداختن به امور جزئی در تکامل شخصیتها وجود ندارد و معمولاً نمی توان در آن تحول و تکامل دقیق اوضاع و احوال اجتماعی بررسی کرد. حادثه اصلی به نحوی انتخاب می شود که هر چه بیشتر شخصیت قهرمان را تبیین کند و حوادث فرعی باید همه در جهت کمک به این وضع باشند. البته بسیاری از داستاهای کوتاه خوب هم هست که در آن این قوانین رعایت نشده است.

داستان کوتاه ممکن است خیلی کوتاه باشد و مثلا حدود 500 کلمه بیشتر نداشته باشد.