خلاصه رمان : دانلود رمان جدی گرفتن آن شوخی ویونا بعد از سال ها زندگی با پدرش،میفهمه مادر و خواهر دوقلو داره.بعد اونم اکثر روزاشو در کنار خواهرش می گذرونه و اونجا یک جمله باعث میشه،به برادر شوهر خواهرش علاقه مند بشه و درگیر عشق و سرنوشت سختی بشه. وقتی وارد اتاقم شدم،اولین چیزی که به چشمم خورد عکس قدیمی مامانم بود،که روی دیوار بود. رفتم نزدیک و عکس رو برداشتم و زل زدم به عکس مامانم. بابا بهم گفته بود،مامان موقع به دنیا آوردن من فوت کرده بود.اینم تنها عکسی هستش که از مامانم مونده.ولی بابا انقد باهام خوب بود و هست که هیچوقت نبود مادرم رو حس نکردم. قاب عکس رو گذاشتم سر جاش و بعدش دراز کشیدم رو تخت تا ...
