خلاصه رمان : رمان عاشقانه شوهر تحمیلی درباره خانواده ایی که دخترشون رو به خاطر پول به عقد یه پسر پولدار در میارن .اسم این دختر خانم که نادیه هست با اینکه با این ازدواج مخالفه اما نمی تونه مخالفت کنه چون نه مادرش ازش حمایت می کنه و نه دوستی داره که باهاش مشورت کنه و این باعث میشه که وارد زندگی جدیدی بشه …از هق هق به نفس نفس افتاده بودم نمی دونستم که این چه تقدیری که من دارم و چرا به این روز افتادم ……یعنی واقعا خدا منو نمی بینه حالم اصلا قابل درک نبود انگار داشتن منو به قعر جهنم میبرند و من هر لحظه گرمای آتش جهنمو حس میکنم .. یا حتی حالی که داشتم شاید ...
