خلاصه رمان : دانلود رمان ترس سمی مهسا که یک زندگی عالی و به ظاهر ساده دارد ناگهان متوجه می‌شود دوستش فوت کرده و از آن روز زندگی‌اش از این‌رو به آن‌رو می‌شود. دوستش به طرز مشکوکی فوت کرده و پلیس پیگیر ماجرا است. هر چه داستان جلوتر می‌رود اتفاقات جدیدتری می‌افتد؛ هم راز جدیدی پیدا می‌شود، هم پرده از رازی برداشته می‌شود. ساعت هفتِ صبح با صدای آلارم از خواب بیدار شد. چند لحظه‌ای با خواب‌آلودگی در تخت جابهجا شد. خدا را شکر کرد که امروز پنجشنبه است و فردا یک دلِ سیر می‌خوابد. نگاهی به شوهرش، پارسا انداخت که هنوز خواب بود. چاره‌ای جز بلند شدن نداشت. با چشمانی نیمه‌باز به دست‌شویی رفت و آبی به صورتش زد. همان‌طور چشم بسته، ...

  • ترس سمی‌تر است یا زهر
  • delaram1221
  • MaeDew
  • تعداد صفحات : 215
  • عاشقانه. پلیسی,جنایی
  • بازدید: 7060
ادامه و دانلود

خلاصه: تو همانی که غرورش از جنس نابی‌ست که هر رهگذری را مخمودِ خود می‌کند.درست همان‌طور که من نیز رهگذری بیش نبودم و گرفتار قلب پاکت شدم! آری. من فاخته‌ی کسی شدم که در وصف شگفت‌انگیزی او ناتوانم.​من جذابیتت را در رخسارت نمی‌ سنجم؛ من جذابیتت را در قلبِ پاکت می‌پندارم! در آن دلِ هم‌چو آیینه‌ات! در آن چشمان معصومِ مغرور! در آن صدای پر از ابهت، که همه را صرف دلبری از تنها یک دل‌داده می‌کنی... . من این جذابیت را می‌خواهم.​ *** هنوز آن نگاهِ چشمانِ مسخ‌کننده‌ات را به یاد دارم! هنوز آن برقِ زیبای تیله‌ایِ دو مرواریدت را به یاد دارم. خدا می‌داند چه حرف‌هایی برای گفتن داشتند که، از فشارِ سکوت برق می‌زدند! خدا می‌داند که اگر می‌شد، دست بر چشمان آهویی‌ات می‌کشیدم تا فقط ...

  • دلنوشته‌‌ی سودازده
  • NARGES AMIRI
  • آرین
  • تعداد صفحات : 21
  • تگ: منتخب
  • بازدید: 1783
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان ماموریت خانم فداکار درباره دختریه به اسم نفس که به خاطر بدهی های هنگفتی که پدرش بالا آورده مجبور میشه برای پاس کردن همه بدهی ها تن به انجام کاری بده که تمام مسیر زندگیشو تغییر میده ماموریتی که توی اون باید سعی کنه یه دختر شروشیطون و بازیگوش باشه تا طی اون باعث بشه یه نفر گذشته هاشو فراموش کنه و تغییر کنه جلوی در کلاس که وایسادم با شنیدن صدای نیلی که معلوم بود داره حضور غیاب میکنه بدون اینکه در بزنم و اجازه بگیرم سریع درو باز کردم که این جور مواقع هم شانس باهات یاره هم... نیلی_خانوم فرخی سریع گفتم: حاظر استاد نیلی با شنیدن صدای باز شدن در به سمتم برگشت با دیدنم یکم اخم کرد ...

  • ماموریت خانم فداکار
  • کیانا بهمن زاد
  • صبا عباسی
  • تعداد صفحات : 400
  • عاشقانه،اجتماعی،همخونه ای
  • بازدید: 12572
ادامه و دانلود

خلاصه: از درون به آتش کشیدی!‌ همچون موجودی مرموز واقف شدی بر روح و تن و وجود او؛‌ اویی که از تمام جان و روح عاشق تو بود‌ و تو ندیدی و دلیلش را هرگز نمی‌فهمی.‌ هرگز نمی‌فهمی تو او را آتش زدی با کلمات همچو شمشیرت،‌ هیچ‌وقت نفهمیدی چگونه ققنوس درونش را با تبر کشتن احساسات کشتی.‌ هرگز به درک آن واقف نمی‌گردی.‌ هرگز متوجه آتش گرفتن ققنوس درونش،‌ نخواهی شد و‌ این سرآغاز یک فرجام برای خاکستر شعله‌های یک ققنوس است.‌ برای گفتن خیلی از سخن‌ها همیشه زود است،‌ خیلی زودتر از آن‌چه فکرش را بکنی! برای گفتن خیلی از سخن‌های دیگر،‌ اما خیلی دیر است!‌ آن‌قدر دیر که ناگهان به خود می‌آیی و می‌بینی که دیگر نمی‌توانی عقربه‌های ساعت را به آن ...

  • رمان کوتاه خاکستر شعله ققنوس
  • fateme26
  • MaeDew
  • تعداد صفحات : 70
  • عاشقانه
  • بازدید: 2112
ادامه و دانلود

خلاصه: چرا بعضی دوستی‌ها دل شکستن داره؟!چرا نمیشه دوستی پیدا کرد که بدون هیچ قول و قراری دوستت باشه؟!بعضی وقت‌ها با خودم میگم، بهترین و وفادارترین دوست در جهان، دشمنت هست!​ دوست باید دشمن آدم باشه... چون توت این دنیای ظالم همه‌چیز برعکسه! بهترین دوستت، دشمنت میشه و بدترین دشمنت‌، بهترین دوستت! بعضی وقت‌ها باید تو انتخاب دوست، بیشترین دقت رو بکنی تا شکسته نشی، تا خورد نشی... !​ *** بهترین دوست، دوستیِ که پیدا کردنش سخت باشه؛ به سختیِ پیدا کردن سوزن تو انبار کاه! بهترین دوست، دوستیِ که بدون هیچ شرط، دروغ و قراری دوستت باشد. بهترین دوست، دوستیِ که حتی اگه ازت ناراحت باشه... هیچ‌وقت تنهات نذاره... .​ *** کاش دوستی‌ها، هیچ‌وقت به خاطر یک حرف از هم نپاشه. کاش دوستی‌ها با دوام بود، کاش دوستی‌هایِ ...

  • دلنوشته دوستی
  • پانته‌آ صدفی
  • like_moon
  • تعداد صفحات : 15
  • تگ: محبوب
  • بازدید: 2126
ادامه و دانلود

خلاصه رمان : دانلود رمان روشنایی مثل ایدین  به گذشته نگریستن شده است عادت این روزهایم نگاه که می کنم می بینم...تو به رویاهایت اندیشیدی من به عاشقانه هایم...تو انتقامت را گرفتی...من تمام نیستی ام را...بیا همین جا تمامش کنیم....بیا کشش ندهیم...بیا و تو کیش شو...می آیم و مات می شوم... و تو را به خیر می سپارم... خودم را به سلامت... لیوان چای را به دستم سپرد. از گوشه چشم می شد زیرنظرش داشت. از همان اولین بار که دیدمش ، رفتارش مثل کف دست بود. خوبی؟  چرا باید به نظرت بد باشم؟ دستم را فشرد. یک ماهی می شد که این قسم محبت های زورکی را به ریشم می بستند. من که مشکلی نداشتم. پس چرا تمامش نمی کردند؟ دستم را کشیدم و قدمی سمت ...

  • روشنایی مثل آیدین
  • shazde koochool
  • ayedaa
  • تعداد صفحات : 525
  • عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 10198
ادامه و دانلود

دلمردگی‌هایم را. بغض‌های خفه شده را. گوشه‌ای در ذهنم پرت می‌کنم؛ اما گه‌گاه سری می‌زنم به بایگانی حال بدم.سفری به اعماق مغزت که بکنی، خیلی چیز‌ها می‌یابی.مثلا‌ همان جواب‌های بعد از دعوا...یا «دوستت دارم‌»هایی که نگفته باقی ماند...شاید هم «خوبم‌»هایی که پشتش هرچیزی بود؛ الا خوب بودن...​ *** دم... باز دم... لعنتی! حجم سردرگمی‌هایم به قدری زیاد است که به دم‌ و بازدمی، یا نفس عمیقی نمی‌توان بسنده کرد... حجم انبوهی از بغض، از طرفی بیخ گلویم را چسبیده... و من اشک بریزم‌ یا نفس بکشم؟ به کدام درد بمیرم؟​ *** تمام تنم به لرز افتاده... اشتباه نکن! نه لرز کرده‌ام نه ضعف دارم و نه هیچ... قلب و مغزم در جدالند! بی‌چاره مغزم... جلویش کم می‌آورد، قلبم کولی بازی‌اش گل می‌کند، چنان خود را به در و ...

  • دلنوشته‌ی آرشیو دلمردگی‌ها
  • آرزو توکلی
  • سدنا%
  • تعداد صفحات : 25
  • تگ: محبوب
  • بازدید: 1772
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان در مورد دختری طرد شده که ناخواسته قربانی شده ی یک دسیسه ی شیطانیست و به یک باره از دنیایی به دنیای دیگر تبعید میشود دنیایی که هیچ سنخیتی با رویا های او ندارد دنیایی که خلاصه میشود در یک مرد…مردی مغرور و عاشق …که در دلش جایی برای آنا ندارد و  چایی رو برداشتمو باقیموندشو سر کشیدم.آنا زود باش د لعنتی شیش و نیم شد. بسه کمتر بخور میترکی!! چیه انگار از ارث بابات میخورم روانی ،میام دیگه. بعد دو ترم تو هنوز عین ترم اولیا رفتار میکنی. پاشدم رفتم تو اتاق بانهایت سرعت آماده شدم...قبل از اینکه بخوام از خونه شم چنگ زد به کاسه ی پراز شکلات که رو اپن بود. د آنا مرگ بزنه ...

  • همسر اجباری
  • می گل
  • h•a•n•a
  • تعداد صفحات : 770
  • عاشقانه،اجتماعی،همخونه ای
  • بازدید: 79216
ادامه و دانلود

  خلاصه رمان :  دانلود رمان نفوذی عاشق زندگی پر از اتفاق های هست که خبر نمیکند. گاهی شیرین، گاهی هم تلخ. یه جای تو زندگیت مجبور به انتخاب میشی. انتخابی که شاید بهترین نباشه. شاید کامل نباشه. اما انتخاب توست و تو مجبوری سالها دست و پا بزنی و غرق بشی در این انتخاب. سرنوشت گاهی با ادم هایش بازی میکند. بازی سخت و بی رحمانه. بعضیا می بازند و بعضیا برنده میشوند و  این عشق است که برنده و بازنده بودن رو مشخص میکند. عشق یه حس مه آلود است که هیچکس پایان آنرا نمیداند. عشق ناخوداگاه می آید. برای آمدنش از کسی اجازه نمیگیرد. آن قدر آهسته میاید که هیچکس متوجه آمدنش نمیشود. هر چه بیشتر مقاومت کنی و ...

  • نفوذی عاشق
  • مهدیه رزازپور
  • فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات : 400
  • عاشقانه،اجتماعی
  • بازدید: 10620
ادامه و دانلود

خلاصه: منتظرم.!منتظر روزی که برای همیشه بروم و از غم‌ها، دردها و اشک‌های بی‌وقفه‌ام خلاص شوم.دیگر تاب و توان تحمل کردن این زندگی را ندارم. منتظرم...! آری من بی‌صبرانه منتظر روز رفتنم هستم! گاهی می‌شود که از همه چیز و همه کس می‌بری... . دیگر امیدی برای نفس کشیدن و ادامه زندگی نداری! آن وقت است که آرزوی هر روزه‌ات، آرزوی مردنت‌ می‌شود! *** راستش را بخواهی من هم این حال بد را تجربه کرده‌ام و همیشه آرزوی مرگ و رفتن را کرده‌ام. فقط همین...! اما امروز می‌خواهم دیگر آرزو نکنم! *** می‌خواهم امروز، روز رفتنم را تصور کنم...! شاید روز رفتن بعضی‌ها برایم گریه کنند! برخی شاد و خوشحال باشند و برخی هم برایشان اهمیتی نداشته باشد... . تصور می‌کنم روز رفتن را! *** تصور می‌کنم کسانی را که برایم گریه و ...

  • دلنوشته‌ی روز رفتنم
  • دوشیزه مجهول
  • بهار قربانی
  • تعداد صفحات : 13
  • تگ: محبوب
  • بازدید: 1580
ادامه و دانلود