خلاصه: دانلود رمان عروس شیطان _ در میان جمعیت شیاطین و انسان‌های انسان‌نما، من آن ادمی بودم که اسیر شیطان و شیطان زاده‌ها شدم. مرا به انتخاب خودم نیاوردند، مرا برای هیچ به این‌جا اوردند و می‌خواهند از فرزند من و شیطان، فرمانروای جهان را آموزش دهند، اما نمی‌دانند خدایی این میان هست، که اگر برای لحظه‌ای نخواهد، این جمعیت همه نیست می‌شوند. چه خیال خامی، فرمانروایی شیطان بر زمین! مقدمه: در میان ما انسان‌ها، انسان‌هایی عجیب زندگی می‌کنند که برای خوشی‌های دنیوی دست به کارهای عجیب می‌زنند. میان این مردم هستند کسایی که دخترانشان را در راه شیطان قربانی و یا هدیه به شیطان کنند. جنگی میان آتش و انسان در راه است، عروسی میان آتش می‌افتد و مراسمش را در خون و ...

  • عروس شیطان
  • مهدیه احمدی کاربر انجمن یک رمان
  • نسترن بانو
  • تعداد صفحات : 120
  • تخیلی، ترسناک
  • بازدید: 25538
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان من می توانم  ﻗﺼﻪ ی رﻣﺎن ﻣﺎ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ رﻣﺎن ﻫﺎ ﻓﺮق داره ﻧﻪ دﺧﺘﺮ ﭘﻮﻟﺪار دارﯾﻢ ﻧﻪ دﺧﺘﺮی ﭘﺮرو و زﺑﻮن دراز دﺧﺘﺮ ﻗﺼﻪ ی ﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ اﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮ از آن ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯽ ﻣﻔﻬﻮم درﺳﺘﯽ از ﻋﺸﻖ ﻧﻤﯽ داﻧﺪ و ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻮد... ﻫﺮ ﭼﻪ ﻏﻢ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎی دوران را ﺧﻮردم آﺳﺎن ﻧﺸﺪن... از اﻣﺮوز ﺑﺮاﯾﺸﺎن ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ زﻧﻢ... ﺗﺎ ﭘﺴﺖ و ﺣﻘﯿﺮﺷﺎن ﮐﻨﻢ... و زﯾﺮ ﭘﺎﯾﺸﺎن ﻣﯽ اﻓﮑﻨﻢ... ﺗﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮم و ﺑﺎﻻ روم... ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻢ... -ﻫﻮی ﮐﺠﺎﯾﯽ ﺗﺒﺴﻢ ﺧﺎﻧﻢ؟ ﻟﺒﺨﻨﺪی ﻧﺜﺎرش ﻣﯽ ﮐﻨﻢ و ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﮔﻔﺘﻢ: -واﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﯽ زرت زرت ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ زﻧﯽ)ﺑﻌﺪ ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮدن ﮔﻔﺖ(آﻫﺎن ﻓﻬﻤﯿﺪم ﺧﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﯾﺎر. و ﺑﻌﺪ ﺧﻨﺪﯾﺪ رمان جدید باعث ﺧﺠﺎﻟﺖ زدگی  من شد . ﺻﻮرﺗﻢ ﮔﻠﮕﻮن ﺷﺪ ﻣﻬﻨﺎز ﻫﻤﯿﺸﻪ ...

  • من می توانم
  • sara&zaynab
  • h•a•n•a
  • تعداد صفحات : 415
  • عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 4881
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان صلیب عشق اخرین بشقاب توی سینگ رو هم اب کشیدمو دستامو به کمک گوشه دامنم خشک کردم.در سلول با صدای بلندی باز شد وصدای زمخت نگهبان توی سرم پیچید.آناستازیا بله راه بیوفت ملاقاتی داری...رمان عاشقانه صلیب عشق که تای ابروم بالا رفت.... کی میتونست باشه!دمپاییامو پام کردم و دستی به لباس هام کشیدم. چادر کهنه توسی رنگی رو روی سرم انداختم و از سلول خارج شدم. نگهبان نگاهی بهم انداخت و اشاره کرد دستامو جلو ببرم. دستبند رو به مچم زد و گفت: _د یالا را بیوفت تا صبح وقت ندارم مثل بز منو نگاه کنی. پوزخندی زدم و کنارش راه افتادم. از پیچ و خم راهرو راه رد شد و جلوی اتاقی ایستاد. دستگیره در رو پایین کشید و در و ...

  • نام رمان: صلیب عشق
  • نویسنده:پردیس نیک کام
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:275
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 4454
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان از تو دورم با عجله پله ها راطی کرد.درحالی که اشک هایش راپاک میکرددرحیاط را بازکردپدرش دوان دوان دنبالش دویدوگفت:صدف صبرکن کجا میری؟به من حق بده ،نفس زنان ایستاد.صدف باچشمان گریان به پدرش نگاه میکردخواست چیزی بگویدکه صدایش بلند نمیشد گریه امانش نمیداد درحالی که میدویدازحیاط خارج شد ودر رامحکم روی هم کوبید.تاکسی سوارشدو ازخانه فاصله گرفت دقایقی را درراه سپری کردسپس اسکناسی ازجیبش دراوردوبه مردراننده داد:خیلی ممنون پیاده میشوم.راننده اسکناس را ازدستش گرفت وبلافاصله سرعتش را کم کردوکنارخیابان متوقف شد.صدف پیاده شدو درماشین را بست.باقدم های اهسته وبی هدف درپیاده روحرکت میکردتصویرمادرش جلوی چشمانش ظاهرمی شد شدت اشک هایش بیشترمی شدیاد روزهایی می افتاد که مادرش زنده بوددلش میخواست کنارش بودوبغلش میکرد این رویای بودنش دیگرکافی نبوداشکهایش را کمی ...

  • نام رمان:ن از تو دورم
  • نویسنده:فرانک میرزایی
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:205
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی،تراژدی
  • بازدید: 4519
ادامه و دانلود

خلاصه : دانلود رمان من خوناشامم _ رمان درباره دختری به اسم مهنازه که با خانواده‌ش مشکل داره و توی محدودیته یه روز، به پیشنهاد دوستش دیانا از خونه فرار می‌کنه. اون با پسری به اسم سهیل اشنا میشه و... این رمان اختصاصی سایت یک رمان است. انسان نمی‌کند چه کارهایی برای زنده ماندن. به جان می‌خرد هر چیز را حتی انسان نماندن. برای ماندن در این دنیای بی‌رحم پست. موجودی می‌شود؛ فراتر از هر چه هست. می‌گریزد از درد؛ پاک می‌کند زندگی را ز رنگ شام. دختی دیگر می‌شود؛ وجودش شده یک خوناشام دانلود رمان من خوناشامم   قسمتی از رمان : بدون حرف رفتم تو اتاقم، کیفم رو پرت کردم رو تخت. اتاق من رنگ یاسی بود، اول که وارد می‌شدی رو به رو تخت بود، یدونه میز عسلی داشت ...

  • نام رمان : من خوناشامم
  • نویسنده : معصومه .ی کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار: نسترن بانو
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 201
  • ژانر: اجتماعی
  • بازدید: 20675
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان فرار از خواب مردی که مثالش همچون تکه ای یخ در بیابان است. محال است مثل او پیدا شود. قلبی دارد از جنس یخ..خودش نخواست که یخ شود. روزگار‌ او را مجبور کرد که همچون کوه عظیم یخی که نه میشکند نه ذوب میشود. او تنها کشتی های نامردی را نابود میکند...او میخواهد به مردم درس بدهد. درسی که شاید امتحانش بریدن شاهرگ‌باش او کوه یخی است که دریا رو به او تعظیم میکند! او نه میترسد نه فرار میکند...نه میخندد نه گریه میکند... او سلاحی از جنس یخ دارد تا قلب ها را تکه تکه کند. آرشام! مردی است که به دنبال گمشده ای که تنها به خاطر او زنده است.‌او به دنبال گمشده است که به خاطر او جنگل ها یخ ...

  • نام رمان:فرارازخواب
  • نویسنده:مریم سارابه
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:646
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 4790
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان آشوب مغز بغضم می شکند و اشک هایم روانه می‌گردد. قلبم می‌شکند و مغزم دیوانه می گردد. اصرار های مکررم به گوشت می رسدو دست آویزی برای خنده ات می شود. مثل پا گذاشتن روی یک برگ خشکیده غرورم را زیر پا می گذاری و له می کنی. هق هق من موسیقی ای می شود که تو با آن هی لبخند می‌زنی و جان مرا می گیری. هرچند تلخ است این کارت؛ اما لبخندت آنقدر زیباست که باعث تضادی بین اشک توی چشمانم و لبخند روی لبم می‌شود. تضادی که گویای لذت من از لبخندت و عذاب من از درد قلبم است. دست هایم را مشت می‌کنم تا نگهت دارم. اما تو خاری در دست بی نمکم فرو می کنی که بی ...

  • نام رمان:آشوب مغز
  • نویسنده:مرضیه گلچی
  • طراح:braveays
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:213
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 4061
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان صحرا ویران کردی و رفتی به سان سیلی ویرانگر که خرابه های دلم را با خاک یکسان کرد چگونه گذشتی ز من؟ ناروا بود و بس ستم بدی نکردم و لایق بدی دیدن نبودم کسی غمخوار نبود ...همدرد نبود ...همدم نبود به راستی نبود ویرانه ای همانند من من ماندم و دنیایی از سکوت من ماندم و قلبی پاره پاره من ماندم و موی سپیدی که از هجرانت برایم به یادگار گذاشتی به راستی بد نکردم ،به راستی تلخ نبودم اما شاید شیرینی ام جانت را از هم گسیخت به راستی یوسف سنگدلی بودی عصاره ی جانم را فشردی و رفتی برگشتنت باشد زمان حساب دادنت زمانی که دل ناکامم چشمهایش را ببندد و بلند فریاد بزند *قصاص* آخ از دل ،امان ...

  • نام رمان: صحرا
  • نویسنده:سحر.ح
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:593
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی،همخونه ای
  • بازدید: 6903
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان دختر افغان من دختری از خاک افغان...و تو پسری از تبار آریایی...چگونه در مسیر قلبم ایستادی؟...چه شد که عاشق و شیدایت شدم؟!قلب هایمان نزدیک و دست هایمان سرد و دور است...زمینیان به عشق من و تو حسادت خواهند کرد...زهر تلخ حسد خود را به عشق پاک من و تو ریختند...از من دور میشوی و من در اسارت دشمن کاری ز دستم بر نمی آید...تپش های قلبت را ز من دریغ مکن...زندگی ام به نزدم بازگرد...چشم هام رو باز کردم. یک روز پر دردسر دیگه؛همه مشکلاتم تو یه ان یادم اومد . من دختری افغانی هستم،به کشورم و خودم افتخار می کنم؛از اصلیتم هم خجالت نمی کشم.مگه ادما از کشورو اصلیت خودشون خجالت می کشن؟ از جام پاشدم و رخت خوابم رو ...

  • نام رمان:دختر افغان
  • نویسنده:فاطمه سادات مظفری
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:781
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 8679
ادامه و دانلود

خلاصه : دانلود رمان عمارت خون  داستان در مورد سه دختریه که خیلی شجاع و اهل ریسک کردن هستند و به پیشنهاد یکی از اونا وارد یک سازمان می شوند و در اونج از زبون ترنموایی دوباره خواب موندم . امروز کلاس داشتم . اصلا حوصله نداشتم و بد جور خوابم میومد . آخه از دیشب تا صبح داشتم فیلم ترسناک میدیدم ولی اصلا ترسناک نبود اخه یکی میاد کله اون یکی رو با اره برقی میبره ترس داره ؟ عین جت آماده شدم و سوار ماشینم شدم و دِ برو سمت دانشگاه پنج دقیقه به کلاس مونده بود و من داشتم میرفتم سمت کلاس که یکی زد پس کله ام برگشتم و دیدم نفسه و هلیا ام پشتشه نفس : سلام بر دوست ...

  • نام رمان: عمارت خون
  • نویسنده:زهرا اسماعیل پور
  • طراح:h•a•n•a
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:60
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 5891
ادامه و دانلود