خلاصه رمان : دانلود رمان سوگند به دست هایت داستان درمورد رها باستانی؛ دختر آروشا و اوستا هست که بخاطر شباهت زیاد به مادرش همه آروشا صداش میزنن. زندگی رها گره میخوره به گذشته مادرش و رها میره تا معماهای جلد اول رو حل کنه. عاشق میشه و به دست های عشقش سوگند میخوره که همیشه پاش بمونه.دوباره نگاھی به بچه ھا انداختم که کبود شده بودن رو تخت، منم بالشو از زیر پیرھنم در آوردم و شوت کردم سمت بھزاد که صاف خورد تو صورتش .بعد برگشتم سمت سحر که با تعجب نگام میکرد .یه لبخند گله گشاد تحویلش دادم ،پریدم لپشو ماچ کردم : چیه زن عمو؟؟ گیج میزنی چرا؟نشناختی؟ داشتم ادای عروس آیندتو در میاوردم دیگه! سحر زد زیر خنده:بھار ...

  • سوگند به دست هایت
  • میم.الف (مهسا ٩٣)
  • ستاره سیاره
  • تعداد صفحات : 1000
  • عاشقانه
  • بازدید: 6232
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان معمر _ پیرمردی، در میان شوریدگی از جنس نفرت، قلب فرتوتش زیر آواری از خاطرات تلخ گذشته شکسته شده! با هجوم یک اتفاق ناگهانی به راحتی استشمام می‌کند بوی تعفن و رغبت انگیز عشقی کهنه را؛ اما دروازه‌ی قلبش قفلی دارد از تبار کهنگی که هیچ‌کس توان عبور از آن را ندارد. بلکه شاید باشد چشمان شهلایش کلید همان دروازه‌ی خاک خورده.   رمان معمر   قسمتی از رمان: به عادت هر روزه‌اش چای خوش رنگی در همان لیوان محبوبش که جنس و زنان رویش تباری از چین داشتند دم کرد و بین دست‌های چروکیده و لاغرش گرفت. عطر چای وقتی به بینی صاف و متناسبش می‌خورد، حس خوبی در جای‌جای بدنش شکل می‌گرفت. او را به دوران کودکی‌اش سوق می‌داد. زمانی ...

  • معمر
  • ریحانه نصیری
  • شادی روحبخش
  • تعداد صفحات : 246
  • عاشقانه / اجتماعی / درام
  • بازدید: 6469
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان دعوا تا عشق _ همه چیز یا یک برخورد ناخودآگاه شروع می‌شود؛ یک تصادف!‌ مردی که زندگی‌اش بر مرکزیت غرورش می‌چرخد. دختری که خط بطلان بر روی عشقش می‌کشد. حال این میاد علاقه‌ی عمیق قلب‌هایشان پرقدرت‌تر از انکارشان به میان می‌آید و بی‌توجه به خطری که سهیل را با علاقه‌ی سیتا تهدید می‌کند و بی‌اعتمادی نقش بسته بر افکار سیتا، رخ می‌نمایند.   رمان دعوا تا عشق   قسمتی از رمان: طبق معمول با صدای امره خانم از خواب بیدار شدم. - جانم؟ - دخترم پاشو بابات صدات می‌کنه. - باشه الان میام. - باشه دخترم. از تخت بلند شدم و کش و قوسی به بدنم دادم. رمان عاشقانه موهام رو شونه کردم و باز گذاشتم؛ با همون لباس سفید بلندم که تا زانوم بود از پله‌ها پایین ...

  • دعوا تا عشق
  • سیتا راد
  • فائزه اکبری
  • تعداد صفحات : 326
  • عاشقانه
  • بازدید: 42006
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان آرامش بودنت _ در پی ماجراهای غیرمنتظره‌‌ای زندگی شش دختر به زندگی شش پسر گره‌ می‌خورد. دخترانِ در بند کشیده شده مدتی زندگی خود را همراه با پسرهای عجیب داستان می‌گذرند تا اینکه روز آزادی فرا می‌رسد. حالا پس از تمام آن اتفاقات، تقدیر همه چیز را دستخوش تغییر قرار داده و آینده‌شان را وابسته به هم کرده است.   رمان آرامش بودنت     قسمتی از رمان: با برخورد آب سردی به صورتم، به‌هوش اومدم؛ اما نوری که مستقیم به چشمام می‌خورد اذیتم می‌کرد و مانع از باز کردن چشم‌هام می‌شد. با یه سیلی روی زمین پرت شدم. دستم روی صورتم بود، چشمام رو آروم باز کردم. دیدم تار بود، چندبار پشت‌ سر هم پلک زدم که این‌بار یکی با پا توی شکمم ...

  • آرامش بودنت
  • عسل کورکور
  • صبا عباسی
  • عاشقانه / اجتماعی
  • بازدید: 9501
ادامه و دانلود

مقدمه: مجموعه دلنوشته‌ های آنچه از دل برآید _ شرح دلتنگی من بی تو همین فاصله‌هاست. خسته‌ام...! خسته از این فاصله‌ها، خسته از سرمای وجودت، خسته از حالت دلدادگی‌ام!​   مجموعه دلنوشته‌ های آنچه از دل برآید   قسمتی از دلنوشته: نزدیک‌ترین ستاره به زمین خورشید نیست؛ اشتباه نکن؛ تو هنوز چشمان او را ندیده‌ای! *** تو با باد خزان آمدی و در دلم نشستی. خدا کند دروغ باشد که می‌گویند: «باد آورده را باد می برد... .» *** بخند! می‌دانم که زندگی همیشه زیبا نیست؛ اما نقطه‌ی ضعف دنیا، خنده‌های توست. بخند که خط لبخندت، تمام دنیا را به جنون می‌کشد! *** تمام قلبم پر از درد است؛ دردی که تو... با رفتنت برایم به یادگار گذاشتی. ای کاش میشد قلبم را در آغوش بگیرم تا شاید کمی یادگاری‌هایت را حس کنم! *** اگر در کنار بهار و تابستان و پاییز و زمستان یک ...

  • مجموعه دلنوشته‌ های آنچه از دل برآید
  • سما شمس
  • آرزو توکلی
  • تعداد صفحات : 22
  • عاشقانه
  • بازدید: 2058
ادامه و دانلود

معرفی رمان: رمان نگاه آشنا به یک غریبه _ یک‌اتفاق باعثِ بهم خوردنِ همه‌چیز شد.‌ آسو بعد از حادثه‌ای که واسه‌ی باارزش‌ترین فرد زندگیش اتفاق افتاد، به‌سوی انتقام می‌ره. اما شاید آدم‌های اطرافش خطرناک‌تر از چیزی که فکرش رو بکنِ باشن. با ورودش به دنیای اون آدم‌ها اتفاق عجیبی می‌افته...   رمان نگاه آشنا به یک غریبه   قسمتی از رمان: نگاهی به‌ خودچکیده نگارم اَنداختم؛ لبخندی نمکی زدم. گوشواره‌هام رو انداختم، یه‌آرایشِ مشتی هم کردم. رُژِ لبِ قرمز رنگم رو زده و به خودم زل زدم. جلوی موهام به‌خاطر رنگی که کرده بودم بور بود. البته فقط دوتا تیکه‌ش، بقیه‌ش رنگِ اصلیِ موهام بود. موهام رو باز گذاشتم، در کل از خودم راضی بودم. چشم‌های عسلی رنگم با مژه‌هام تنها قسمتِ خوبش بود. تیپی بنفش ...

  • نگاه آشنا به یک غریبه
  • صبا طهرانی
  • فاخته
  • تعداد صفحات : 218
  • عاشقانه / جنایی / مافیایی
  • بازدید: 8644
ادامه و دانلود

معرفی رمان: رمان عشق خوش نام من _ همه چیز از یک تماس غیرمنتظره شروع می‌شود. دلارا مأمور نفوذی پلیس و نزدیک‌ترین دوست بهاره بر اثر شلیک گلوله به کما می‌رود. همین موضوع بهاره را برای کامل کردن کار نیمه‌تمام دلارا وارد ماجرای پر پیچ و خمی می‌کند. قصه‌ای پر از ریسک و خطر در کنار سرگردی کارکشته که در کنار تمام اضطراب‌ها برایش اتفاقات جدیدی را رقم می‌زند.   رمان عشق خوش نام من     قسمتی از رمان: حوصلم سر رفته از صبح خبری از دلارا ندارم معلوم نیست دوباره کجا رفته هرچی هم زنگ میزنم به گوشیش میگه در دسترس نیست دلم خیلی شور می‌زد این دختر هنوز بچه بود. نمیدونم چرا جدیدا انقدر سرکش شده. رمان عاشقانه هوف حالا چیکار کنم بلند شدم برم ...

  • عشق خوش نام من
  • بهاره نوری
  • زری مصلح
  • تعداد صفحات : 415
  • عاشقانه
  • بازدید: 26889
ادامه و دانلود

خلاصه : دانلود رمان ویتامین آ دی نقاشی را دوست دارم گل‌ها را درون گلدان می‌کشم نمک را در نمکدان می‌کشم ماهی را در ژرفای دریا می‌کشم آب را در حوض می‌کشم ماه را در شب می‌کشم عروسک را در دست سارا می‌کشم پدر را پشت در، با دستی پر می‌کشم خنده را بر چهره‌ی تو می‌کشم عشق را در سینه‌ی تو می‌کشم دستم را در دست تو می‌کشم من نقاشی را دوست دارم ولی… درد را هم با عشق می‌کشم تا روزی که… آرام‌آرام پر بکشم! همیشه به خودش می‌نازید یک‌جور که انگار یک سر رفته اورست را فتح کرده. تنها دستاوردش، لرزاندن آرامگاه جناب فردوسی بود با مدل فارسی حرف زدنش. اه... تازه داشت یادم می‌آمد، از وقتی‌که فارغ‌التحصیل شده ...

  • ویتامین آ دی
  • ُمِگا
  • ستاره سیاره
  • تعداد صفحات : 600
  • عاشقانه
  • بازدید: 6985
ادامه و دانلود

مقدمه: مجموعه دلنوشته های از جنس خاک _ روحم اسیر شد؛ اسیر قلبی که دیگر نمی‌زد. قلبت ایستاد ولی روحت آزاد شد؛ روحت را آزاد کردی و مرا در زندانی سیاه، محبوس! گله‌ای نیست؛ خودم زندانم را سیاه کردم... .   مجموعه دلنوشته های از جنس خاک   قسمتی از دلنوشته: لبخند بزن! لبخند بزن! خواسته‌ی هر شبم در خواب همین است. تمام امید زندگیم، خنده‌هایی‌ست که در خواب می‌زنی؛ خنده‌هایی که ای کاش همیشه بر لبانت بود. آخرین بار که دیدمت، لبخند داشتی؛ لبخندی که بین خاک‌ گم شد... . *** قلبم توان زدن ندارد. پاهایم توان قدم زدن ندارند. دستانم توان لمس خاک را ندارد. زبانم توان خواندن آیه‌ها را ندارد. پس چرا باید نفس کشید؟! نفسی که دیگر امیدی ندارد... . *** زیر باران قدم می‌زنم؛ یادم هست که عاشق باران بودی. یادم هست... دستانت را باز می‌کردی و می‌چرخیدی؛ می‌گذاشتی باران تو را ...

  • مجموعه دلنوشته های از جنس خاک
  • مهسا.ا
  • ریحانه فنایی
  • تعداد صفحات : 20
  • عاشقانه
  • بازدید: 2362
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان هاریکا _ هاریکا دختری‌ست که با فلج شدن پاهایش پر پروازش چیده شده و به سقوط محکوم است؛ اما غم‌های بی‌پایان او دوامی ندارد و سرنوشت برایش خواب‌های دیگری دیده است. وی به طرز اعجاب‌آوری به یک سال قبل سفر می‌کند و اتفاقات تلخ زندگیش مجدد مقابل چشم‌هایش به نمایش در می‌آید... حال باید دید هاریکا می‌تواند از آخرین روزنه‌ی فرصت استفاده کند یا خیر. فرصتی با ظرفیت درست کردن یا نابودی همه چیز...!   دانلود رمان هاریکا   قسمتی از رمان: به تقویم نگاهی کردم و پرتش کردم. نگاهی به‌ پرستار کردم که لبخندی زد. - حالت بهتره عزیزم؟ لبخند غمگینی زدم و گفتم: - خوبم. سری تکون داد و گفت: - اون آقایون بیرونن هنوزم نمی‌خوای بیاین داخل؟ سرم رو به علامت نه تکون دادم که ...

  • هاریکا
  • صبا طهرانی
  • ستاره سیاه
  • تعداد صفحات : 186
  • عاشقانه / جنایی
  • بازدید: 7106
ادامه و دانلود