خلاصه: دانلود رمان اشکِ عشقِ آتشین این داستان، داستانی از تکرار سرنوشت است. سرنوشت عشقی آتشین. داستانی از دستان نوازشگر اشکی داغ بر روی صورت یک مرد. مردی لبالب از احساس که برای گرفتن دستانِ ظریف دختری خسته، جسم شیطانی‌اش را می‌فروشد و غرورش را به خاک می‌سپارد. ترس، وحشت، تنهایی، اشک و عشقی آتشین میان تمامی ترس‌ها و سیاهی‌ها. این داستان، داستانی است ا طعم تلخ جدایی و مزه شکلاتی عشق. داستانی‌ست از دختری که ناخواسته، با قلم عجیب زمانه به دنیایی دیگر پا می‌گذارد و چیزهایی را تجربه می‌کند که حتی به خوابش هم نمی‌آمد. زندگی این دختر با موجوداتی بی‌احساس، پر از احساس می‌شود. این دختر باید ببخشد و بخشیدنش، درست زمانی که فکرش را هم نمی‌کند باعث ...

  • نام رمان : اشکِ عشقِ آتشین
  • نویسنده : غزل نارویی کاربر انجمن یک رمان
  • طراح : braveays
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 650
  • ژانر : عاشقانه- تراژدی
  • بازدید: 11272
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان آوای نگاهت چشمهایم را باز کردم..مثل هر روز و هر ماه و هرسال..تاریکی مطلق به روی چشمهایم.. از روی تخت نرمم که وقتی رویش دراز می کشیدم فرو می رفت بلند شدم..با قدم های آهسته مسیر همیشگی اتاقم را پیمودم..دستم را روی دستگیره سرد اتاق گذاشتم و به سمت پایین کشیدمش.. از اتاق خارج شدم و در را بستم..آرام آرام روی پارکت های سُر سالن قدم برداشتم. به پله ها که رسیدم برای پایین رفتن به نرده چوبی تکیه کردم و پا روی طبقه به طبقه پله گذاشتم.. به پایین پله ها که رسیدم لبخندی مهمان لب هایم شد.. رسیدم! داشتم با خودم فکر می کردم که از سمت راست بروم یا سمت چپ تا ستاره را صدا بزنم.. کلافه و ناامید سرم را ...

  • نام رمان:آوای نگاهت
  • نویسنده:زهرا علیپور
  • طراح:braveays
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:270
  • موضوع: عاشقانه
  • بازدید: 3707
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان نیم دیگر من از خانوم جون خداحافظی کردم.امروز هم نتوانستم زودتر از خانه بیرون بیایم.از خانه ی خانوم جون تا دفتر آرین فاصله ی زیادی نبود. وارد ساختمان آجرنمای قدیمی شدم.با دیدن دوباره ی آسانسور که خراب بود، حتی فکر بالا رفتن از سه طبقه، آن هم با داشتن پله های بلند پاهایم را به درد آورد.بالاجبار از پله ها بالا رفتم و تپش قلبم با نشستن بر روی صندلیِ چرم زرد رنگ آرام گرفت. چه خوب که هنوز نیامده بود. طبق معمول به زور سلامی داد و داخل اتاقش شد. نگاهی به در کرمی رنگ اتاقش انداختم. نفسم را بیرون دادم. با خود گفتم:چه کنم که مجبور به احترام هستم. مراجعه کنندگان را با احترام به داخل دفترش همراهی کردم. موقع رفتن ...

  • نیم دیگر من
  • طاهره بابائی
  • braveays
  • تعداد صفحات : 300
  • اجتماعی /عاشقانه
  • بازدید: 8534
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان دنیاتم و دنیامی وایییییی مامااااان مردم ای خدا چی میشد مثل بچه پول دارا یه ماشین لباسشویی داشتیم این لباسارو میشست نیلو:کم غر بزن الان این کلثوم ننه مرده میاد میگه آب و ببند پوووف باشه بابا کلثوم:آب و ببندین پول اجاررو درست حساب نمیدین یه سره هم آب و استفاد میکنین پتیاره ها زنیکه عین جن میمونه تا اسمش میاد ظاهر میشه نیلو:باشه الان تموم میشه ساغر:بچه ها سریع بشورین کلی از سبزی ها هنوز آماده نشده شب باید تحویلشون بدیم _باشه بد از این که لباسارو شستیم کاملا آویزون رفتیم سمت خونه خونه که نه قوطی کبریت البته خداروشکر که یه سقفی بالا سرمون هست سبزیارو پاک کردیم و بسته بندی کردیم قرار شد من برم تحویل بدم _بفرمایین خانوم مقدم اینم سبزیهاتون خانوم مقدم:چقد ...

  • نام رمان:دنیاتم و دنیامی
  • نویسنده:آلا و سوگند
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:360
  • موضوع: عاشقانه،کل کلی
  • بازدید: 10231
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان عطر نفسات ضربان قلبم را به شماره می اندازد! تو آرام،آرام نفس بکش من لحظه به لحظه دیوانه ات می شوم! سرش را در بالشت گرم و نرمش فرو کرد تا صدای داد و بیداد های او را نشنود! عادتش شده بود که هر روز با صدای داد و فریاد های او چشم های خواب آلودش را باز کند. هورش...بلند شو ! ساعت ۷ صبحه! کلاس داری! پتو را روی سرش کشید و داد زد: _مامان ولم کن تو روخدا! اگه گذاشتی یه دقیقه بخوابم! در اتاق به شدت باز شد و مریم وارد اتاق شد! _بیست دقیقه اس داری همین رو میگی،بلند شو ببینم! پتو را به دور خود پیچید و خواب آلود جوابش را داد: _مامان توام بیست دقیقه اس،مدام داری جیغ ...

  • نام رمان:عطر نفسات
  • نویسنده:مريم_21
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:328
  • موضوع:اجتماعی ، عاشقانه
  • بازدید: 6152
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان طلسم تنهایی تنهاییم را به آغوش،میکشم همچون ساحره ای که سِحرش را نخواه که هیچوقت پا به قلمروی تنهایی من بگذاری،چرا که درهم میشکند تورا این مانتوی چروکیده ام رو گوشه ای از سالن پرتاب کردم وتن کرخت و خسته ام رو به آشپزخانه رسوندم. دستم رو روی دکمه ی پیغام گیر تلفن کشیدم و با حوصله به تنها پیامی که برام اومده بود گوش دادم: _خبر مرگت کدوم گوری هستی؟؟ اون بی صاحابو روشن کن! نمیدونی که، انقدر اینجا بهت فحش می دم که نگو...میمردی یکی دیگه رو جای من می فرستادی؟ دارم آب پز می شم تو این هوا... پیامم رو دیدی بهم زنگ بزن تا بهت بگم قرارداد ها رو به کجا رسوندم. لبخندی به لحن همیشه بی ...

  • نام رمان:طلسم تنهایی
  • نویسنده:زهراعابدی
  • طراح:♡~HaNaGoLi~♡
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:480
  • موضوع:عاشقانه،غمگین
  • بازدید: 4925
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود داستان کوتاه ویولن آتشین _ درمورد انسانی است که با تلاش و کوشش در راه هدفش قدم برمی‌دارد. این دخترک در دنیایی وجود دارد که به دستور شاهزاده آن... این کتاب اختصاصی سایت یک رمان است. قسمتی از کتاب: در عالم خواب، نوای محوی از صحبت‌های برادر کوچکش را حس می‌کرد. دست ظریف و سردی شانه او را لمس کرد و کمی تکان داد. او خواب بود و قصد بیدار شدن نداشت؛ گویی به دو چشمش وزنه‌ای را وصل کرده بودند که او نمی‌توانست پلک‌هایش را باز کند و با کنار رفتن مژه‌هایش، گوی‌های مشکین درخشنده را به جهان نشان دهد. دانلود داستان کوتاه ویولن آتشین   غلتی زد و پتویش را بیشتر به خود فشرد. آخ که چه لذتی داشت خواب صبح! وای ...

  • نام داستان: ویولن آتشین
  • نویسنده: غزل نارویی کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار: نسترن بانو
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 48
  • ژانر: تخیلی
  • بازدید: 5970
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان عمر روزهای عاشقی الهه دختری که به دور از خانواده در تهران تنها زندگی می کند، پس از قبولی در دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد رشته ی روانشناسی ، از محل کارش استعفا می دهد و به دنبال کاری ساده تر راهی خانه ای می شود برای پرستاری از زنی بیمار و پرخاشگر. الهه در حین نگه داری و مراقبت از زن ، برای پسرش پنجره ای می شود رو به خدا ... خدایی که مرد جوان سالهاست از او دوری کرده و قبولش ندارد... از کنار کارگاه شیرینی پزی رد می شدم که عطر شیرینی گرم و تازه، ذائقه ام را قلقلک داد. هوس خوردن چند شیرینی کشمشی داغ کردم. دستم را در جیب پشتی کیفم فرو برده ...

  • نام رمان:رمان عمر روزهای عاشقی
  • نویسنده:سازناز زینعلی
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:480
  • موضوع:اجتماعی ، عاشقانه
  • بازدید: 4247
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان زندگی،گاهی تلخ گاهی شیرین عاشورا، فصل غم و اشک و درد است. فصل یتیمی گل ها و جوانه های ایمان است.فصل زجه و آه و ناله های مظلومین؛ عاشورا فصل ماتم و هم دردی و همدلی است.اوایل فصل زمستان بود. که مصادف با آغاز روزهای سوگواری آقا سید الشهداء (ع) می شد. جای جای کوچه های شهر نشانه ای از آمدن آن ماه پر عشق و درد؛ ماه ماتم و غم می  از میان کوچه پس کوچه های شهر، خونه ای نظر مرا به خود جلب کرد. فکر کردم بد نیست برم از نزدیک به آن جا یک نگاهی بندازم. با اجازه وارد حیاط بزرگ و وسیع که به مساحت سیصد متر بود شدم. از آن خانه های قدیمی ...

  • نام رمان:زندگی، گاهی تلخ گاهی شیرین
  • نویسنده:نادیا عثمانی
  • طراح:braveays
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:370
  • موضوع:اجتماعی ، عاشقانه
  • بازدید: 4062
ادامه و دانلود

خلاصه : دانلود مجموعه داستان کوتاه آسفالت های خاکی _ آسفالت های خاکی یک مجموعه داستان کوتاه با مضمون انتقادی_ اجتماعی هست که شامل ده_دوازده داستان کوتاه می‌باشد.این مجموعه حول مسائل اجتماعی جامعه می‌چرخد و به صورت خوانا آن ها را بازگو می‌کند. با کمی چاشنی سیاست از زندگی دست فروش های مترو می‌گوید تا دستان سیاه پسرک دست سیاه که هر چقدر هم که بگذرد باز هم سیاهند. قسمتی از متن : می‌دانی گاهی فکر می‌کنم در شهر جای دیوانگان و مردم ظاهرا عاقل عوض شده.  اگر درست یادم باشد سال های ۱۳۱۵ یا ۱۳۱۶ بود، آن موقع ها زندگی ارباب_رعیتی به جرم ناچیزی پدرم را مرحوم کرد و من از همان ۹-۱۰سالگی مرد خانه ای شدم که در آن جز خودم یک ...

  • نام مجموعه: آسفالت های خاکی
  • نویسنده: Matin_ms کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار : g.a
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات : 43
  • ژانر: انتقادی_ اجتماعی
  • بازدید: 2305
ادامه و دانلود