خلاصه رمان: دانلود رمان فراموشت خواهم کرد همه بداخلاقی های منصور به خاطر اونه اسمش کتایونه ، کتایون آریا مهر ، منصور خیلی دوسش داشت هر کاری هم که تونست کرد تا باهاش ازدواج کنه اونا بی نهایت به هم علاقه داشتند در عوض خان حاضر بود همه زندگیشو بده تا منصور رو منصرف کنه تا اونجایی که امکان تاسیس درمانگاه رو براش فراهم کرد اما باز هم نتونست خللی تو تصمیم منصور ایجاد کنه و اون همچنان برای ازدواج با کتی پافشاری کرد هرچند که به جایی نرسید و آخرش هم به ناچار از هم جداشدند حالا اینکه قسمت بود یا به قول منصور بزرگترها باعث شدند بماند اما این جریان به کل اونو از ما گرفت بعد از جداییشون ...

  • نام رمان:فراموشت خواهم کرد
  • نویسنده:لیلا مردانی
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:354
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 6126
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان حوالی عشق آذین راد با دوستاش محصل اند که با پنج نفر دیگه هم دانشگاهی میشه..از قضا آذین با یکی از این پسرای جدید آشنا در میاد و اتفاقاتی میوفته ولج و لج بازی های جالب  که خوندنش خالی از لطف نیست داشتیم با آرام از در دانشگاه خارج میشدیم که یهو بردیا دلقک اومد زیر پام زد رو ترمز و گفت:خانوم برسونمت.. منم الکی خودمو لوس کردم و گفتم:عه خجالت بکش آقا و به سمت مخالفش حرکت کردم بردیا:ای بابا چقدم ناز داره..بیا خودم میخرم نازتو... میدونستم که همه ی حرفاش شوخیه برای همین منم دنباله ی چرت گفتنش رو گرفتم.. _میگم خجالت بکش پسر مگه خودت خوار مار نداری؟ تیرداد که رو صندلی بغل دست راننده نشسته بود گفت:اییییش ...

  • نام رمان:حوالی عشق
  • نویسنده:Frnaz_79 و Aida_79
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:221
  • موضوع:عاشقانه, اجتماعی ،همخونه ای
  • بازدید: 14615
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان جدایی بین من و تو دختری به نام اترا و پسری به نام اترین با هم نامزد میکنن و همون شب میخوان برن مسافرت اما چون هوا تاریک بود با ماشینی تصادف میکنن و هردوشون بیهوش میشن اترا وقتی چشماشو باز میکنه میبینه که تو بیمارستانه و مامانش بالای سرش نشسته و داره اشک میریزه و دعا میخونه اترا ازش میپرسه اترین کجاست؟ با خستگی در خونه رو باز کردم طبق همیشه هیچ کس خونه نبود عادی بود کیفمو پرت کردم رو میز و خودم نشستم روی مبل(( آخ خدا چقدر خستم بود دیگه داشتم می مردم ... حالا انگار کوه کندم )) مغنعه مو از سرم بیرون آوردم و گذاشتم روی دسته ی مبل دستامو فرو ...

  • نام رمان: جدایی بین من و تو
  • نویسنده:زری
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:135
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 7039
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان اعتراف عاشقانه این رمان را مطالعه نکردم اگر خلاصه دارید تو نظرات اعلام کنید گوشیشو پرت کرد روی داشبورد ماشین  دستشو گذاشت کنار شیشه ماشین  و سرشو تکیه داد به دستش  نگاهشم  دوخت به بیرون  بهنام – بهنوش … اهنگو عوض کن . توی دلم غر زدمو گفتم … یبارم اهنگ شاد گوش کن چیزی میشه؟ بهنام – باشه دوس داری بزار بمونه … من- بالحن ارومی گفتم  چه اهنگی دوس داری بگو عوضش کنم بهنام – حوصله اهنگ ندارم  گوشیمو وصل کردمو اهنگی رو که دوس داشتم گذاشتم  زیر لب زمزمه میکردم … بهنام هراز گاهی نگاهی مینداخت تا اینکه بلخره راه باز شد. رسیدیم جلوی در ویلای عموحسن بهنام دوتا بوق زد .  اقا عبدالله  نگهبان وباغبون چندساله عموینا ...

  • نام رمان:اعتراف عاشقانه
  • نویسنده:سحرهاشمی
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:153
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 6470
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان سیانور غرور غرور گندم دختریست از صبر و استقامت و سرشار از عشق و ایمان به خدا... دختری که سه سال، با ذهن آشوبی که هیچ چیزی رو به یاد نمیاره می‌جنگه؛ زندگیشو با کسی شریک میشه که حس خاصی بهش نداره و با دیدن عشقی که شریک زندگیش  دیشب کلی فکر کردم، چیزی به ذهنم نرسید، تا اینکه خوابم برد... و توی خواب صحنه هایی از تصادفم رو دیدم انگار اونی که دوستش داشتم هم باهام بود... داشتیم با هم بحث میکردیم، انگار من ازش میخواستم از زندگیم بره دلیلش رو هم نمیدونم، اما اون این رو نمیخواست؛ استاد سرخوش گفت: -خیلی خوب پیش رفتین خانوم باهوش! گفتم که به تدریج همه‌ چیز، خوب می‌شه، البته اگه خودتون بخواین؛ کمی خوشحال شدم و ...

  • نام رمان:سیانور غرور
  • نویسنده:آیلین
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:113
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 5633
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان فیروزه هست ولی مطالعه نکردم این رمان را نمی دونم خلاصش چیه اگر کسی مطالعه کرده تو نظرات اعلام کنه تا بزاریمارسام که تا الان ساکت بود ، نگا کردم ببینم چی کار داره می کنه، که دیدم بله، آقا داره مثل دخترا خجالت می کشه، خدایا من از دست این دوتا چی کار کنم.بعد از چند لحظه که ارسام به حرف اومد، در باز شد و ملیکا با سینی چایی و کیک اومد داخل ملیکا: « بدون من حرف می زنین، به منم بگین زن داداشم چی گفته» - بیا بشین ملیکا جون، به تو هم می گم ، خب ارسام داشتی می گفتی ارسام: « خب...من...یعنی ما امشب... واسه خواستگاری می ریم خونه پریا»  این جمله رو با هزار ...

  • نام رمان:فیروزه
  • نویسنده:فاطمه حیدری
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:133
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 5725
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان نقطه سر خط زندگیم را یک هدیه می دانم و هیچ قصدی برای تلف کردنش ندارم هیچگاه نمی دانی آنچه بعدا بر سرت خواهد آمدچیست… ولی کم کم یاد خواهی گرفت که با زندگی همانطور که پیش می آید روبرو شوی. یاد می گیری هر روز، به همان اندازه برایت مهم باشد. و هر وقت ته خط رسیدی، نقطه ای می گذاری و سر خط… و در زمینه هایی نظری پژوهش در علوم پزشکی، انسانی، قضایی و... و نیز ارائه ی راه حل های مناسب از طریق همین پژوهش ها در جهت بهبود وضع سلامت مردم فعالیت دارد. شایان ذکر است اپیدمیولوژی پایه ی رشته ی سلامت عمومی است. روی هم رفته روز خوبی بود البته اگه از تماس ...

  • نام رمان:نقطه سر خط
  • نویسنده:gandom_me
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:782
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 5564
ادامه و دانلود

خلاصه رمان : دانلود رمان دختري از جنس شيشه داستان درباره دختریه که ظاهرش تند و تیزو برندست،اما دلش مثل شیشه شفاف و شکننده روزگار از پاکی و سادگی این دختر سوء استفاده میکنه و ضربه ای بهش میزنه که شیشه ی دلش ترک برمیدارهبغض نميذاشت درست نفس بکشم.ولي جلوي اشکامو گرفتم.عمو حميد همونطور که داشت صحبت ميکرد بهم اشاره کرد برم سمتش.واقعا نميتونستم.شايان بغل گوشم گفت: - قرار بود تو هر شرايطي محکم باشي! - نميتونم شايان! دستشو گذاشت پشت کمرمو همزمان با هل دادنم گفت: - ميتوني.داري به خودت تلقين ميکني. با قدماي لرزون رفتم سمت عمو حميد.خداحافظي کرد و گوشيو گرفت سمتم. دستمو آروم بردم جلو گوشيو گرفتم.با چشماي اشکي بهشون نگاه کردم. خاله چشماشو به نشونه ي اطمينان باز و بسته کرد.در عرض چند ثانيه ...

  • نام رمان:ددختري از جنس شيشه
  • نویسنده:پگاه77
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:590
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 6558
ادامه و دانلود

خلاصه رمان : دانلود رمان مرد باش در مورد دختری هست که هیچ کسی را تو دنیا نداره و با پسری به اسم مهران اشنا میشه که ادعای عشق و دوست داشتن آريمس را داره شاید داشته باشه ولی مرد بودن و مرد ماندن خیلی سخته زندگي من و تو زندگي نبود پشت چهرت،رازي بود که من نديدم... تو مرا،کور کردي.... مرد نبودي... زمان مرا تغيير داد... عشق تو مرا سوزاند.... مرا در آغوشت بفشار... تا شايد کمي،آرام شوم... نگاهي اجمالي به اتاقم،کردم. اتاقي در حين،بي رنگي و ساده؛ آغوشي که، موقع خواب به روم باز مي شود زمين بود... دو سال پيش،وقتي من تازه پدر و مادرمو توي يه تصادف دلخراش از دست دادم. از اون به بعد،پيش پدربزرگم زندگي مي کردم. پدربزرگي که همه ي، مهر و محبتش رو برا من، ...

  • نام رمان:مرد باش
  • نویسنده:مارسا تهراني
  • طراح:نگار1373
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:70
  • موضوع:عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 5736
ادامه و دانلود

خلاصه: دانلود رمان قیزیل داستان دختریه که به خاطر یه سوءتفاهم و گناهی که برادرش مرتکب شده اسیر زندگی دو برادری میشه که یکیشون برای کشتنش نقشه کشیده. به خواست خودش وارد این منجلاب نشد ولی همین منجلاب مسیر زندگیش رو تغییر میده...خریدهاش رو تو دستش جا به جا کرد و منتظر تاکسی ایستاد. استرس تمام وجودش رو گرفته بود و کف دستش حسابی عرق کرده بود. یه هفته بود که تو گوش خودش می‌خوند استرس هیچ فایده‌ای نداره وقتی همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده و اون فقط باید عین یه ربات هر چی بقیه گفتن و خواستن بگه چشم. فقط یه لحظه آرزو کرد که کاش اون روز هیچ‌وقت پاش به خونه‌شون نمی‌رسید! هرچی به اون ساعت نحس نزدیک‌تر می‌شد ...

  • نام رمان: قیزیل تئل
  • نویسنده:دوشیزه
  • طراح:نگار1373
  • تعداد صفحات : تعداد صفحات:560
  • موضوع:عاشقانه، پلیسی
  • بازدید: 9240
ادامه و دانلود