• دانلود رمان جدید

رضا ازپشت سر به طرفشان می آمد در حالی که دهانش را به علامت تعجب کج کرده بود و ابرویش رابالا زده بود به آنها نزدیک شد و حالت رسمی به خود گرفت رضا:سلام .... سلام  خانم به سلامتی مثل اینکه حالتون بهتر شده بهاره :بله طوریم نبود فقط ضعف کرده بودم رد ، سردیش جانش را میبرد به گذشته ها آنجا که شاید هیچ گاه دیگر بازگشتی نداشت . باد سردی وزید و موهای گندمی آشفته اش را بازی می داد اما او همچنان خیره، از گوشه چشمش اشکی سرازیر در نیمه راه محو شد ،رهایی و سقوط میان گذشته. آه انروزبهاری زیبابود مثل همه بهارها...،فواره روشن رنگین کمانی ازدل حوض تا ته خورشید کشیده بودصدای جیک جیک گنجشکها لای شاخ و ...

  • نام رمان:پریسان
  • نویسنده:سارا جابری
  • طراح:kimiya.a
  • تعداد صفحات:300
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

درباره ی دختری که تو دانشگاه به استادش علاقه مند میشه اما نمی دونه که تله است و این تله را کسی که دخترا را دوست داره ولی دختره اون شخص را دوست نداره را چیده تا دختره را عاشق رفیقش کنه و به بدترین شکل غرور دختر را از ببین ببره  وارد  کلاس شد بچه ها سلام کردن که اونم با اخم جواب داد اخجووون داره میره سمت صندلیش دو قدم مونده بود به این که پاش برسه به گریس ها برگشت و به من که نیشم 10متر باز بود یه نگاه انداختو گفت:مشکلی پیش اومده خانم مشرقی اوه اوه فکر کنم زیادی سه بازی در اوردم حالا لبخند ژکوند تحویلش میدم یه اخم فوق العاده غلیض کردمو دست به ...

  • نام رمان:عشق من تنهام نذار
  • نویسنده:الهه رضایی
  • طراح:Ayeda Javid
  • تعداد صفحات:150
  • منبع:رمان فوریو
ادامه و دانلود

دختري که در خانواده بزرگ شده که ازاد اما نه در درس خوندن…مجبوره براي درس خوندن هرکاري کنه حتي نامزد کردن با پسر.. . زماني که مدرک تحصيليش رو گرفت همه چي براي پدرش افشا ميشه و پدرش برا حفظ ابروش  همه چي دست به دست هم میده به يه ازدواج اجباری باشه بابا گاز نگير مي خواستم بگم بيا بريم کافي شاب رستوراني جايي  تاني حال ندارم بزار براي يه وقت ديگه.. نه نيار ديگه ميزنم لهت ميکنم بي هم هوا عوض ميکني هم براي من تعريف ميکني که چرا هاپو شدي!!! کلافه نگاهي به ساعت انداختم گفتم :تا دو ساعت ديگه اماده باش ميام دنبالت... اکي جيگر فقط يه تيپي بزن که پسر کشون راه بندازيم جيگر ... باشه بابا حالم ...

  • نام رمان:به بهانه درس خواندن
  • نویسنده:نوشين 78
  • طراح:naziy bano
  • تعداد صفحات:180
  • منبع:نودهشتیا
ادامه و دانلود

ساره دختریه از تبار تمام دختران جامعه مون، دختری که با تمام وجود عشقش رو می‌پرستید، ساره دختری عاشق و آرژین مردی با عشقی ممنوعه، مردی که نخواست عاشقانه‌های عشقش و برادرش را نابود کنه ولی مجبور شد...دختری که با تمام معصومیت محکوم شد به و ازدواج با مردی که برایش برادر بود... زندگی دو عاشق گره خورد به هم... یکی عاشق او و او عاشق دیگری... این رمان اختصاصی سایت یک رمان است. گاهی اوقات دلت یه چیزی می‌گه عقلت یه چیز دیگه! امّا حرف عقل و قلبت اون‌قدر‌ها مهم نیست چون روزگاه به ساز تو نمی‌رقصه. این تویی که باید رق*ص*ت رو همراه با ملودی زندگیت تنظیم کنی تا موفق بشی! حالا این وسط‌ها ممکنه برای توی آهنگی نواخته بشه ...

  • نام رمان : ناخواسته‌هایی به رنگ اجبار
  • نویسنده : آرزو توکلی کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار: Naviya
  • تعداد صفحات : 275
  • منبع : https://forum.1roman.ir/threads/50402/
ادامه و دانلود

سوزان دختریه که پدرش به زور مجبورش میکنه با پسری به اسم اردلان ازدواج کنه ولی اون عاشق یکی دیگس و از اردلان متنفره سوزان بعد از مدتی متوجه میشه که سام دستشو بلند کرد که بزنه چشمامو بستم ولي هيچ اتفاقي نيفتاد اروم چشمامو باز کردم که ديدم سورن دست بابا رو گرفته سورن:بابا ولش کن چطوري ميتوني اين کارو بکني اون حق داره براي خودش براي ايندش تصميم بگيره بابا نه بابا غلط کرد به خدا قسم اگه تو محذر ابرومونو ببري به خااک سياه مينشونمت با دو رفتم توي اتاق و درو بستم و شروع کردم گريه کردن خدا اخه من مگه چيکار کردم که نمي تونم با عشقم باشم مثل خيلياي ديگه در اروم باز شد سوسن وسورن ...

  • نام رمان:عشق از سوي اجبار
  • نویسنده:پريا.ج
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات:330
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

با چشمانی به اشک نشسته، پنجره بزرگ هال را که باغچه با درخت و شکوفه های صورتی اش بهاررا یاد آور می شود؛ از نظر می گذراند.قطرات اشک یکی پس از دیگری روی صورتش می چکد و او هیچ تلاشی برای متوقف کردنشان نمی کند. چندین ساعت متوالی به همین منوال می گذرد که صدای درب حیاط خبر از آمدن کسی می دهد؛ تکیه اش را از مبل می گیرد و دستمالی از میز مقابلش بر می دارد که صورت خیس شده اش را پاک کند تا کسی متوجه حالش نشود اما چشمان پف کرده اش گویای همه چیز است. سلام بر اهالی خانه... و به دنبالش صدای پرت کردن سوئیچ روی میز می آید و این عادت همیشگی، ورود ویهان را ...

  • نام رمان:کام تلخ دلدادگی
  • نویسنده:عاطفه مرادی
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات:526
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

دانلود رمان سکاندار عشق       خلاصه: دانلود رمان سکاندار عشق این یک رمان عاشقانه هست و مطالعه ان خالی از لطف نیست  و شالم رو سر کردم. الهام هم لباس پوشید و از اتاق بیرون اومدیم و رفتیم تو آسانسور و طبقه ی همکف پیاده شدیم. به داخل لابی رفتیم، کروی پروازی اون جا در حال نوشیدن قهوه و چایی بودن. دنبال جای خالی بودیم که بریم بشینیم

  • نام رمان: سکاندار عشق
  • نویسنده:مریم حیدری
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات:546
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دختری به نام هانا که یهو عاشق می شه، عاشق پسری که نمی دونه کیه؟ چیکاره ست؟ فقط از دور هر روز دلش رو بیش تر به اون میسپاره...بد به معنی خلاف کار بودن نیست، اما مثل خیلی از پسر های دیگ یامروزی؛ از یه شکست به خیلی از کارها روی میاره. بی تفاوت و سرد نسبت به همه

  • نام رمان: عاشق یه پسر بد شدم
  • نویسنده:حمیرا خالدی
  • طراح:Matin Misayi
  • تعداد صفحات:315
  • منبع:کافه تک رمان
ادامه و دانلود

يک عصر بارونی ماه آبان بود من درحالی که روی تخت نشسته بودم،حساب های مهر ماه رو از  دفتر کل، پاک نويس می کردم؛ بعد از اتمام کارم،نسکافه ای درست کردم و درحالی که از پشت پنجره به نم نم بارون خيره شده بودم، به گذر زندگيم  فکر ميکردم.  به روزهای سخت  زندگيم در  پرورشگاه ...درس  و کار  از نُه سالگيم...قبوليم در دانشگاه سراسری برای رشته جامعه شناسی و مادر و پدری که هرگز نديدمشون يک عصر بارونی ماه آبان بود من درحالی که روی تخت نشسته بودم،حساب های مهر ماه رو از دفتر کل، پاک نويس می کردم؛  بعد از اتمام کارم،نسکافه ای درست کردم و درحالی که از پشت پنجره به نم نم بارون خيره شده بودم، به گذر ...

  • نام رمان: نور همین حوالیست
  • نویسنده:یگانه. کاف
  • طراح:Matin Misayi
  • تعداد صفحات:300
  • منبع:کافه تک رمان
ادامه و دانلود

دانلود داستان کوتاه مملو از تهی     خلاصه : دانلود داستان کوتاه مملو از تهی _ حالم خوب است، اما گذشته‌ام درد می‌كند...گذشته‌ام، گاهی تا هميشه فرياد می‌كند... و آرام عكس‌های يادگاری را بر دلم می‌كوبد...گذشته‌ام می‌شكند می‌پوسد و امّا نمی‌ميرد...این‌بار قلمی در دست گرفته‌ام تا درباره دختری بنویسم که دردهایش تمام نشدنی است...همیشه بین گذشته و حالش در حال جدل هست! اما سوال اینجاست که چه چیزی در گذشته این دختر وجود داشته یا اتفاق افتاده است که این‌گونه دختر قصه‌ی ما احساس تُهی بودن می‌کند؟!

  • نام داستان : مملو از تُهی
  • نویسنده : Atousa کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار: SreanOOsh
  • تعداد صفحات : 135
  • منبع : https://forum.1roman.ir/threads/41955/
ادامه و دانلود