معرفی رمان: رمان داس _ زوهار پسریست که می‌تواند نگاه یک روح را بر روی خودش احساس کند. روحی که مردم روستا می‌گویند، متعلق به یک زن نفرین شده است. تا این که...   رمان داس   قسمتی از رمان: همه‌جا را حال و هوای شادی و جشن، احاطه کرده بود. زنانِ روستا لباس‌های نو به تن بچه‌ها می‌پوشاندند و مردها از سمت زمین‌ها‌ی کشاورزی برمی‌گشتند، تا آماده شوند و فردا را در کنار خانواده‌هایشان جشن بگیرند. کمی خسته به نظر می رسیدند. زن‌ها همیشه در کارها پا به پای آن‌ها پیش می‌رفتند و کمکشان می‌کردند، اما آن روز را به خاطر مراسم فردا در روستا مانده بودند تا خانه‌ها را تمیز و بساط جشن را آماده کنند. به خاطر همین مرد‌ها، بیشتر از روزهای قبل کار ...

  • داس
  • مبینا موسوی
  • ستاره سیاه
  • تعداد صفحات : 235
  • عاشقانه / فانتزی
  • بازدید: 7
ادامه و دانلود

معرفی رمان: رمان عشقی در پیچک‌ های آتش _ دختری به اسم دریا که زندگی عادی داره که تو سن هفده‌ سالگی یه اتفاق‌هایی براش می‌افته و مادر و پدر ناتنیش رو از دست میده و عاشق یه پسر میشه که اتفاقاتش از اون‌جا شروع میشه که سختی‌های زیادی می‌کشه و حقایقی فاش می‌شه که زندگی دریا دگرگون می‌شه.   رمان عشقی در پیچک‌ های آتش   قسمتی از رمان: از جام بلند شدم و از بهشت زهرا بیرون رفتم یکم قدم زدن بد نبود، کم‌کم قدم می‌زدم و اشک‌ها از چشم‌هام پایین می‌ریختن. با صدای ترمز ماشین که دقیقاً تو یه قدمیم بود، برگشتم که دیدم یه ماشین مشکی کنارمه و از توش دوتا مرد بیرون اومدن، منم یه قدم رفتم که فرار کنم که یهو ...

  • عشقی در پیچک‌ های آتش
  • دلارا اربابی
  • زهرا دشتبانی
  • تعداد صفحات : 165
  • عاشقانه / اجتماعی / طنز
  • بازدید: 29
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان شروع از پایان _ این رمان درباره‌ی یه دختر هست که یه روز که بیدار میشه متوجه میشه که همه مردن و فقط خودش زنده مونده ولی کم کم متوجه میشه که کسای دیگه‌ای هم زنده‌ان و اتفاقای غیرمنتظره‌ای که در انتظارش هستند...   رمان شروع از پایان   قسمتی از رمان: بهش نگاه نکردم‌، دستمو هل داد اونور و روشو کرد طرف پنجره و زیر لب غر زد: _ به درک که نمیبخشی... چه نازی میکنه واسه من. به سختی بغضم و خوردم که اشکام در نیاد، پسره‌ی پررو.... آدرس خونه‌ش و داد منم بدون گفتن حرفی فقط روندم.خونه‌ش تو یه محله‌ی خوب و خوش آب و هوا بود، اما چه فایده‌، کل شهرو بوی گند مرده گرفته بود، وقتی پیاده شدیم گفت: _ باید ...

  • شروع از پایان
  • سامان شهریور
  • زهرا.د
  • تعداد صفحات : 247
  • عاشقانه / فانتزی
  • بازدید: 49
ادامه و دانلود

معرفی رمان: رمان تو پاییز زندگی کن _ این رمان روایتگر زندگی دختر مرفهی به اسم پاییز است که با پسری به نام فرهود قرار ازدواج گذاشته. با تمام مخالفت‌های خانواده‌اش این دو باهم ازدواج می‌کنند تا اینکه با اتفاقی زندگی هر دو نفر دگرگون می‌شود...   رمان تو پاییز زندگی کن   قسمتی از رمان: زیر لب غر می‌زنم. -باشه فرهود خان، بازم بدقولی، حالا بیا دارم برات! از پشت دسته گل رو روبروی صورتم میگیری و میدونی باز از بدقولیت ناراحتم. -عفو بفرمایید بانو! با لبخند بر می‌گردم سمتت، آخه مگه میشه از تو ناراحت شد! -علیک سلام، بازم بدقولی! آروم با نوک انگشتت میزنی به بینیم. -می‌دونی که درگیرم چشم آهوی پاییزی، رمان عاشقانه همین ‌یه ساعت هم برا دیدنت کلی منت می‌کشم بانو! پشت چشم نازک می‌کنم. -منت میزنی! می‌خندی، چال گونه‌ات ...

  • تو پاییز زندگی کن
  • ا.اصغرزاده
  • فاخته
  • تعداد صفحات : 351
  • عاشقانه / معمایی
  • بازدید: 56
ادامه و دانلود

معرفی رمان: رمان لیلی عاشق است _ این رمان داستان دختری که نازپرورده و عزیز کرده‌ی خانواده‌ی خودش و خانواده‌ی خاله‌اش هست! پدر و مادر لیلی بعد از ده سال دعا و درمان به لیلی رسیدن و شرایطی که لیلی داره باعث بیش از حد بچه موندنش شده! داستان از تولد 18 سالگی لیلی و علاقه و وابستگی بیش از حد اون به پسرخاله‌اش شروع میشه! شهاب (پسرخاله‌ی لیلی) در شرف ازدواج با همکار خودش سپیده‌ست اما باید دید واکنش اون به این همه وابستگی لیلی چیه و آیا اون هم حسی به لیلی داره؟ شهاب 9 سال با لیلی اختلاف سنی داره و یه جورایی اونقدر همه ی مسئولیت‌های لیلی رو با میل خودش انجام داده که حکم برادر بزرگتر ...

  • لیلی عاشق است
  • هستی71
  • ستاره سیاه
  • تعداد صفحات : 593
  • عاشقانه / اجتماعی
  • بازدید: 87
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان افسانه ی وادی سلاطین _ این یک افسانه‌ است از پادشاهی بزرگ که در دورانی بسیار دور به سر می‌برند؛ این داستان پر از فراز و نشیب‌هاییست که به داستان جذابیت می‌دهد، این داستانی تازه از سلطنت و بسیار متنوع است. داستانی از غم و هجران و نازهای بسیار دلبر و نازکشیدن یار...!   دانلود رمان افسانه ی وادی سلاطین     قسمتی از رمان: پسر لبخند بر لبان خشک و ترک خورده‌اش می‌نشیند و آب دهانش را قورت می‌دهد. پادشاه به همراه پسر به خانه‌ی آن‌ها می‌رود، درب خانه باز است پادشاه به پسر می‌گوید: - تو برو پسر تا وضعیت‌شان بد نباشد و پشت‌ سرت من می‌آیم. پسر سری تکان می‌دهد و وارد می‌شود بلند می‌گوید: - مریم من آمدم. با صدای سر و صدای خواهر ...

  • افسانه ی وادی سلاطین
  • الهام سواری
  • زهرا.زدکا
  • تعداد صفحات : 107
  • عاشقانه / درام / تاریخی
  • بازدید: 113
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان تقدیرمه یا تقصیرمه _ این رمان روایتگر دختر زیبایی به اسم شهره است که با خواهرش زندگی سختی بخاطر وجود ناپدری‌اش دارند. در تصمیمی اجباری خانه خود را ترک کرده و در این راه با افراد جدیدی آشنا می‌شوند که مسیر زندگی هر دو خواهر را تغییر می‌دهد...   دانلود رمان تقدیرمه یا تقصیرمه   قسمتی از رمان: بحث با شادی بی‌فایده بود رفتم اتاق خواب اسماعیل هم خوابیده بود چراغا را خاموش کردم و خوابیدم. روز عقد شادی رسید، یک کت سارافن سفیدگلبهی با شال صورتی پوشیده بود یک آرایش ساده به اجبار من و در آخر چادرسفیدش هم پوشید و به سالن عقد رفتیم. به جزء ما و خانواده رامین فقط مادربزرگ و خاله رامین هم آمده بودند، خطبه عقد را خواندند ...

  • تقدیرمه یا تقصیرمه
  • مریم ذوالفقاری
  • ستاره سیاه
  • تعداد صفحات : 121
  • عاشقانه / تراژدی
  • بازدید: 149
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان ترانسیلوانیا _ یه رمان کاملاً تخیلی و عاشقانه با موضوعی جدید! یه دختر شیطون، بی پروا و سر به هوا، پاش بیوفته شجاع و دلیر، اما در هر شرایطی قلب‌اش زود تر از عقل‌اش تصمیم می‌گیره! یه پسر هم داریم که خب… همچین هم پسر نیست! یه مرد گنده و عجیب، گرچه دختر رمان هم عجیبه ولی مرد عجیب‌تر.... دختر قصه‌مون یه دورگه است، نه یه دورگه‌ی ساده، یه چیزی عجیبی که هر کسی چنین دورگه‌ای نیست! شب آرا تو دانشگاه دو رگه‌ها درس می خونه، همه مثل خودش ولی با قدرت‌های متفاوت، هیچکدوم از افرادی که اون جا هستن پدر و مادر خودشون رو ندیدن و پری‌ها اون رو‌ها رو بزرگ کرده.   دانلود رمان ترانسیلوانیا   قسمتی از رمان: " شب آرا ...

  • ترانسیلوانیا
  • آرام راد
  • فاخته
  • تعداد صفحات : 432
  • عاشقانه / فانتزی
  • بازدید: 161
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان سین مثل اوتانا _ این رمان روایتگر زندگی دختری به اسم ستیا است. دختری که رهسپار کشور مصر است برای کمک کردن به خانواده‌اش و در میان راه با فردی مجروح برخورد میکند که روند زندگی‌اش را به کل تغییر می‌دهد و عاشقانه‌ای در دل تاریخ کشور اتفاق می‌افتد.   دانلود رمان سین مثل اوتانا     قسمتی از رمان: لباس بلندش را پوشید، لباس کوتاه‌تری هم روی آن مچبندهایی از چرم گاو دور آستین‌های بلند لباسش پیچید تا بلندی‌اش دست و پاگیر نباشد. موهایش را از دوطرف بافت. روسری بلندی بر سر‌انداخت و با قاب فلزی زیبایی روی سرش محکمش کرد. از خانه‌اش که نه، خرابه‌ای که حکم خانه را داشت خارج شد. بقچه‌ای که حاوی نان بود همراه مشک آب را بر دوش ...

  • سین مثل اوتانا
  • یاسی جی اچ ار
  • ستاره سیاه
  • تعداد صفحات : 121
  • عاشقانه / تاریخی
  • بازدید: 165
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان دلبر طناز من _ آذین، پس از سال‌ها زندگی در خانه و خانواده‌ای که در پشت پرده رازهای بزرگی را پنهان کرده‌اند، قصد جدایی و استقلال می‌کند. این میان پای مردی با کینه‌ی پررنگی نسبت به خانواده‌ی مرموز او، به زندگی‌اش باز می‌‌شود و اتفاقات غیرمنتظره‌ای را رقم می‌زند که پرده از رازهای پنهان زندگی آذین کنار می‌زند.   دانلود رمان دلبر طناز من   قسمتی از رمان: _وای خدا، من از دست اینا چیکار کنم؟ وایسا بچه مگه دستم بهت نرسه. آرتین: آذین صبر کن کمکت کنم. آخه من از دست این دو تا وروجک چیکار کنم؟ إإإ دیدی آب کف و پوست موز بذارن دم در آی کمرم آی دستم. با کمک آرتین از جام بلند شدم نگاه نگاه کل لباسام به گند ...

  • دلبر طناز من
  • anahita99
  • فاخته
  • تعداد صفحات : 419
  • عاشقانه / اجتماعی / پلیسی
  • بازدید: 203
ادامه و دانلود

رمان جدید بخوانیم؟

داستان‌ها در ادبیات جهان سابقه دور و درازی دارند. این روایت‌ها از زمانی که قصه‌ها سینه به سینه منتقل می‌شدند وجود دارند تا ادبیات معاصر امروز. در هیچ دوره‌ای انسان‌ها بی نیاز از داستان‌ها نیستند. زیرا شیرینی بی‌نظیر و تکرار نشدنی در این وجود دارد که در خیال دیگران غرق شویم و تجربیات ناب لحظه‌های دیگران را مال خود بدانیم.

داستان محصول ذهن خلاق فردی به نام نویسنده است که شخصیت‌های داستانش را ساخته و پرداخته و به زبان ادبی روایت می‌کند. یک داستان خوب می‌تواند مسیر زندگی شما را تغییر دهد؛ زیرا آموزه های آن در زندگی واقعی کاربرد فراوانی دارد. کتاب به انسان آگاهی می دهد و از تکرار خطاها و کج روی ها پیش گیری می کند. با مطالعه کتب داستانی متنوع می توانیم از حقوق فردی و اجتماعی خود آگاه شویم و از آن دفاع کنیم.

هم چنین کتاب‌خوانی به کتاب‌خوان فرصت می‌دهد تا بدونِ پرداخت هزینه مالی و جانی‌ که نویسنده یا شخصیت‌های کتاب پرداخت کرده‌اند، تجربه آن‌ها را مال خود کند. این محکم‌ترین دلیل برای کتاب‌خوانی‌ست. جالب است بدانید که با مطالعه مشهورترین رمان های دنیا از سبک زندگی انسان ها در سراسر دنیا آشنا می شویم و می توانیم نقاط مثبت هر یک را در روزمره خود به کار بندیم.

رمان، متنِ داستانیِ بلند(از لحاظ تعداد کلمات) و خلاقانه‌ای است که به زبان نثر نوشته می‌شود، و یکی از پرورش‌یافته‌ترین، نامی‌ترین و مهم‌ترین انواع ادبی مدرن است.

خودِ واژۀ رمان اصالتی فرانسوی دارد و از این زبان وارد زبان فارسی شده است، که دارای پیچیدگی‌های ویژۀ خود است و محصولی مرکب از تجربه و تخیل انسانیِ نویسنده است.

رمان از مسیر مجموعه‌ای از اتفاقات که در آن شخصیت یا گروهی از شخصیت‌ها در سازمان‌بندی منظمی در صحنه حضور داشته باشند بیان می‌شود، که شامل جزئیات و روایتی از زندگی است که دربردارندۀ کشمکش‌ها، شخصیت یا شخصیت‌ها، حرکات، صحنه‌ها، پیرنگ، درونمایه و مفهوم است.

رمان خود به دو بخش رمان کوتاه و بلند تقسیم می‌شود که مرز مشخصی بین تشخیص این دو از هم وجود ندارد اما به صورت کلی و تقریبی می‌توان گفت؛ رمان‌های کوتاه در میانۀ پنج تا چهل هزار کلمه جای می‌گیرند و از چهل هزار کلمه به بالا در ردۀ رمان‌های بلند تعریف می‌شوند.

ژانر اصلی‌ترین و قابل تفکرترین بخش رمان است و نویسنده باید در انتخاب ژانر دقت بالایی داشته باشد. نویسنده ابتدا باید بداند که چه می‌خواهد بنویسد، قدم بعدی آن است که خلاصه‌ای کامل روی برگه بنویسد و بارها آن ‌را بخواند، بتواند تشخیص دهد که رمانش را می‌خواهد از کجا شروع کند؟ چگونه ادامه دهد و چطور به پایان برساند؟ موضوع رمانش چیست؟ و فضای حاکم بر آن چه فضایی‌ست؟ بر فرض مثال اگر ژانر رمانش جنایی است باید تک تک کلمه‌ها بوی خون بدهد، اگر ژانر ترسناک است باید خواننده با خواندن خط به خط رمان ترس و دلهره را حس کند.

اگر این ها را نداند نمی‌تواند ژانر درستی برای رمان خود انتخاب کند.

بعضی از خواننده ها زمانی که می‌خواهند رمان را بخوانند به ژانرش دقت می‌کنند.

اگر برای رمان ژانر ثابتی انتخاب نشود نمی‌توان روند داستان را روی خطی صاف جلو برد و بالاخره خواه یا ناخواه از مسیر اصلی منحرف می‌شود.

نکاتی که پیش از خواندن رمان جدید و داستان باید بدانیم:

  • موضوعی را انتخاب کنید که به آن علاقه و اشتیاق دارید.
  • برای انتخاب کتاب داستان مورد نظر زمان بگذارید و از نظرات رمان‌خوان‌های حرفه‌ای، برای انتخاب رمان مناسب استفاده کنید. هم چنین بهتر است از کتابهایی که عموم مردم از آن استقبال کرده اند، شروع کنید.
  • هدفتان از خواندن را نه برای یادگیری و فهم پیامی خاص، که برای لذت بردن انتخاب کنید.
  • چنانچه در ابتدای راه رمان خواندن هستید، پیشنهاد می‌کنم از رمان‌های کلاسیک آغاز کنید.
  • به خاطر طولانی بودن یک رمان، فهرست شخصیت‌های اصلی و فرعی و ارتباطات میان آنها و فهرستی از رویدادهای مهم را در داخل جلد کتاب یادداشت کنید.
  • برداشت‌های خود را از شخصیت‌ها و حوادث در جملاتی کوتاه در حاشیه‌ی کتاب بنویسید.
  • در پایان خواندن، برداشت کلی از رمان را در صفحه‌ای خالی از کتاب به صورت آزاد بنویسید. پس از گذشت چند سال مجموعه‌ای جالب و خواندنی از نوشته‌هایتان خواهید داشت

حتی بهترین کتاب‌های ایرانی هم ممکن است در رقابت با آثار خارجی و ترجمه شده شکست بخورند و این یکی از حقایق تلخی است که بسیاری نسبت به آن آگاهی دارند؛ تعداد زیادی از کتاب‌خوانان حرفه‌ای آثار خارجی را به رمان‌ ایرانی ترجیح می‌دهد. رمان‌های معروف خارجی هر چقدر هم که از نظر ادبی ارزش بالایی داشته باشند برخاسته از فرهنگ و زبان دیگری هستند و ممکن است ویژگی‌های نامأنوسی برای مخاطب ایرانی داشته باشند اما چنین چیزی درباره‌ی رمان‌های ایرانی صدق نمی‌کند. رمان‌های ایرانی متعلق به سرزمین و زیست بوم شما هستند و به راحتی می‌توانید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید. اسامی، مکان‌ها، نوع روابط و… همگی از جنسی هستند که با آن آشنایید و دغدغه‌های شخصیت‌ها را درک می‌کنید و همین موضوع تأثیرگذاری یک رمان ایرانی را دوچندان می‌نماید.

از طرف دیگر، اگر به ادبیات فارسی علاقه دارید و خواهان پیشرفت آن هستید، باید به آثار فارسی زبان هم توجه نشان دهید، پویایی ادبیات فارسی چیزی نیست که بتوان با آثار ترجمه شده بدان دست یافت.

دانلود رمان جدید به مرور شما را مجبور به کنش و واکنش می کند

به طوری که حس می کنیم این رمان سرنوشت ماست و ما نقش اول رمان هستیم. به همین خاطر می گویند رمان سرنوشت انسان را در موقعیت های گوناگون جلوی چشم هایتان می آورند.

احساس و عواطفی که در رمان وجود دارد باعث می شود حس همزاد پنداری در شما شعله بگیرد. نمی شود رمان «آس و پاس ها« به نویسندگی جورج اورول را بخوانیم و خود را در گرسنگی و بدبختی نگذاریم، حتی برای چند ساعت.

نمی شود رمان «آخرین روز یک محکوم» به نویسندگی ویکتور هوگو را بخوانیم و آن نگرانی های قبل از اعدام را نداشته باشیم.

نمی شود رمان «زن سی ساله» به نویسندگی دوبالزاک را بخوانیم، ولی ناراحتی ها و ناکامی های زندگی زناشویی را در خود احساس نکنیم.

نمی شود رمان «مرگ ایوان ایلیچ» به نویسندگی تولستوی را بخوانیم و ترس از مرگ را تجربه نکنیم. در این رمان وقتی می بینیم مرگ به ما خیره می شود، دیگر چیزی مانع نگاه ما به مرگ نمی شود و چیزی نیست که ما بتوانیم پشت آن پنهان شویم.

نمی شود رمان «مرد زیر زمینی» به نویسندگی داستایفسکی را بخوانیم و درد و مصیبتی که به انسان وارد شده را نبینیم و نشنویم.

نمی شود «جنایت و مکافات» را خواند و درگیر اخلاق نشد. آن زمانی که وجدان از بین می رود و تضاد درونی نقش اول جنایی رمان یعنی «راسکول نیکف» ما را به جایی می برد که درماندگی و رنج گناه را به دوش خواهیم کشید.

نمی شود «خاطرات خانه اموات» به نویسندگی داستایوفسکی را خواند و خود را به اردوگاه اجباری در سیبری نبرد. اردوگاهی که در آن گرسنگی، ستم و بی اعدالتی موج می زد. داستان داستایوفسکی شرایط بد و خرابی را ترسیم می کند تا به انسان بیاموزد داستان آن چیزی که در رمان ها می نویسند نیست. داستان یعنی انسان ها به دنیا می آیند، درد می کشند و در آخر می میرند.

انسانیت را در درون شما بیدار می کند

مگر امکان دارد داستان «قدیس مانوئل نیکوکار شهید» به نویسندگی اونامونو را خواند و متوجه نشد که کشیشی که تمام عمر خود را خدمت مردم می گذارد، چه رنج هایی را می کشد. همه عمر خود را صرف خیرخواهی می گذراند، آشتی دادن فرزندان با پدر و مادرهایشان، ازدواج های زنان و مردان و از همه مهم تر تسلی دادن کسی که در حال مرگ است.

اما همین کشیشی که کارهای خیر انجام می دهد خود از درون دچار تعارض هایی می بیند که جان او را از بین می برد. همین کشیشی که همه عمر خود را در فرازو نشیب طی کرده است مانند یک مسافر حیران زده و پریشان است که زمانی که دعا می خواند و به این آیه می رسد که من به رستاخیز بدن ها و حیات ابد ایمان دارم. صدای خود را کم می کند و رو به خاموشی و فراموشی می رود. حکایت مانوئل نیکوکار شهید را نمی توان خواند و این تردید را متوجه نشد.