خلاصه: دانلود رمان تا چه پیش آید به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم میگذرد،آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریان اند! به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم زندگی نام نکویی است که خارش کردی زندگی نیست به جز نم نم باران بهار زندگی نیست به جز دیدن یار زندگی نیست به جز “عشق” به جز حرف محبت به کسی ورنه هر خار و خسی زندگی کرده بسی زندگی تجربه تلخ فراوان دارد دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه یک عمر بیابان دارد ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟... “سهراب سپهری” فصل اول علیرام دست به سینه شدم و تکیه مو به صندلی دادم. ...
