خلاصه رمان : دانلود رمان دربارهی یه دخترِ یه دختر که تو عشق شکست میخوره شب که میخوابه اصلا با خودش فکر نمیکنه صبح که از خواب بیدار میشه مکان و زمان و دنیا و سرنوشتش تغییر میکنه دختری که خوندنش خالی از لطف نیست.این ثروت همش از زحمت پدرم هست چون پدربزرگم اصلاً ارثی به پدرم نداد و همش رو داد به عموم پدرم به دلیل اینکه با مادرم ازدواج کرده بود از ارث محروم شد، چون مادرم از خانواده های ثروتمند نبوده ولی فقیرم نبوده پدر بزرگم یه دکتر اطفال بوده که دکتر خانوادگی خانواده پدریم بوده. موهامو با یه کش بستم و به سمت در اتاقم رفتم. در اتاقم رو باز کردم و به دورو برم یه نگاه کردم خونه ...
