• رمان برای ایفون

دانلود رمان در خود شکستم    خلاصه:دانلود رمان در خود شکستم روزی که دنیا آمدم، آسمان هم دلش گرفته بود. صدای رعد و برق، با فریادهای دردآلود مادرمهم‌نوایی می‌کرد. روزی که ابرها برای دنیا آمدنم، برای سرنوشت دختری که با درد و غم زاده شد، گریست. روزی که ورودم به این دنیا، آغازِ ستم‌هایی بود که روزگار بر سرم آوار کرد. گویا ناف وجودم را عجین شده

  • نام رمان:در خود شکستم
  • نویسنده:فیروزه شیرازی
  • طراح:Matin Misayi
  • تعداد صفحات:264
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

دانلود رمان کال    خلاصه: دانلود رمان کال درد را حس می‌کنم در جزء جزء بدنم. نفس که می‌کشم چهره‌اش را به یاد می‌آورم هنوز خودم را نباخته‌ام اما راس تش را بخواهی به اندازه‌ی کافی درد کشیده‌ام؛ در کنار دیگران لبخند می‌زنم و پر شور می‌خندم. خنده‌هایی مصنوعی که هر کس ببیند فکر می‌کند دردی نکشیده‌ام. تنها که می‌شوم

  • نام رمان: کال
  • نویسنده:نگار1383
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:60
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

دانلود رمان تاریخ برلیان    خلاصه:دانلود رمان تاریخ برلیان همین طور که دهنش باز بود موهامو که بافته بودم کششو در آوردم و توی دهنش چپوندم.عصبانی کش رو بیرون آورد و از پنجره پرتش کرد بیرون وداد کشید:«تو چیکار کردی؟» خونسرد به پشتی صندلی تکیه دادم و گفتم:«کشمو توی ده نت کردم!»

  • نام رمان:تاریخ برلیان
  • نویسنده:شادی
  • طراح:سدنا
  • تعداد صفحات:300
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان نیاز عاشقی    خلاصه:دانلود رمان نیاز عاشقی من نیازم یه دختر معمولی، مثل همه دخترا نه شیطونم نه زبون دراز، نه آرومم نه خجالتیمعمولی معمول و زندگیم حماقتای زیادی کردم، حماقتایی که مستقیم تو آینده ام تاثیر گذاشتنخودمو باختم، اسیر غم شدم؛ قضاوت شدم... آبروم؟! آبرویی واسم نموند، دیر فهمیدم که نباید خودمو ببازم، ولی بالاخره تونستم!

  • نام رمان:نیاز عاشقی
  • نویسنده:آمنه آبدار
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:150
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان دوران    خلاصه:دانلود رمان دوران  بابا جوابی نداد و حدس زدم الله اکبر نمازش رو گفته! اما مامان جوابِ سلامم رو ناکام نذاشت و حینی که کاسه رو رویِ میز می ذاشت گفت: علیکم حلیم از کجا؟! هوسِ شهاب! نه بابا؟! بلکه هوس هایِ شهاب سبب خیر شود! مامان خنده ی شیرینی سر داد و زیر لب " پررو " ای نثارم کرد!

  • نام رمان:دوران
  • نویسنده:عطیه جبلی
  • طراح:Matin Misayi
  • تعداد صفحات:150
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

دانلود رمان بستنی با چاشنی عشق   خلاصه:دانلود رمان بستنی با چاشنی عشق نیم ساعت گذشته بود که یهو عماد گفت: سانیا این یه چیز عادیه، خجالت نمی خواد‌. بازم چیز ی نگفتم که گفت: سانیا نگاهم کن! آروم سرم رو بلند کردم که با چشم های خندون عماد رو به رو شدم. آروم گفتم: بخند راحت باش. عماد با صدای بلند زد زیر خنده.

  • نام رمان: بستنی با چاشنی عشق
  • نویسنده:زهرا سپهری رفیع، حمیرا خالدی
  • طراح:Matin Misayi
  • تعداد صفحات:130
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان نیلوفرانه    خلاصه:دانلود رمان نیلوفرانه ظاهرا که فقط افت فشاره ولی برای اطمینان بیشتر یه چکاپ کامل نوشتم سردرد داره که مسکن تزریق شدهعماد چراغ قوه اش را در آورد پلکهایش را پایین کشید و به آنها نگاه کرد با گوشی اش ضربان قلبش را گوش کرد و نبضش را گرفت عصبی شدی ؟

  • نام رمان:نیلوفرانه
  • نویسنده:عطیه.س
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان پری دریایی    خلاصه:دانلود رمان پری دریایی در پیچ وخم این دنیای پر از پستی بلندی پر از غم و شادی، به دور از هیاهو، مثل مار افعی چرا شد غم و اه مهمون لونه ما؟چرا نباید رحم کرد به آدم ها.چی شد اون مهر ومحبت دلها.چیکار کرد با ما این دنیا .از قدیم گفتند: خدا هیچ بشری  رو از عرش به فرش نرسونه،

  • نام رمان: پری دریایی
  • نویسنده:فرشاد لوزعی
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:360
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان به چشمات قسم    خلاصه:دانلود رمان به چشمات قسم بین افراد ژینوس به چشم خورد که با ارایشی غلیظ کنار دفرت مدیریت ایستاده بود .بی توجه به او از کنا ش رد و وارد دفرت شد .ازصبح عصبی بود بادیدن ژینوس عصبی تر هم شد لعنتی گفت و به سمت  میز ریاست رفت بعد از گذ اشنت کیف روی میز و نشسنت پشت میز ریاستش به منشی زنگ زد و بی 

  • نام رمان:به چشمات قسم
  • نویسنده:ریحانه پسندیده نیا
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:196
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان دوستی اجباری    خلاصه:دانلود رمان دوستی اجباری صندلی تکیه داد و دست به سینه شد.  آفرین حالا شد.  کمی روی میز خم شد و با صدای آرومتری گفت:  باهام دوست میشی.یکه خورده و مبهوت بهش نگاه کردم، نمیدونستم چی کار کنم. گیج و گنگ بودم.ببین اگر فکر کردی من دست از سرت برمیدارم، کور خوندی. تنها راهت همینه. 

  • نام رمان:دوستی اجباری
  • نویسنده:دلارای
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:150
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود