دانلود رمان افسونگر جهنمی به آسمان شهر خیره میشوم؛ اینجا شهر شوم است! شهری که مردمی ابله، صفت گرگها را دارند. مردمی که قبول کردند شیطانپرست باشند و من، فرشته رانده شده این شهرم... ابلیسی دیگر! دختری از قلب جهنم که فقط ویران کردن را یاد گرفته است. من دختر شیطانم، افسونگری برای جدایی قلبها. من آسیبی نمیبینم، نه با خواندن آیه و دعای پوچ دعانویسان، نه با آب مقدس کلیساها یا به صلیب کشیدن قلب و روحم! دانلود رمان افسونگر جهنمی من جاودانهای از نسل پلیدی و تاریکی هستم!. چی میخوای؟ صدای خنده کریهش گوشم رو آزار داد، اما توجهی نکردم. دورم چرخید و روبهروم قرار گرفت و گفت: وقتشه بانو. پوزخندی کنار ل**بهایم جا خوش کرد، که لئون با چندشی گفت: -با اون ...
