معرفی رمان: رمان یکی برایم بماند _ پریناز داستان، دختری دور مانده از ناپاکی این جهان و غرق در تنهایی نفرتبار خودش است. حالا با گذر زمان و از دست داد پدرش، تنهایی بیشتر از هر زمانی دهان کجی میکند و پریناز ناچار به جبر روزگار تصمیم میگیرد به هر قیمتی به رنگ نحس تنهایی پایان ببخشد. رمان یکی برایم بماند قسمتی از رمان: از وقتی یادم میاد تو این دنیای بزرگ به معنای واقعی کلمه پرکس و بیکس بودم. مامان پنج سال پیش مُرد، مریض شده بود. کسی به من نگفت چش بود. اصولاً هیچوقت چیزی بهم نمیگفتن. ما بخاطر کار بابا زادگاهمون رو ترک کردیم. اقواممون تهرانن فقط ماییم که اهوازیم. من دلم نمیخواد از اینجا بریم. اینجا یکی_دوتا دوست دارم، اونجا ...
