• دانلود رمان جدید

معرفی نامه : دانلود رمان تیوا _ تیوا اسطوره‌ای از یک زن عاشق است. زنی که با عشق برای زندگی‌اش خواهد جنگید و آن را راحت رها نخواهد کرد. اسطوره‌ی یک زن، که زنانگی را در خود پرورش خواهد داد برای دوام زندگی‌اش، زندگی‌ که بر پایه اعتماد بنا نشده بود؛ ولی ماند و با تمام خوبی و بدی‌هایش ساخت، تا ثابت کند یک زن چه کارها را که نمی‌تواند بکند.   دانلود رمان تیوا     قسمتی از رمان : بی‌هدف تو خیابون‌ها راه می‌رفتم، تو شلوغی همون آدم‌هایی که تا صبح از تکاپوشون واسه عید لذت می‌بردم و خودم هم جزئی ازشون بودم اما حالا یه زلزله‌زده بودم! زندگیم لرزیده بود و سقفش رو سرم خراب شده بود. تازه داشتم معنی زندگی رو می‌فهمیدم، تازه داشتم ...

  • تیوا
  • مهسا فرخیان
  • PARISA_R
  • 366
  • یک رمان
ادامه و دانلود

داریوش بخاطر به دست آوردن ترمه برادرش را ورشکست می کند و از درِ فرشته ی نجات وارد زندگی اش می شود در حالی که ترمه عاشق دوست صمیمی داریوش است، دوستی که از برادر نزدیک تر هستند تا اینکه یک هوس تو گذشته ی داریوش باعث اتفاقی دردناک برای ترمه می شود و ازدواج اجباری بشکن زنان وارد باشگاه شد، سمت سالن رفت و کنار کاوه و کمیل نشست.خب رفقا، دیگه چخبرا؟ کاوه زد پشت اش.-خبرا که پیش شماست آقا داریوش، چیه، انگار خیلی خوشحالی! داریوش با خنده روی میز ضرب گرفت.-آی حالم خوبه، آی رو ابرام! میخوام یه چیزی بگم که نگم براتونا! کمیل و کاوه هم زمان نگاهی گیج به هم انداختند! چش شده بود این پسر!انگار زیاد از حد خوشحال بود‌، ...

  • ردپای دیوانگی
  • ا.اصغرزاده
  • ش.روحبخش
  • 190
  • رمانکده
ادامه و دانلود

معرفی رمان :  گاهی هستی و نیستی آدم‌ها به اندازه یک کهکشان از هم فاصله دارد. رمان هستی و نیستی، روایت‌گر انسان‌هایی با اعتقادات متمایز است که هرکدام دارای دو دنیای ‌متفاوت‌اند. اعتقادات و رفتارهای گروه مقابل برای هردوی آن‌ها غیرقابل لمس و عجیب است. در این داستان برای باز کردن گره‌های پر از ابهام زندگی، بعد از مدت‌ها تلاش یک فرصت پیدا می‌شود. شاید این سفر مجالی برای جنگ عقاید و درک یکدیگر باشد.   دانلود رمان هستی و نیستی   قسمتی از رمان: دلیل این حال آشفته‌ام رو درک نمی‌کردم و برای اینکه از این افکار پر آشوب خلاص بشم تصمیم گرفتم از اتاق بیرون بزنم. شال رو از سرم برداشتم و موهام رو بستم، حس انگشت‌های برزین لای موهام هنوز هم قلبم رو ...

  • هستی و نیستی
  • شمیم رحمانی
  • نسترن محمودی
  • 242
  • یک رمان
ادامه و دانلود

 این رمان در مورد زندگی یک دختر روستایی در دهات  بین سالهای ۱۳۰۰تا ۱۳۵۰ است . یک عاشقانه ی معمولی اما واقعی در آن روایت میشه و سپس دست و پنجه نرم کردن زن داستان با مشکلات زندگی! داخل قصه در مورد زمانی که شناسنامه ها وارد ایران شد و مردم برای گرفتم سجل مقاومت می کردند و اینکه چطور نام خانوادگی به وجود آمد و رواج پیدا کرد در قالب رمان اشاره شده است. ظلم های ضله السلطان شازده ی قجری، دو دستگی ها و تقسیم اراضی، ارباب رعیتی ها، حضور ارامنه و وجود بهایی ها کنار مسلمانان، بیماری وبا و…. به شکلی که از لحاط تاریخی دست بود در رمان ماهرخ که در واقع واقعی هم هست گفته ...

  • ماهرخ
  • زهرا لاچینانی
  • طراح: محدثه فارسی
  • 289
  • منبع: رمانکده
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان دختری از جنس خورشید _ جسم بیمار درمان می‌شود؛ اما درمان روح بیمار دشوار است. دختری از جنس خورشید، داستانی‌ برگرفته از مشکلات عاطفی‌ست که با رفتار ناشایست خنجری را در قلب برخی از انسان‌ها فرو برده است؛ این حوادث در قالب یک رمان با توصیفات و اتفاقات عاشقانه و احساسی و... با هدف یادآوری نتیجه بعضی رفتارهای ناپسند گردآوری شده است. دختری از جنس خورشید در برگیرنده افرادی‌ست که به خاطر مشکلات بزرگی که دارند، خود واقعی‌شان را از دست داده‌اند و در طول این داستان سعی در دست و پنجه نرم کردن با گذشته خود دارند. دانلود رمان دختری از جنس خورشید     قسمتی از رمان: در دنیایی زندگی می‌کنیم که بی رحمی در آن حرف اول را می‌زند. خیلی خوب ...

  • دختری از جنس خورشید
  • مهرنوش عطائی
  • محدثه فارسی
  • 102
  • منبع: یک رمان
ادامه و دانلود

لیزا شهریار وکیل تازه کاری‌ست که از نوجوانی شیفته وشیدای مهرشاد کیانی اصل” هنرپیشه و آهنگ سازه” می‌شود. اما از آنجای که سرنوشت برایش سناریو عجیبی نوشته‌است. گره زندگی اش با مهرشاد کیانی‌اصل به طور اعجازی درگیر یک‌دیگر می‌شوند! در این بین رابطه، بهار؛ زنی وارد زندگی مهرشاد شده که زن ِ شرعی اوست از قضا رقیب سرسخت الیزا… اما با آمدن ِ پسرخاله مهرشاد؛ سهیل‌‌. ورق جدال‌‌گونه‌ای برمی‌گردد و مثلث‌عشقی عجیبی رخ می‌دهد. سهیل که بادیدن رفتار متانت و خانمی الیزا؛ خاطرخواه الیزا شده و عاشقانه‌ها در مقابل دو خانواده نثار الیزای متاهل می کند. مثلث عشقی با تقابل سرسختانه‌ای میان دل‌ها با‌وجود دسیسه‌های اطرافیان، چه چیزی را در برابر الیزا، مهرشاد و سهیل به وجود می‌آورد… یک باره چنان می‌پرم که عرق ...

  • بی پروا برایت می‌تازم
  • کلثوم حسینی
  • ش.روحبخش
  • 751
  • رمانکده
ادامه و دانلود

خلاصه: ستایش در پی اثبات بی گناهیش به جرم قاتلِ خواهرش نبودن و خیانت نکردن، تهمت خیانتی که بهش زده بودند. تهمت چشم داشتن به شوهرِ خواهر زمانی که دامادها برادر بودند؛ با درد های طرد شدن از طرف خانواده و نامزدش، از دختر لوس خونه بودن فاصله میگیره و روی پای خودش می ایسته. ستایش تو راه اثبات بی گناهیش به همه اهداف و آرزوهاش میرسه و چشم خیلی ها رو به خودش خیره میکنه. حتی ارشام سرد و سخت و تو این راه راز قتل خواهر خبرنگارش برملا میشه. آدما تو بچگی بد خطن فقط کسایی که با خلوص نیت کنارت هستن بدخطیت رو تا زمانی خوش خط بشی، تحمل میکنن. دانلود رمان اقیانوس     قسمتی از رمان: از ذهنم داشت لود میشد ...

  • اقیانوس
  • سارا ابراهیمی
  • ش.روحبخش
  • 294
  • منبع: یک رمان
ادامه و دانلود

امیر مشکات مهندس جوان و خودساخته‌ای که در زندگی با خط‌‌کش دقیق اخلاق پله‌های موفقیت رو طی کرده. الی دختر شلوغ و سرزنده‌ای که از آسمون فرود میاد و برق نگاهی که پسر سر‌به‌زیری رو اسیر می‌کنه. داستان عاشقی ساده است، وقتی دلی بلرزه و قلبی ضربان بگیره! ولی امان از گذشته! گذشته آدم‌ها تا کجا مهمه؟ مگر گذشته نیست که امروز ما رو می‌سازه. اگر گذشته اون‌طور که ما تصور می‌کنیم نباشه؟ آیا قلب‌ها بیشتر می‌لرزه؟ پایان داستان قلب‌ها به کجا می‌رسه؟ گذشته، حال، آینده! فقط یک حقیقت وجود داره. هیچ‌کس سفید سفید نیست، هیچ‌کس سیاه سیاه نیست هوا سرد بود، نم نم بارون شدید نبود ولی برای منی که ساعتها بود بی هدف تو خیابون راه می رفتم و ...

  • الی
  • پاییز
  • سدنا%
  • 467
  • نویسا
ادامه و دانلود

خلاصه: آهو ارغُوان، دختری هفده‌ساله که در طراحی مهارت خاصی داره و می‌خواد برای اولین‌بار از همین راه، وارد دنیای کار بشه. داستان از اون‌جایی شروع می‌شه که آهو به مکانی می‌ره و همون روز با پسری به اسم شاهین رو‌به‌رو می‌شه؛ پسری که عشق جدیدی رو وارد زندگی آهو می‌کنه. روزها بعد، عشق سابق آهو و دختری که عاشق شاهین بود، از راه می‌رسن و دردسرهایی رو برای این دوتا عاشق در پی داره.   برشی از رمان : اول کوچه‌ی بهار وایسادم؛ بعد از اون سیلی‌ای که نصیب صورت آریو کردم، عمرا بتونم تو صورت مادرش نگاه کنم؛ البته آریو هم حرف بدی زد! اصلا حقش بود! در همین فکرهای بیهوده بودم که صدایی چشم‌هام رو باز کرد: - آهو! به اطرافم نگاه کردم، ...

  • ماجرای قلب و نفس
  • مهنّا پ
  • Mahsa_sheykh
  • 274
  • یک رمان
ادامه و دانلود

تو عشق را به گونه‌ای به من آموختی که جای هیچ عشق و علاقه‌ای باقی نماند! تو اعتمادم را چنان بر زمین کوباندی و هزار تکه کردی که دیگر هیچ اعتمادی باقی نماند. آمدی و زندگی‌ام ویران شد، حال با این قلب هزار تکه شده چه کنم؟! آغاز من پایانت شد. پایان تو، آغاز من شد. تو کناره گرفته بودی اما من، یک تنه عاشق تو بودن را به رخ همگان کشیدم!مهسا: زنگ پایان کلاس که به صدا درآمد هم کلاسی‌های شر و شیطون من هرکدام به سمت و سویی دویده و به گونه‌ای به سمت در کلاس خیز برمی‌داشتند که انگار حکم آزادی یک زندانی را به دستش داده‌ای و او بی صبرانه برای خروج از زندان به این طرف و آن طرف می‌رود! لبخندی ...

  • سیه چشم
  • سیده پریا حسینی
  • Aisa Hami
  • 437
  • یک رمان
ادامه و دانلود