مقدمه: دلنوشته روزگار سرد من _ روزگار عجیبی‌ست. سرد و تلخ! دنیا برایت تیره‌ و تار می شود؛ وقتی که... نگاهت همیشه به پشت سرت باشد. گذشته را رها کن؛ گذشته روزگاری‌ست سرد. سردی آن، تا مغز استخوانت نفوذ می‌کند.​ دلنوشته روزگار سرد من   قسمتی از دلنوشته: سردی روزگار برایت چه سم باشد چه نه تورا به کشتن می‌دهد. روزگار سرد من دنیایم را تیره کرده تیره‌تر از هرچه که هست و نیست! *** آن دم که نگاهت در پی گرمایی کوچک‌ است... سردی روزگار، آرام‌آرام تمام وجودت را در بر می‌گیرد. تمام وجودت، سراسر سرد و بی‌روح می‌شود. یخ می‌شوی ولی... گرم. شکننده می‌شوی ولی... محکم ‌و ‌استوار. *** روزگار بازیگر خوبی‌ست. آن‌قدر ماهرانه بازی می‌کند؛ که... حتی معروف‌ترین‌های سینما او را تشخیص نمی‌دهند. *** آن هنگام که دست روزگار سرنوشتت را رقم می‌زند تو مشغول چه هستی؟ خندیدن! یا خوش‌خیالی! *** به خودت می‌آیی ناگاه می‌بینی درست وسط ...

  • دلنوشته روزگار سرد من
  • آذردخت پاییزی
  • صبا عباسی
  • تعداد صفحات : 18
  • عاشقانه
  • بازدید: 1242
ادامه و دانلود

معرفی رمان: رمان تار بی صوت _ مردم می‌ترسند، از مرگ، از تنهایی، از رفتن، از جدایی... . اما بزرگ‌ترین ترس‌شان رو به‌رو شدن با خود واقعی‌شان هست. تمام‌ آدم‌ها قسمت تاریکی دارند و این تاریکی، زمانی به سراغ‌شان می‌آید، که دیگر کاری از دست‌شان ساخته نیست! چَکاوَک دختری روستایی، به پیشنهاد غریبه‌ای به تهران می‌آید؛ تا استعدادش در خواندن کشف شود. اسیر اتفاقاتی ناگوار می‌شود که پایان ندارد!   رمان تار بی صوت   قسمتی از رمان: عشق را باید به بقالِ محل فروخت، آن‌ هم اگر به‌جایش مواد غذایی بدهد! این را زمانی با خودش گفت که شکم‌اش پر از خالی بود. خیابان‌های شهر شلوغ‌تر از چیزی بودند که فکر می‌کرد! دلش می‌خواست زودتر صدایش به گوش جهانیان برسد. او از راه‌ رفتن خسته بود. پاهایَش ...

  • تار بی صوت
  • فاطمه فاطمی
  • مائده شمس
  • تعداد صفحات : 214
  • تراژدی / جنایی / ترسناک
  • بازدید: 18704
ادامه و دانلود

معرفی رمان: رمان تیتراژ آخر زندگیم _صحرا دختری که زندگی تکراری خودش رو سپری می‌کنه ناخواسته گیر اتفاقات عجیبی میفته. داستان از یه تاکسی شروع می‌شه. نه یه تاکسی معمولی؛ یه تاکسی مرگ آور! راننده‌ش آقاست؟ نه. می‌شه گفت همه چیز از اونجایی شروع شد که راننده‌ی خانم ما مقابل یک مرد عجیب قرار می‌گیره؛ اما فقط اون نیست و تو خونه‌ی صحرا هم اتفاق عجیبی میفته.   رمان تیتراژ آخر زندگیم   قسمتی از رمان: حقوق ماهانه‌ام رو گرفته و با ذوقی وصف ناپذیر مشغول شمردنش شدم. - صحرا جان می‌خوای از فردا شیفتت رو کمتر کنی؟ تمام ذوقم در لحظه فروکش کرد. ترس در چشمانم دوید و نگاه دودو زده‌م رو از مقنعه‌ش به صورتش سوق دادم. - من کاری کردم که می‌خواین اخراجم کنین؟ نگاه مهربانش رو ...

  • تیتراژ آخر زندگیم
  • صبا طهرانی
  • فائزه اکبری
  • تعداد صفحات : 216
  • عاشقانه / مافیایی
  • بازدید: 6406
ادامه و دانلود

مقدمه: دلنوشته کلاویه زندگی _ زندگی شباهت زیادی به کلاویه‌های پیانو دارد. اصلا خودش یک پیانو است. نامش هم زندگی‌ست گاهی روزها خوب و دلنشین است مثل کلاویهٔ سفید و گاهی روزها بد و تلخ است مثل کلاویهٔ مشکی... به هرحال، این پیانو زیر دست ماست و ما هستیم که انتخاب می‌کنیم چگونه بنوازیم ملودی زندگی‌مان را زندگی پارادوکس جذابی‌ست که باید از آن لذت برد... .   دلنوشته کلاویه زندگی   قسمتی از دلنوشته: پشت پیانوی خوش‌رنگم می‌نشینم، موهایم را پشت گوشم می‌گذارم و سر انگشتانم را آرام روی کلاویه‌های سفید پیانو می‌کشم... . چشمانم را می‌بندم و همه تن گوش می‌شوم تا از صدای کلاویه‌ها لذّت ببرم. این آرامش را من از کجا آوردم؟ درونم دریایی پرتلاطم است، ولی بیرونم همچو اقیانوس آرام... . بعد از این همه ...

  • کلاویه زندگی
  • نگین جوادی
  • فائزه اکبری
  • تعداد صفحات : 23
  • عاشقانه
  • بازدید: 1432
ادامه و دانلود

معرفی رمان: رمان دامی از جنس خنده‌ هایش _ ماهین با قلب مهربون و همه‌ی ذوقِ زندگی و انرژی مثبت‌هاش، درد عمیقی رو از بچگی به دوش می‌کشه... . اون مثل بیشتر دخترها دنبال مد و ظاهر امروزیه، درحالی که داره روزمرگی‌هاش رو می‌گذرونه خیلی اتفاقی در محیط کار مذهبی قرار می‌گیره و روز اول خانمی اون رو بخاطر ظاهر امروزیش مورد قضاوت قرار میده، حالا این دختر نمی‌تونه بی‌تفاوت باشه و قطعاً با یک‌دامِ ظریف این قضاوت رو تلافی می‌کنه.   رمان دامی از جنس خنده‌ هایش   قسمتی از رمان: صدای خنده‌هامون کافه‌ی فسقلی و کم نور رو پُر کرد. تینا با ناخن‌های کاشته شده و لاک قرمز خورده‌اش نیشگون محکمی از بازوی نیمه ورزشکاری مهرنوش گرفت و بین خنده‌های بقیه غُر زد. - جونم ...

  • دامی از جنس خنده‌ هایش
  • نفیسه سادات امیرلطیفی
  • ریحانه ن‌ف
  • تعداد صفحات : 1516
  • عاشقانه / طنز
  • بازدید: 41737
ادامه و دانلود

مقدمه: دلنوشته باز می آید بهار _ بهار، فصلی است که هرگاه با آمدنش مرا به اندیشه کردن در کار خالق بی‌همتا تشویق می‌کند. هرچند این فصل، یک فصل حیرت‌انگیز، از نوع خود است و خاطرت خوشی از خود به جای می‌گذارد.   دلنوشته باز می آید بهار   قسمتی از دلنوشته: و قلم، در حیرت زیبایی و درخشش این فصل می‌ماند و بهت‌زده منتظر کسی می‌ماند تا جوهر خشک شده‌اش ‌را بر روی کاغذ سپیدی به نمایش بگذارد و اثری زیبا را به عنوان تشکر از خالق یکتایش به رشته تحریر در بیاورد. *** باز بهار، به قصد دادن فرصتی دوباره به طبیعت خود را نشان داد و نسیم‌های آرامش‌بخشش را به سمت ارشد مخلوقات روانه نمود. *** دل‌ها با بوی خوش گل‌های محمدی به آرامش می‌رسند و قلب‌ها ملایم‌تر می‌تپند. و بهار، با دیدن آرامش خاطر ذهن او زمان رفتنش را مشخص می‌نماید. *** هربار ...

  • دلنوشته باز می آید بهار
  • حبیب آذرگشسب
  • صبا عباسی
  • تعداد صفحات : 21
  • عاشقانه
  • بازدید: 1699
ادامه و دانلود

معرفی رمان: رمان دراکولا _ تمام اتفاقات عجیب و رعب‌آور هنگامی به وقوع می‌پیوندند که جانسون هارکر سفر کاری‌اش به یک شهر را آغاز می‌کند. او وقتی نام مکانی که باید در آن بگذراند را به ساکنان شهر می‌گوید، شاهد رفتار عجیب و وحشت‌زده‌ی آنان می‌شود؛ اما بی‌اهمیت از کنار آن می‌گذرد. همین واکنش بی‌اهمیتش هم باعث به وقوع پیوستن اتفاقات تلخ و ناگوار برای خودش و اطرافیانش می‌شود. او می‌تواند خودش را از آن حوادث نجات دهد و از مهلکه جان سالم به در ببرد؟   رمان دراکولا   قسمتی از رمان: خورشید روی پوشش سبزی کوه‌های کارپاسیان نورنمایی می‌کرد. جایی بالای اون کوه‌ها، عمارت دراکولا قرار داشت؛ مکانی که کانت زندگی می‌کرد. کالسکه‌ی بیستریز من رو به بورگو پاس می‌برد. محلی بود که با ...

  • دراکولا
  • BRAM STOKER
  • رها امینی
  • تعداد صفحات : 67
  • فانتزی / ترسناک
  • بازدید: 6044
ادامه و دانلود

مقدمه: دلنوشته گاهی هم با خدا _ بهتر نیست اندکی لحظات را با خدا بگذرانیم؟ خدایی که خدایی کرد و ما بندگی‌اش را سبک شماردیم؟ بیایید حداقل در این چند دقیقه با خدا باشیم و مثل خودش که همیشه به یادمان است حداقل ذره‌ای به یادش باشیم...   دلنوشته گاهی هم با خدا     قسمتی از دلنوشته: و خدا اینجاست... دقیقا همین بالای سر ما... کافی است کمی سرت را بالا بگیری... می‌بینی که با چه اشتیاقی نگاهت می‌کند... به دستت، به پات، به انگشتانت، به چشمانت و به تمام داشته‌هایت بنگر... می‌توانی انکار کنی که بهترینش را به تو نداده؟ نباید چشم ببندی و با تمام وجود فریاد بزنی "خدایا شکر"؟؟ میان این همه آدم که دوستشان داری می‌توانی کسی را پیدا کنی که بیشتر از خدا دوستت داشته باشد؟ یا اصلا می‌توانی ...

  • دلنوشته گاهی هم با خدا
  • t.sh
  • ستاره سیاه
  • تعداد صفحات : 29
  • عاشقانه
  • بازدید: 1530
ادامه و دانلود

معرفی رمان: رمان درخشش شب تارم _ داستان در مورد دختری هست که خیلی ناخواسته وارد بازی میشه که اصلا ربطی بهش نداره و اصلا نمی‌دونه چرا و چطوری سر از این بازی شوم درآورده ولی یه چیز رو خوب می‌دونه، مقاوم باید بود. شاید میشه اینجوری گفت که این دنیا ارزش اینو نداره که برای خواسته‌ت نجنگی و عقب بکشی!   رمان درخشش شب تارم   قسمتی از رمان: پا روی پا انداخته بودم و همین‌طور داشتم چیپسم رو می‌خوردم و به دعوای عمه و مامان نگاه می‌کردم. گاهی هم یه لبخند ریز می‌زدم ولی چون می‌ترسیدم به چوخ برم، زود جمعش می‌کردم تا چیزی نشه که عمه دوباره شروع کرد. - ببین الهام، این درست نبود تو جلوی همه فامیل به من بگی زینت. اسم ...

  • درخشش شب تارم
  • زهرا تاجیک
  • آرزو توکلی
  • تعداد صفحات : 288
  • عاشقانه / طنز / پلیسی
  • بازدید: 39667
ادامه و دانلود

مقدمه: مجموعه دلنوشته های دلتنگ خاک سرد _ دلتنگم، برای خاک سرد...؛ برای خاک سرد در هوای زمستان، زمستانی به سردیِ قطب شمال! فردی عزیز در زیر خاک، دل مرده‌ام کرده است؛ نه راهه برگشت دارد و نه من می‌توانم به کنارش بروم. دلتنگم... برای آن سنگ قبر، برای آن خاک سرد...!   مجموعه دلنوشته های دلتنگ خاک سرد   قسمتی از داستان: غمگین... خیره می‌شوم به آن خاک سرد؛ همان خاکی که عزیزم را در خود مخفی کرده است... ‌. من دلتنگ این خاک بودم؟ این‌جا که کسی نیست!​ *** عزیز دل... آغوشت گرم و خاکت سرد، صدایت رسا و اشک‌هایم آرام. چرا رفتی؟ خاک تو را بیشتر دوست داشت؟ برگرد... قول می‌دهم بیشتر در آغوش بگیرمت... .​ *** همه می‌گویند برای شادیِ روحت؛ نه جسمت... قرآن بخوانم، دعا بخوانم، خیرات بدهم...! من؛ امّا... فقط اشک می‌ریزم.​ *** آری، باید اشک‌ها را جاری ساخت... . شاید با ریزش اشک‌هایم، سوزِ قلبه ...

  • مجموعه دلنوشته های دلتنگ خاک سرد
  • ماه راد
  • شادی روحبخش
  • تعداد صفحات : 26
  • عاشقانه
  • بازدید: 1088
ادامه و دانلود